ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

یادی از دوران سربازی

  تجربیاتی که روزگار در طول  دوران نوجوانی از نظامیگیری به من یاد داد، تجربه ای مانا و گیرا بود. البته از ابتدا بگویم که من عاشق نظامی بودن و افسری بودم و از همان دوران ابتدایی با عشق نظام جمع بزرگ شدم.اما چندی بعد که به سنم افزوده شد،  و صد البته بخت نیز یار نشد، پی بردم که هر کسی را بهر کاری ساخته اند و آدمی مثل من نیز با همه عشق و علاقه به نظامیگیر نمی تواند برای همیشه نظامی بماند. به هر حال سال 1378 پس از اتمام تحصیلات عالی در دانشگاه تهران عازم مرکز آموزشی 01 وابسته به نیروی زمینی ارتش شدم و پس از 2 ماه خاطرات ماندگار و به دست آوردن دوستان خوبی مثل رضا ذاکری، باقری، محبی، سوارآبادی، محمدی و ... اینبار عازم مرکز پیاده شیراز شدم تا کد افسری ببینم. 2 ماه نیز در شیراز دوره دیدیم و شدیم ستواندوم نزاجا. با توجه به روحیه خرخوانی من که از کودکی باهام بود، من نفر سوم دوره شیخ صدوق ارتش شدم. لذا بار دیگر با اختیار تهران و 01 را برای ادامه خدمت برگزیدم و به  پادگان خودم بازگشتم.  خلاصه جای شما خالی!! دورانی بود برای خود. راستی تا یادم نرفته بگویم که  در 01 نیز 2 بار به عنوان افسر وظیفه نمونه نتخاب شدم و  سرانجام شهریور سال 1380 لباس مقدس سربازی را در آوردم و در کمد خاطرات بایگانی کردم. امیدوارم یادمان باشد که همه ما سرباز این کشوریم و باید دین خود را به این کشور بلند آوازه ادا کنیم. تا باد چنین بود و تا باد چنین باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+   علی مومن‌ لو ; ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir