ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

 

دمی با استاد موذن‌زاده

شايد برای من که از کودکی با نغمات زيبا و سرکش موسيقی اصيل و سنتی ايران بزرگ شده‌ام اين حوزه بسيار بيشتر از ساير حوزه‌های هنری اهميت داشته باشد. به اين ترتيب هنرمندان موسيقی نيز برای من هميشه يک نوع نگرش به گذشته آن هم گذشته‌ای توام با احترام داشته‌اند.

يادم هست از بچگی صدای زيبای موذن‌زاده با آن اذان تاريخی و مشهورش برايم تازگی داشت و هميشه شنيدن اين اذان مرا به حالت خاصی فرو می‌برد. ديگران نيز همينطور. آواز بنان و شجريان و ناظری و ساز هنرمندانی چون شهناز و تجويدی و ... هميشه برايم آرامش‌بخش بوده و خواهد بود. هميشه هم آرزوی ديدار اين بزرگان و صحبت با آنها را داشتم که بعدها فهميدم ديدن اين بزرگان چندان هم سخت نيست. البته شايدبرای ما!

اين روزها که شنيده‌ام استاد موذن‌زاده در بستر بيماری است منقلب و فشرده شده‌ام. سابقه آشنايی من با اين خانواده به اواخر سال ۸۱ باز می‌گردد که در آن زمان استاد مير سليم را ديدم. خانواده «موذن زاده» نامي آشنا درموسيقي آوازي و مذهبي كشور است، صوت اذان زيباي رحيم موذن زاده در گوشه روح الارواح در آواز بيات ترك كه درسال 1334 ضبط شده است هنوز هم دل‌های همه ما را صيقل مي‌دهد، مير سليم موذن‌زاده هم، از بچگي بلبل خوش الحان بوستان حسيني بوده است. از او راجع آثارش پرسيدم و زندگيش که گفت: تقريبا درشبكه دوم سيما 110 برنامه اجرا كرده ام كه اين برنامه ها پخش نشده و در بايگاني نگهداري مي‌شوند شايد هم پس از مردن من آثارم پخش شوند!  سال ها زحمت كشيده ام كه جوانان را از تهاجم فرهنگي به سوي فرهنگ ايراني مصون نگه داريم و نتيجه اش هم آنكه از آهنگ‌هاي اصيل در بخش پخش خبري نيست.

او گفت: چرا شجريان كه اين همه براي موسيقي و هنر ايران زحمت كشيده تنها در خارج از كشور برنامه اجرا مي‌كند؟ مگر چند هنرمند مثل شجريان داريم؟ دليلش هم آن است كه قدر ما را نمي‌دانند و متاسفانه آنطور كه شايسته است از توان هنرمندان استفاده نمي‌كنند .

حدودا يک سال از آن تاريخ گذشت که بحث ساخت فيل عاشقانه‌های ايرانی ساخته استاد و مراد دوست‌داشتنی خودم «اميد شريف‌موسوي» از هنرمندان جوان کشور پيش آمد. اميد برای من در خيلی جاها سرمشق بوده و الگو و اين فيلمش هم در مرحله تدوين قرار دارد. به هر حال از استاد با واسطه حاج سليم وقت گرفتيم و به ديدارش شتافتيم. در راه همه‌اش به دنيای کودکی خودم می‌انديشيدم و آن اذان زيبا و گيرايی که هنوز هم اشک از چشم‌ها فرو می‌سازد.

خانه‌ ساده و بی‌پيرايه‌‌اش در کرج بود. ما عصری با گروه تدارکات به منزل ايشان رسيديم. يادش بخير ماه رمضان بود و افطار ساده‌ای را در کنار اين مرد وارسته و بی‌ادعای موسيقی مذهبی ايران  تناول کرديم. خاطره اين موضوع هيچگاه از جلوی چشم‌هايم پاک نمی‌شوند. دليلش را خودم هم نمی‌دانم. اما هر چه که بود در سادگی و اخلاص اين مرد خلاصه می‌شد. چرا که هر وقت از اخلاص حرف می‌زد موجی از برق را در چشم‌هايش می‌شد احساس کرد. از او خواستيم تا در جلوی دوربين راجع زندگی و آثارش صحبت کند. موذن‌زاده پس از گذر سال‌ها همان حجب و حيای خاص خود را دارد و می گويد: مکه  بوديم که اعلام کردند استاد موذن زاده اينجاست و نمی‌دانی که اين اعراب چه‌ها می‌کردند.

از او خواستيم تا برايمان دوباره همان اذان را بگويد و او گفت. به همان زيبايی و گيرايی سال‌های گذشته. زندگی خود را هم اينگونه و مختصر توضيح داد:

من سال 1304 در اردبيل به دنبال آمدم، ‌در آن دوران ما عوض دبيرستان مكتب مي‌رفتيم. همه هم متدين بودند. خانواده‌ها در دوره‌ي ما در ابتداي امر بچه‌ها را با قرآن مانوس مي‌كردند. ما هم پس از طي اين مرحله به مدرسه حاج ابراهيم آمديم. طلبه بوديم به اصطلاح امروز، ولي در حين طلبگي، اين اذان با ما همراه بود. صبح و ظهر و عصر و شب در مسجد و اماكن مذهبي هر روز اذان مي‌خوانديم، ‌تا اينكه يك شب كه پدرم در خيابان ايران اردبيل ساكن شد. او عادت داشت هركجا كه ميهماني هم برود صبح پشت بام رفته و اذان بگويد، صبح آن روزي كه پدرم اذان گفت: امام جمعه‌ي اردبيل گفته بود كه من صداي ملكوتي مي‌شنوم، ببينيد اين صدا از كجا مي‌آيد. آن‌ها همه خانه‌ها را گشته بودند تا اينكه صاحب خانه‌ي ما گفته بود شيخ عبدالكريم اردبيلي اينجا آمده و اوست كه اذان گفته است. ما را خواستند و آوردند در مسجد و در داخل مسجد به ما 2 تا اتاق دادند. مرحوم پدرم سال 1322 براي نخستين بار اذان را در راديو گفت و همين طور تا 1326 كه برنامه‌ي سحري را به صورت زنده اجرا مي‌كرد.

او در سال 1329 سكته كرد و من قبول كردم جاي او اذان بگويم تا الآن كه با اين سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم كه با گفتن آن يك اذان، براي اسلام ومملكتم كاري كرده‌ام. ما كه نه ثروت داريم و نه مكنت و همين يك اذان برايمان بهترين خير است.

هر روز تلفن مي‌زنند و مي‌گويند كه اين اذان خيلي زيبا گفته شده است، مي‌دانيد چرا؟ من جوابتان را مي‌دهم براي اين كه باطن - اشاره به قلب- خوشگل است، براي اين كه اين اذان را با دهن روزه پر كردم تا قربه الي الله باشد. اين يك كار مادي نبود بلكه معنوي بود نتيجه‌اش را هم مي‌بينيد. واعظ تهراني درجايي گفته بود اذان همه قبول باشد اذان است اما اين اذان موذن‌زاده آدم را وادار مي‌كند كه به مسجد بيايد.

البته اين اذان گفتن در خانواده‌ي ما موروثي است. 150 سال است كه خانواده‌ي ما اذان مي‌گويند. حتي زماني كه در اردبيل آن موقع‌ها شناسنامه مي‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگي انتخاب مي‌كردند. به بابايم هم گفته بودند تو چيكاره‌اي؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگي شما موذن است.

زماني كه سال 1329 پدرم فوت كرد و من جاي او رفتم. گوينده‌ها مي‌گفتند اذان، اذاني كه به وسيله استاد موذن، ” زاده اردبيلي” گفته شده است. لذا اين “زاده اردبيلي” از آن موقع به اسم ما اضافه شد. يك روزي هم تصميم گرفتم تا يك اذان يادگاري را بگويم. در استوديوي 6 صدا و سيما هر گوشه‌اي انداختم نشد تا اينكه آن را در روح‌الارواح آواز بيات ترك به اين شكل كه بيش از 50 سال پخش مي‌شود گفتم. ما ايراني هستيم و اذان ما بايد برخاسته از خودمان باشد. الان اذان خوان‌هايي هستند كه تقليد مي‌كنند از عربستان و اين پسنديده نيست و خود ما بايد ابتكار به خرج دهيم. الآن 50 سال است كه كسي نتوانسته روي اين اذان من اذان بگويد حتي برادرم سليم كه آن صداي گيرا و زيبا را دارد و اين خواست خداست. همان خدايي كه مي‌گويد اگر با من يك‌صدايي كنيد، محبت شما را به قلوب همه مي‌اندازم. البته 20 سال پيش مي‌خواستم يك اذان ديگر به مدت 15 دقيقه كه در وسط آن دعا است را پر كنم اما نگذاشتند و گفتند كه اذان 6 دقيقه بيشتر نمي‌شود. ولي در كل مي‌خواهم بگويم در هر كاري كه خدا و اخلاص در نظر گرفته شود آن كار جواب مثبتي خواهد داشت.

به هرحا اين را نوشتم تا بدانيم که اذان موذن زاده در نوع خود کاری بی‌بديل است که در دنيای جهان اسلام در زيبايی سابقه نداشته است. چرا که غالب مداحان مذهبی ما با دستگاه‌های موسيقی ايرانی آشنايی ندارند. اين در حاليست که بسياری از مداحان بزرگ گذشته به خوبی با اين دستگاه‌ها آشنا بوده و موسيقی ايرانی را از اين طريق حفظ کردند. تاثير برخي از اذان‌هاي مشهور بر روي مخاطبان نيز، به دليل آشنائي قاريان و موذنان با دستگاه‌هاي موسيقي قرآني و نغمات اصيل موسيقي ايراني است.

در حقيقيت آنچه كه ما درباره‌ي تلاوت قرآن مي‌شنويم مجموعه‌اي است از اصوات موزون كه از يك بعد تحت تاثير نغمات موسيقي و از سوي ديگر تحت تاثير ابعاد دروني اعجاز قرآن قرار دارد يعني از بعد دروني كلام آهنگين و موزون قرآن يكي از جايگاه‌هاي اعجاز به شمار مي‌آيد. در ادامه اين روند قاريان قرآن با تسلطي كه بعدها به نغمات و نواهاي موسيقي پيدا كردند در پرداخت هر چه بهتر آيات و كلام الهي اهتمام ورزيدند تا آنكه به بهترين نحو ممكن اين كلام را به گوش مخاطب برسانند. در صدر اسلام تلاش بر اين بود كه در لحظه‌ي اذان و عبادت، شنونده را از گرفتاري‌هاي دنيوي فارغ كنند لذا اينجاست كه دستگاه‌هاي قرآني و نواهاي موسيقي وارد عرصه شده‌اند نتيجه‌اش نيز ارائه و عرضه تعداد بي‌شماري اذان و اقامه توسط قاريان بزرگ بود كه داراي نبوغ موسيقايي بوده‌اند. قاريان بزرگ براي اينكه نمادهاي مذهبي را به بهترين نحو ارائه كنند به سوي نغمات موسيقي ايراني روي آورده‌اند. مثل اذان و اقامه بيات ترك كه هنوز جزء بهترين اذان‌ها به شمار مي‌آيد. اين اذان براي بار اول توسط مرحوم جناب دماوندي و سپس تاج اصفهاني ارائه شد در نهايت نيز استاد موذن‌زاده اردبيلي اذان را در بيات ترك ارائه كرد كه هنوز طنين زيباي آن از گلدسته‌ها به گوش ما مي‌رسد. آواز بيات ترك داراي شور عارفانه و عاشقانه‌اي است كه انتهاي آن به حزن محدود نمي‌شود بلكه شور خاصي را در شنونده ايجاد مي‌كند. اگر قاريان ما تلاش كنند تا با نغمات اصيل موسيقي ايراني و همين طور دستگاه‌هاي موسيقي قرآني مثل حجاز، سه گانه، دو گانه و ... آشنا شوند موفقيت‌هاي بيشتري در تلاوت قرآن و ارائه اذان و اقامه، نصيب آن‌ها خواهد شد.

در پايان نيز اميد به آن داريم تا استاد موذن‌زاده هر چه زودتر از بستر بيماری به پا خيزند چراکه ما او را چشم‌در راهيم شباهنگام.

+   علی مومن‌ لو ; ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٢/۱۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir