ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

سایه‌های سکوت در موسیقی ایرانی

درباره اینکه باید درخصوص موسیقی چه نوشت؟ هم  زمان و هم وقت شاید به ما مجال ندهد. چرا که بازخوانی رخدادهای موسیقی در ۲ دهه اخیر سیمایی از نگرش به این هنر را ترسیم می‌کند که شاید بازخوانی آن بتواند تا حدی سیمای کارگزاران این هنر را نیز به تصویر بکشد.

شاید زمانی که محمد رضا شجریان  در سال‌های پیش از انقلاب به اوضاع نابسامان موسیقی اعتراض می‌کردُ. حتی در تصورش نیز نمی‌گنجید که یک روزی در دوران پس از انقلاب به ریاست سازمان صدا و سیما نامه بنویسد و خواستار آن شود که آثار مرا پخش نکنید! این امر هر چند نشان از رخدادهایی تلخ در این حوزه هنری داشتُ اما آن موقع هیچکس به خود اجازه نداد که از شجریان بپرسد چرا و چگونه؟ تا اینکه بعدها بسیاری از هنرمندان طراز اول موسیقی نیز پی بردند که برای پیشبرد اهداف موسیقی ناب ایرانی نباید به کمک‌های هیچ ارگانی امیدوار باشند. این در حالیست که پس از انقلاب به دلیل پشتیبانی‌های محدودی که انجام شد هنر موسیقی ایرانی و سنتی راه کمال را پیمود و  به دوران اوج خود نزدیک شده بود. اما به یکباره با هجوم موجی از موسیقی که پاپ نبود و آن را عده‌ای به زور پاپ خواندند! اوضاع نامناسبی برای موسیقی ایرانی رقم خورد که هنوز هم کمابیش این مشکلات به چشم می‌خورد.

در این میان اوضاع به گونه‌ای وخیم شد که حتی صدای خوانندگان دهه اول و هنرمندانی که به نوعی پایه‌گذار پاپ در ایران بودند مثل قاسم افشار و اعتمادی و عصار نیز در اعتراض به روند موجود درآمد. در سایه این امر است که اکنون گردهی مثل کامگارها اعلام می‌کنند که به دلیل مشکلات موجود در ایران اجرای برنامه نخواهند داشت.

حال و روز موسیقی نواحی هم که نیاز به تعریف ندارد وبا از بین رفتن بازماندگان و یادگارهای محدود این حوزه که باید از آنها به عنوان میراث موسیقی ایران نام برد. به زودی این حوزه نیز از ذهن‌ها پاک خواهد شد در آینده‌ای نه چندان هیچکس حتی در کتاب های درسی نیز نام بزرگانی چون حاج قربان سلیمانی را نخواهد شنید کما اینکه اکنون نیز نمی‌شنوند و اگر بگوییم که اجرای این هنرمندان در جشنواره آوینیون فرانسه به عنوان اجرای برتر شناخته شده لابد به ما خواهند خندید!...

موسیقی سنتی و ایرانی نیز همینطور! البته به تازگی رییس مرکزموسیقی صدا و سیما از ایجاد تعادل در زمینه تولید و پخش موسیقی پاپ و سنتی بر اساس نیازهای جامعه خبر داده و گفته است: سال گذشته موسیقی پاپ دارای سهم 70 درصدی و موسیقی سنتی دارای سهم 30 درصدی بود .اما امسال سعی خواهد کرد، سهم موسیقی سنتی 55 درصد و موسیقی پاپ 45 درصد باشد.

اما این همه داستان نیست و سیاستگذاری‌های ناهمگون مراکز موثر در موسیقی کشور نیز به مشکلات موجود دامن زده است. نگاهی موشکافانه به مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در حقیقت متولی اصلی و سیاست‌گذار موسیقی در ایران است. می‌تواند تا حدی در فهم بهتر این مطلب به ما کمک کند.

قبل از اینکه علی مرادخانی باسابقه‌ترین مدیر موسیقی کشور بخواهد سکان هدایت مرکز موسیقی را از دست بدهد تلاش‌های زیادی هم از سوی هنرمندان و هم خانه موسیقی صورت گرفت تا وی ریاست این مرکز حساس را همچنان در دست داشته باشد. ارتباطات مناسب مرادخانی با مراکز قدرت و مدیران ارشد اجرایی باعث شده بود تا در ۱۴ سال اخیر مرادخانی علیرغم تمامی انتقادات وارد شده  به مرکز موسیقی  سیاست‌های آن مرکز را پیش ببرد. اما استعفای مرتضی کاظمی از سمت معاونت هنری باعث شد تا مرادخانی نیز که خیلی‌ها بر این باور بودند که او جایگرین کاظمی استُ به قول خودش به خودش استراحت دهد. به هر حال استفای مرادخانی پذیرفته شد و با موافقت وزیر ارشاد سکان هدایت این مرکز به دکتر همافر - مدیر کل سابق ارشاد  شیراز و مشاور وزیر - واگذار شد.

همافر بر خلاف مرادخانی ترجیح داد که سیاست‌های خود را در سکوت و  به دور از چشم رسانه‌های گروهی پیش ببرد. او تاکنون در خصوص دلایل این امر توضیح نداده و جز معدود موارد حتی با خبرنگاران نیز گفت‌وگو نکرده است.  هرچند به نظر می‌آمد که در ابتدای کار همافر با ترکیب کنونی سیاست‌های مرکز موسیقی را پیش ببرد. اما شواهد  کمی بعد نشان داد که اینگونه نخواهد بود و همافر بخش اعظمی از مدیران این مرکز را عوض کرد تا باز هم ثابت شود که نوع مدیریت ما حتی از نوع فرهنگی آن هم که شده اتوبوسی است! اوضاع در مرکز موسیقی حوزه هنری هم چندان چشمگیر و مطلوب نیست . به هر حال در مجموع باید گفت که اوضاع موسیقی حال و روز مناسبی ندارد و هنرمندان برجسته نیز در این شرایط ترجیح داده‌اند تا دور از سیاست و بخش اجرایی در سکوت و تنهایی آثار خود را منتشر کنند تا اگر احیانا پخش لاله‌زار اجازه دادُ بتوانند این آثار را به دست مخاطبان و شیفتگان موسیقی ایرانی برسانند و این همان چیزی است که باید نام آن را سایه‌های سکوت در حوزه موسیقی ایران عنوان کرد. چیزی که باورکنید برای موسیقی این کشور چون سم مهلک و کشنده است. 

+   علی مومن‌ لو ; ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱/۳۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir