«چاقويي كه دسته‌ي خود را مي‌برد!»
عزيزان وبلاگ‌نويس اين التذهبون؟
چندي پيش بزرگمهر در چلچراغ گزارشي را به نام «من از وبلاگ‌ها، اين وبلاگ‌هاي لعنتي متنفرم» منتشر و با شديدترين وجه ممكن به وبلاگ‌ها و بلاگرها حمله كرد. بزرگمهر در اين نوشتار پرسيده بود كه به راستي براي ديگران چه اهميتي دارد كه آن‌ها شام و نهار چه خورده‌اند و يا چه خوابي ديده‌اند و... اين نوشتار هر چند كه بزگمهر را عاقبت به خير و وارد جرگه وبلاگ نويسان كرد، اما دغدغه ذهني مرا نيز برانگيخت كه چه شده روزنامه‌نگاري چون بزرگمهر اينگونه بي‌محابا بر وبلاگ‌ها مي‌تازد؟ و در اين ميان حتي هيچ اسنتنايي را نيز قايل نمي‌شود؟
مدت‌ها در اين انديشه بودم و با خود كلنجار مي‌رفتم. در اين مدت نيز، كمتر وبلاگي را ديدم كه از دريچه علمي و انديشه باز و به دور از سطحي نگري يا فحاشي جواب بزرگمهر را داده باشد.
 بزرگمهر هر چند بي انصافانه وبلاگ‌ها را نقد كرده بود، اما پاسخ نوشتارش فحش و فحاشي نبود، چيزي كه اكنون در ميان بسياري از وبلاگ‌ها متداول شده و با كوچكترين انتقادي كه به وبلاگ‌هاي آن‌ها وارد مي‌شود، بي محابا كامنت‌هاي طرف مقابل را پر از فحش و ناسزا مي‌كنند. آنهم در كجا؟ در وبلاگستاني كه قرار بود تا محل تجمع تفكرات و آراي مختلف ايراني در فضاي وب باشد.
به هر حال فارغ از هرگونه پيشداوري و به عنوان بلاگر و خبرنگاري كه روزانه دست كم بيش از سيصد وبلاگ را
مي‌بينم، بايد بگويم آنچه كه بزرگمهر و برخي دوستان را از وبلاگستان فارسي نااميد كرده، فضاي حاكم بر وبلاگستان و نوشته‌هاي برخي دوستان است كه از فضاي وبلاگ به نحو نامناسبي استفاده مي‌كنند.
اگر بلاگرها توانستند در جريان تحريف تاريخي نام خليج فارس، آمريكايي‌ها و اعراب را وادار به عقب‌نشيني كنند، تنها به نوشته‌ها و موضع‌گيري آن‌ها مربوط نبود، بلكه دليل اصلي امر به جريان فكري پويا و منعطفي باز مي‌گشت كه در فضاي وبلاگستان وجود داشت.
ما اين قضيه را در انتخابات رياست‌جمهوري و نظرسنجي سي ان ان نيز (البته به صورت محدود) ديديم، اما در ساير موارد اينگونه نبوده و بسياري از بلاگرها ترجيح داده‌اند كه از فضاي وب و وبلاگ در مواردي چون دفترچه شخصي، تماس با دوستان، خاطرات شخصي و عشقي و ... استفاده كنند كه بنده در مقام آن نيستم كه هيچ كدام از اين موارد را رد كنم. در مقابل دوستاني نيز بوده‌اند كه در سرورهاي مختلف وبلاگ‌ها همچون همتايان خارجي خود در نوشته‌هايشان، در حوزه‌هاي مختلف ادبي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي و .. از چنان بار غنايي و محتوايي برخوردار بوده‌اند كه نوشته‌هاي آن‌ها تحسين همه، حتي روزنامه‌نگاران را نيز در پي داشته است.
با اين وجود در نگاه كلان بر اين باورم كه فضاي وبلاگستان فارسي همچنان درحال رشد بوده و اين حركت رو به رشد وبلاگ‌ها را نمي‌توان به عقب برگرداند. با اين حال بايد اذعان داشت كه ما در چگونه و براي چه نوشتن هنوز با مشكل مواجه هستيم.
به اعتقاد همه اساتيد ارتباطات، گام اول در وبلاگ‌نويسي يك شروع صحيح و تعيين هدفي مشخص است. در تمام جنبه‌ها و موقعيت‌هاي زندگي نيز مهم‌ترين عامل موضوع هدفمند بودن است.
آنها مي‌گويند كه بلاگرها نبايد با روحيه احساسي و شعاري وارد عرصه وبلاگ نويسي شوند. بلكه بايد با تفكر و تدبير توانايي‌هاي خود را سنجيده و سپس وارد اين حوزه شوند
. اگر مي‌بينيم كه برخي‌ها وارد اين فضا شده و پس از مدتي از آن خارج مي‌شوند، به دليل مراعات نكردن همين امر است. از سوي ديگر
مشخصه‌ي مهم وبلاگ‌هاي ايراني، فردگرايي آن‌هاست و جلب مشاركت مردم در وبلاگ‌ها به طور حتم متاثر از اعتبار نويسنده از نظر علمي و جايگاه اجتماعي اوست كه اين امر بلاگرهاي گمنام را در جذب مخاطب با مشكلات فراواني مواجه مي‌سازد.
هر چند در مواجهه حكومتي با وبلاگ‌ها، محدوديت‌هايي وجود دارد، اما اين محدوديت‌ها آن‌قدر نيست كه به عنوان عامل اصلي سرد شدن بلاگرها به انتشار عقايد و ديدگاه‌هاي سياسي و اقتصادي منجر شود. همانگونه كه در اين فضا مي‌بينيم بسياري از كارشناسان و اساتيد دانشگاه نيز با نام واقعي خود دست به انتشار ديدگاه‌هاي خود مي‌زنند. پس چگونه بايد پذيرفت بلاگري كه از فضاي وبلاگ براي انتشار اشعار و خاطرات شخصي استفاده مي‌كند، با نام مجعول يا بدون اسم به فعاليت خود ادامه دهد؟
 و يا برخي وبلاگ‌ها كه ماه‌ها طول مي‌كشد تا به روز شوند!! آيا به اعتقاد شما اين امر توهين به مخاطب خوانندگان وبلاگ‌ها نيست؟
به نظر مي‌رسد علاقه پايدار و عمده ايراني‌ها به خواندن اين  روزنوشت‌ها بيشتر از احساست ايراني‌ها به كنجكاوي در  زندگي خصوصي ديگران مايه مي‌گيرد. البته با برخورداري وبلاگستان از قدمت چند ساله، به تدريح از دامنه اين نوع خوانندگي كاسته شده و به مرور ديگر صاحبان روزنوشت‌هاي پرخواننده ماه‌هاي گذشته، چندان دل خوشي از آن ندارند و به اعتقاد يكي از بلاگرها، بسيار حساب شده‌تر از پيش، پستوهاي ذهن و زندگي‌شان را در برابر
خوانندگان به نمايش مي‌گذارند. به اين ترتيب بايد پذيرفت كه در صورت تحقق اين امر و عدم پذيرش آن از سوي بلاگرها، برخي از وبلاگ‌ها خوانندگان خود را از دست خواهند دادكه اين براي يك وبلاگ كه از مخاطب محدودي برخوردار است، يك فاجعه محسوب مي‌شود.
اولين حلقه و خط مقدم تاثيرگذاري وبلاگ‌ها بر دانشگاه و فضاهاي روشنفكري است كه با تاسف در اين حوزه نيز تحول چنداني رخ نداده است.
 اين سخن به معناي عدم پذيرش وبلاگ‌ها توانمند و مستعد اين حوزه نيست، بلكه صرفا به معناي عدم مقبوليت عمومي در فضاي دانشگاهي است.
سخن آخر اينكه  اين فضاي آشفته وبلاگستان ناشي از چيست و عزيزان وبلاگ‌نويس ما به كجا مي‌روند؟ دوست ندارم سوء تفاهمي به وجود بيايد و خود را نيز در زمره اين عزيزان مي‌دانم. پس دوباره مي‌پرسم: عزيزان وبلاگ‌نويس اين التذهبون؟
يك سوال ديگر چرا ما قوائد اخلاقي را در فضاي وب مراعات نمي‌كنيم؟ به اين سوال لطفا شما پاسخ دهيد.

/ 68 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمدی

اما ... اما ... همه اینها بهانه است تا بگویم ... و بازهم محرم آمد و بازهم عاشورا شد . اما دیگر محرم برای ما ماهی از سال ذو عاشورا روزی از 365 روز نیست که هرروزمان عاشوراست و هرلحظه باید انتخاب کنیم که ... براستی آیا منظور از آن 10شبی که خداوند در سوره فجر به آن قسم ميخورد 10 شب اول ذیحجه است که به عرفه و قربان ختم میشود ؟یا 10 شب اول محرم که به تاسوعا و عاشورا منتهی میشود؟ من نمیدانم فقط ميدانم که سوره فجر سوره حسین (ع )است که او نفس مطمئنه است و میدانم که زهرا (س) سوره قدر است .آن لیله مبارکه زیرا که...

مون

سلام از اینکه تشریف اوردین ممنون . راستش من ته سفرم یعنی وقت زیادی ندارم ولی ان شاءالله برمی گردم و متن رو می خونم البته اگه عمری باقی موند (مطمئن باشید می مونه) در پناه خداوند مون

حامد

سلام علی اقای عزیز . آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم . وبلاگ به این قشنگی و پر محتوایی و پر بازدید مثل این وبلاگ اینجاست و ما دنبال وبلاگ می گردیم . بابت زحمتی که کشیدید و خبر برترین وبلاگها پرشین بلاگ را در ایسنا قرار دادید ممنونم . من که این ایدی شما را در وبلاگ اد کردم تا بیشتر با هم همکاری کنیم . اگه ایدی دیگه ای دارید این ایدی من هستHAMED5402 خوشحال می شم با هم در زمینه معرفی وبلاگها همکاری داشته باشیم . راستی حرفهای بزرگمهر را زیاد جدی نگیر .

balal jalili

بسيار زيبا و انديشمندانه بلال جليلی

پروانه هیچستان

ادامه : ای کاش میفهمیدیم که وبلاگ یعنی دفترخاطرات بازی که هر کسی میتواند به راحتی بخواندش نه مرجعی برای تفاسیر سیاسی و اخبار و عوض کردن جهان و این تنفر داشتن از وبلاگ نویسها بسیار کودکانه و بی خردانه است . من با شما کاملا موافقم با رعایت قواعد اخلاقی در همین فضای وب. همیشه شاد باشید

پروانه هیچستان

علی آقا سلام نوشته جالبی بود. مطلب بزرگمهر را هنوز نخوانده ام ولی سوالي که در ذهنم آمده اين است که آيا ما تعريفی برای وبلاگ داريم؟‌ آيا وبلاگ هم همانند روزنامه هفته نامه يا ماهنامه تعريف شده است؟ با جستجويی کوتاه اين تعاريف برای وبلاگ پيدا ميشود: An online journal or diary that is frequently updated (also referred to as a blog). یا: a public web site where users post informal journals of their thoughts, comments, and philosophies, updated frequently and normally reflecting the views of the blog's creator. چیزی که در هر دو این تعاریف مشترک است خاطرات و شخصی بودن آن است. اگر ما بتوانیم قبول کنیم که وبلاگنویسی به معنای روزنامه نگاری با مخاطب عام نیست و هر کس با کنترل بر کلید بستن صفحه میتواند اختیار داشته باشد که هرچه را که دوست ندارد نخواند آنگاه این توقعات و تزنویسی های بی جا بوجود نمیاید.

سورنا گیلانی

با درود فراوان . از اينکه تارنگار سرزمين جاويد را شايسته بازديد دانسته و با نيک نگری و نيک انديشی در نوشته های ان اينجانب را مورد مهر خويش قرار داده ايد سپاسگزارم . من نيز از اينکه با تارنگاری ارزشمند و ارزنده چون تارنگار ایران مهر و البته صاحب قلمی توانا چون شما اشنا گشتم شادمانم . دوست گرامی فرمايشاتتان در مورد پورپيرار درست است . اما به یقین او و سایر همپالگیهایش نيز بسان ديگر انيرانيان سرانجامي جز سرافکندگی و خواری نخواهند داشت . بازهم سپاسگزارم . پیروز باشید . بدرود .

عصام اتحادي

بسيار جالب است وب سايت شما ممنونم که از وبلاگ مفسر تعريف کرده ايد .

فرشته مهر

با تشکر و ممنون از اينکه به وبلاگ من اومديد به قول شما وبلاگ نويسی هم بايد فرهنگی داشته باشد

ساسان آريا

سلام .. مي دانيد كه ما هر بنويسيم باز هم كم است ولي رسالتي وجود دارد كه من به آن اعتقاد دارم... و نبايد در اين محيط مجازي انتظار عملكردي حرفه اي را داشت .. از طرفي نويسندگان حرفه اي نيستند و از هر سن و سالي وجود دارد با تحصيلات و فرهنگ هاي مختلف ... اينكه آزادي بيان در جامعه فيزيكي ما وجود دارد يا نه بسيار مهم است و چرا همه حرفهايشان را در محيط مجازي مي زنند.. آيا در واقعيت از چيزي واهمه دارند... اين كه عقده ها را با موضوعيت فحش و ناسزا در وبلاگ ها باز مي كنند نشاندهنده ي خيلي مطالب مي تواند باشد... اما در نهايت من معتقدم كه گريزي از اين موراد نيست و دوره اي است كه بايد طي شود... و فقط ما مي توانيم با ايجاد فضاي مناسب تاثير بسيار كمي در آن بگذاريم ... موفق باشيد