ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

علی پیشوای به شهادت رسیده در محراب عدالت

 نمی دانم چرا وقتی که گذران تاریخ به سال روز تولد مولا علی (ع) می رسد. همواره بهت خاصی بر اندیشه و تفکراتم طنین انداخته و بی اختیار مرا تا وادی مکه، مدینه، نجف و کوفه با خود همراه می کند؟ یادش بخیر بچه که بودیم پدر شادروانم که – ارادتی خاص و بی مثال به امام علی داشت - همواره داستان هایی را از پیشوای مسلمانان برایمان نقل می کرد که بعدها این داستان‌ها را در کتاب مشهور خاوران نامه یافتم. شاید علت اصلی این علاقه پایان ناپذیر من به  جانشین پیامبر خاتم (ص) به همین خاطرات کودکی بازگردد و شاید هم تنها نه، بلکه ویژگی هایی که در زندگی و شخصیت این ابرمرد اسطوره ای جهان اسلان نهفته است، همه ما را ناخودآگاه به سمت خود جذب کرده و چون پروانه بر گرد شمع طواف ذوبمان می دهد. این روزها گویی دلم هوای باریدن دارد و نمی‌بارد. بغضم میل شکستن دارد و نمی‌شکند. می‌خواهم در ابری‌ترین لحظه‌ها فریاد بزنم و از باران یاد علی سیراب شوم.  اما باز این اشک است که از جاده‏های دل می‏گذرد و در کویر نیاز ساکن می‏شود. دوباره کبوترهای محرم خیال، با خاک عرفات ، تیمم می‏کنند . نمی‏دانم! اما هرچه هست من زائر کوی علی هستم. می‏خواهم با زمزمه‏های علی  در صحرای کوفه، محرم درگاه خدا شوم. می‌خواهم امروز زیباترین واژه‌ها را برای دلم بسرایم. می‌خواهم تمام کلمه‌هایی که می‌نویسم کبوتر شوند و روی قطره‌ای شبنم آشیان بگیرند. می‌خواهم تمام فاصله‌ها را بشکنم و با تو صمیمی‌تر شوم. دلم این روزها به خشکسالی عشق دچار شده است، نمی‏فهمیدم، چشمه‏های خلوص‏مان خشک شده است. نمی‏بینیم. گفتیم از تهران تا نجف راهی راهی نیست، برویم، هرچه باشد تشنه‏ عشقیم، راستی، امروز اگر تشنه‌ قطره‏ای از فرات عاشقی شویم و تا دجله‏های دل‏دادگی قصد دویدن کنیم، باید به کدامین ابر، تمنای باریدن کنیم تا زیر باران معرفت، مولای خود  را باز یابیم؟ ای آفریدگار آوازهای شکسته! و دل‌های سرگشته، اکنون شکسته‌ترینم، می‌خواهم با شکسته‌های دلم، به سراغ تو بیایم، با زمزمه‌های پر سوز علی در فرازی که مولایم حسین سر به سوی آسمان، اشک از دیده، حزن در گلو چنین تو را خوانده است: ای که از هر کسی شنواتری، یا أسرع الحاسبین، یا أرحم الرّاحمین، تو رحیمی، مهربانی، خدای رحمتی، آفریدگار محمدی،‌ ای رحیم! نیازم رو به درگاه توست و تمنایم به لطف بی‌منتهای توست، مبادا از درگاهت ناامید بازم گردانی.

 

 درباره امیرالمؤمنین بسیار می‌توان سخن گفت و سبب گسترده بودن آثار درباره آن حضرت، حق مداری بلکه هویت حق داشتن اوست؛ هرچه حق و عدل و انصاف مجسّم و آزادیِ تمثل یافته باشد، سخن درباره آن میدان گسترده‌ای دارد. اما پیرو علی بودن و سیرت و سنت او را الگو قرار دادن و در صراط مستقیم وی گام نهادن دشوار است. زیرا همواره حق بودن، از عدل فاصله نگرفتن و از انصاف جدا نشدن، کاری سخت است .وقتی از خلیل بن احمد فراهیدی (ادیب برجسته و استاد مسلم ادب و لغت عرب و مبتکر علم عروض) پرسیدند: به چه دلیل علی بن ابیطالب در همه چیز امام همگان است؟ در پاسخ گفت: "به این دلیل که همگان به علی بن ابیطالب نیازمند و او از همه بی‌نیاز." همچنین هنگامی که از او پرسیدند درباره علی بن ابیطالب چه می‌گویی؟ گفت: "چه بگویم در حق کسی که دوستان او مناقب او را از ترس کتمان کردند و دشمنان وی آنها را از روی حسد و کینه پنهان نمودند؛ آنگاه فضائل وی بین آن دو کتمان ظهور کرد و آشکار شد و مشرق و مغرب روی زمین را پر کرد. آری، این روزها و شب ها بار دیگر سخن از علی است. مردی که شگفت زاده شد ، شگفت زیست و شگفت از چشم ما رفت . خیلی از ما او را همچون یک قهرمان بزرگ، یک معبود و یک اله می ستائیم، اما در عمل او را نمی شناسیم و نمی دانیم که کیست؟ دردش چیست؟ حرفش چیست؟ رنجش چیست؟ و سکوتش چراست؟ درد علی (ع) دو گونه است. یک درد ، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر، دردی است که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده و به ناله در می‌آورد. ما تنها بر دردی از علی می گرییم که از شمشیرابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است تنهایی است، که ما آن را نمی شناسیم! درباره شخصیت یگانه و ممتاز پیشوای عدل گستران و امام اندیشوران، علی آثار گوناگونی به زبان های مختلف، نگاشته شده و هریک از زاویه ای به این اقیانوس ناپیدای کرانه، نگریسته اند. چراکه او در عمر مبارک خویش معیارهای‌ عدالت‌ را نیک‌ شناخت و با ژرفترین‌ واژه‌ها و جمله‌ها آن‌ را بازگفت و در عینیت‌ زندگیِ‌ خویش‌ - با همه‌ فراز و نشیب‌ها - آن‌ را به‌ پیدایی‌ آورد. او لحظه‌ای‌ و ذره‌ای‌ از میزان‌ عدل‌ فاصله‌ نگرفت، حتی‌ در میدان‌ جنگ‌ و با دشمن‌ترین‌ دشمنان. او با قاتل‌ خویش‌ به‌ عدالت‌ رفتار کرد و سرانجام‌ هستی‌ خویش‌ در این‌ راه‌ نهاد، و خود شهید عدالت‌ گشت. چنین‌ چهره‌ای‌ در سراسر تاریخ‌ انسان، علی(ع) بود. فقط علی.

پس بی دلیل نیست که  آوازه کردار و گفتار و رفتارعلی در سراسر جهان طنین انداخته باشد. علی تنها در میان جهان تشیع محبوب نیست، علی محبوب همه جهان است. همه آن‌ها که بویی از عدالت و انسانیت برده اند. همه آن‌ها که تشنه معرفت نابند و با چراغی در دست روز و شب دنبال انسانیت انسان می گردند. آری علی محبوب همه جهان اسلام و ادیان توحیدی  است حتی آن‌ها که دل های خویش را در طول تاریخ از بض علی و خاندانش آکنده کرده‌ا‌‌ند.جبران خلیل جبران" که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید: "به عقیده من علی بن ابیطالب (پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی‌های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که: "دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها (ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."شبلی شمیل" دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت ، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه "قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست و تا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی سر تعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می‌گوید: "امام و پیشوای انسان‌ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه‌ای است که با اصل خود «پیامبر(ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."

 

"میخائیل نعیمه" که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه‌ای که بر کتاب "صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی چنین می‌گوید: "پهلوانی امام تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن‌بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان ، اخلاق فاضله ، شور ایمان، بلندی همت ، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگرچه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم." "جرج جرداق" مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب "صوت العدالة الانسانیة " درباره علی چنین می‌نویسد: ای دنیا چه می‌شد اگر همه نیروهایت را در هم می‌فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب، زبان و شمشیر نمودار می‌کردی؟""کارلایل" فیلسوف انگلیسی ، هر گاه به نام علی (علیه السلام) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می‌کرد که از بحث علمی بیرون می‌شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می‌کرد ، او درباره علی چنین می‌گوید: "ما نمی‌توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع‌تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند ، فرمود: اگر زنده ماندم خود می‌دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می‌خواهید او را قصاص کنید یک ضربه بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیکتر است.""لامنس" یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی می‌گوید: "برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چه گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت." مادام دیالافوا، در مقام تعریف حضرت علی چنین می‌نویسد: "احترام علی در نزد شیعه به منتهی درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاری‌هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش ، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیز از خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می‌کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. ""مادام دیالافوا " در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک‌های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."

"پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می‌گوید: "علی تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."

سخن گفتن، از واژة مقدس عدالت و عدالت‌خواهی که از رایج‌ترین واژه‌های قرآنی، حقوقی، سیاسی و فرهنگی است، کاری دشوار و حساس و در عین حال، شیرین و آرام ‌بخش است.این مفهوم دلنشین اگر به طور صحیح تبیین و اجرا شود، طعم لذتبخش آن کام جهان بشریت را شیرین خواهد کرد. این کلمة زیبا بارها در قرآن کریم به کار رفته است و در سیره و سخن پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ کاربردی گسترده دارد. موضوع عدالت به همان اندازه که در سخن شیرین و پسندیده است، در عمل پیچیده و مواجه با موانع و مشکلات است. برای تجسم و تصور صحیح از عدالت و عدالت‌خواهی در دوران ظهور اسلام، بعد از حکومت عدل رسول خدا  شایسته است به سراغ شیوة حکومتی مولای متقیان، امیرمؤمنان، علی  برویم. چرا که شخصیت والای آن حضرت آن چنان با عدالت عجین گشته است که هر جا سخن از عدالت باشد، اذهان و افکار سریعاً به سوی رهبر عدالت‌پرور شیعیان علی معطوف و این سخن معروف بر زبانها جاری می‌گردد که علی  در محراب عبادت خویش قربانی عدالتش گردید. نزد همه حقوقدانان و آزادگان، عملکردها، نامه‌ها و دستورات آن حضرت در تدوین قوانین و آیین نامه‌ها به عنوان مرجع معتبر و پشتوانة نیرومند فکری و معنوی به حساب می‌آید؛ همچنان که نامة امام علی ـ علیه السلام ـ به مالک اشتر در سال 1382 به عنوان بهترین سند دادگستری و مرجع عدالت‌ پروری در طول تاریخ به ثبت رسیده است. این نامه که بارها مورد ارزیابی نخبگان جهان و اندیشمندان ادیان مختلف قرار گرفته و برجسته‌ترین کارشناسان سیاسی و اجتماعی سازمان ملل را شگفت زده کرده، مصداق بارز عدالت و قانون جامع حقوق بشر ارزیابی شده است. اساساً فلسفة بعثت انبیاء و هدف خلفاء آن گرامیان، اجرای عدالت و دادگستری در میان مردم ستم دیده و تشنه عدل می‌باشد.

 

امام علی ـ علیه السلام ـ بالاترین انگیزة خویش را در پذیرفتن زمامداری مسلمانان اجرای عدالت و احقاق حقوق از دست رفتة مسلمانان می‌داند، و می‌فرماید: قسم به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی‌کردند و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن می‌انداختم و [رها می‌کردم.] و آخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب می‌کردم. آن گاه می‌دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی بز بی‌ارزش‌تر است.

خیلی دوست داشتم که این نوشتار هم چنان ادامه داشته باشد، اما در عمل قلم این حقیر محب اهل بیت عصمت وطهارت، بیش از این طاقت پردازش شخصیت بزرگمردی که همواره دست در دست پیامبر خاتم داشته است، نمی دهد. هر چند که بر این باروم قلم نویسندگان و ادبای بزرگ ایران و جهان نیز آنجا که به علی می رسد، ناخوداگاه دچار ارزش می‌شود. علی همان دریای بیکرانی است که مولانا در مصداق او فرموده اسد: آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید.

+   علی مومن‌ لو ; ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir