ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز

درباره نوروز یا «روز نو خودمان» که برای اولین بار در سال جاری صفت بین المللی و ثبت در فهرست یونسکو را نیز از آن خود ساخته است، بحث و سخن فراوان است. بحث در خصوص نوروز به تعبیر مولانا همان مصداق «هر کسی از ظن خود شد یار من» بوده و هزاران هزار دیدگاه در این خصوص انتشار یافته است. وقتی که همه این دیدگاه ها را کنار هم بگذاریم متجه می‌شویم که در تمام این دیدگاه‌ها عناصر مشترکی چون پاکیزگی، ضرورت نو شدن در همه ابعاد، یاری و کمک به مستمندان، دید و بازدیدهای نوروزی و ... به چشم می خورد. همین امر نیز بر اهمیت مصداقی نوروز افزوده و ما را وادار به کرنش و احترام به این سنت نیکیوی پیشینیان و گذشتگان ایرانی می کند. به قول دکتر کوروش نیکنام ایرانیان باستان، بر پایه‌ی آموزش‌های پیامبرشان اشو زرتشت، بر این اندیشه بودند که شادی از جلوه‌های نیک اهورایی و همساز با زندگی‌ست، با این نگرش، پیوسته بر آن بودند تا در هر مناسبتی اندوه و سوگواری را از خود دور سازند. جشن نوروز از برجسته‌ترین و با شکوه‌ترین یادگاری‌های ایرانیان است که سال‌های زیادی را پشت سر گذاشته است و یکی از جشن‌های بسیار کهن جهان به شمار می‌رود.

بیشترین ارزش این جشن را می‌توان در آن دانست که با سپری کردن نشیب و فرازهای فراوان، چون کوهی استوار ایستاده و با روح و احساس مردم این سرزمین چنان سرشته شده است که آنها همه ساله در ژرفای دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسیدن آن هستند و از هفته‌ها قبل، با ایمان و علاقه‌ی سرشتی به پیشبازش می‌روند.

بدین گونه هنگامی که گل، گیاه و سبزه جان تازه می‌گیرند و جهانِ زنده، درفش رنگارنگ زندگی را به شادی می‌افزاید، از سوی دیگر فروغ عشق و امید سراسر آفرینش را فرا می‌گیرد و جنبش، تلاش و کوشش در همه جا و همه چیز دیگر بار جان می‌گیرد. سال نو و جشن نوروز در شروع ماه فروردین با شکوهِ تمام آغاز می‌شود.

در ادبـیـات فارسی جشن نوروز را، مانند بسیاری دیگر از آیـیـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستین پادشاهان نسبت می دهند.  شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی ،منوچهری، عنصری، بـیـرونی، طبری، مسعـودی، مسکویه، گردیزی و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبـیـات پـیـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاری جشن نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره می شود : 

 

جهان انجمن شد بر تخت اوی               از آن بر شده فره بخت اوی

 

به جمشید بر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

 

سر سال نو هرمز فرودین                     بر آسوده از رنج تن، دل ز کین

 

به نوروز نو شاه گیتی فروز                   بر آن تخت بنشست فیروزروز

 

بزرگان به شادی بیاراستند                   می و رود و رامشگران خواستند...

سخن هر چند درباره نوروز همواره به درازا می کشد اما سخن را کوتاه کرده و میگویم: نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز

 

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir