ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

و سرانجامی خوش و مانا برای تعزیه

دیروز روز خوبی برای تعزیه و دوستداران این هنر ناب دینی  و ملی بود تا با حضور خود و برخی مقامات سیاسی همچون اسفندیار رحیم مشایی و دکتر الهام در سالن اجلاس سران، ثبت ملی تعزیه و آیین های عاشورایی را همراه با تقدیر و تجلیل از از خوشنویسان و تعزیه خوانان شاهد باشند که  فکر می کنم این امر در نهایت منجر به ثبت جهانی تعزیه نیز خواهد شد، چرا که پرونده ثبت جهانی تعزیه نیز از سال گذشته در دستور کار بوده و به زودی شاهد تحقق این مهم خواهیم بود.

مهندس رحیم مشائی، معاون رییس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، در این مراسم ثبت آیین‌های عاشورا را برای تبیین و معرفی عاشورا برای تمامی جهانیان مفید و ضروری دانست و تأکید کرد: در صورتی که نگاه ما به عاشورا تنها معطوف به گذشته باشد، به امام حسین(ع) ظلم بزرگی کرده‌ایم. بنابراین نگاه ما به وضعیت‌های موجود باید نگاهی انتقادی باشد. لذا ثبت آیین عاشورا حرکتی رو به جلو، عاقلانه و منطق پذیر است که عشق را نیز با خود به همراه دارد. بنابراین ما باید این مسیر را به تمام جهانیان معرفی کنیم.

دکتر الهام، سخنگوی دولت نیز با اشاره به اینکه هنر عاشورایی یکی از زیباترین هنرها به شمار می‌آید اظهار داشت: در شعر، نقاشی، تعزیه، روضه خوانی و مدیحه سرایی و همه عرصه هایی که دل‌ها را به هم پیوند داده عاشورا حضور دارد.  عاشورا نماد اشک یعنی سوز دل است و آه سخت دردمندان که بر آتش برگرفته و از هیمنه ظالمان فرو می ریزد، چون ابراهیم بهشت  و راه رستگاری را نشان می‌دهد. به همین دلیل ما نیز کسانی که در ثبت ملی این هنر ایرانی ایثار، اخلاص، کمال و حقیقت جویی را در دلهای عاشق لانه داده‌اند تکریم می‌کنیم

درباره تعزیه سخن گفتن و مهمتر از آن نگاشتن، هم سهل و ممتنع می نماید و هم سخت و دشوار. سهل از آن رو که همه ما ایرانی ها از طفولیت شاهد این هنر ملی بوده ایم و سخت از آن رو که تعزیه  یکی از نادرترین درام‌های اعتقادی جهان‌ بوده و هنر ملی ما محسوب می شود که ریشه های آن منبعث از اعتقادات و باورهای مذهبی دوستداران اهل بیت بوده و نهالش از باورها و خاستگاه اجتماعی مسلمانان به ویژه در ایران تنومند شده است. از این حیث باید گفت که  تعزیه به عنوان سمبل، نهاد نمایشی ایرانی و آیینی حقیقی با فرهنگ و تمدن ایرانیان گره خورده  است. متون تعزیه نیز از نگاه اجتماعی میان تماشاگر و نمایشگر رونق نگرفته، بلکه برگرفته از ذهنیت نویسندگان، شعر و شخصیت هایی است که مفاهیم تاریخ اسلام به خصوص مفاهیم تاریخی واقعه عاشورا را بررسی می کردند و مربوط به مسائل عاشورا و کربلا بوده تنظیم شده اند.

مطالعات جامعه‌شناختی نیز اطلاعات مهم و بکری را از ماهیت تعزیه رودرروی ما قرار می دهد. حقیقت این است که واقعه عاشورا، چنان شگفت، فوق‌العاده بزرگ، باشکوه، حماسی و زیباست، که به خلاف حماسه‌های قومی و نژادی، نیازی به افزودن آمال و آرزوهای بازگوکنندگان، برای هرچه جذاب‌تر شدن، ندارد. تعزیه نیز با توجه به ارادتی که تعزیه خوانان به دستگاه امام حسین (ع) داشته اند، از همین امر الگوبرداری کرده و تلاش وافری از سوی محدثین و راویان عاشورا به عنمل آمده تا ماهیت عاشورا نه آنگونه که برخی دوستش داشته اند، بلکه آنگونه که بوده، برای نسل های بعد بیان شود.

تعزیه در آغاز به صورت ساده برگزار می شد و منظور آن بیان احوال و مصایب خاندان ابا عبدالله و واقعه غم انگیز کربلا بود و شیعیان هم شرکت در این مراسم را از تکالیف دینی خود می‌شمردند. اما کم‌کم گروه‌هایی پیدا شدند که صرفا تعزیه‌‌داری و تعزیه خوانی حرفه اصلی آن‌ها شمرده می‌شد. به همین دلیل تکیه هایی در کشور ساخته شدند که اکنون در زمره شاهکارهای معماری دوران اسلامی به شمار می‌روند. در زمان قاجار تعزیه با توجه به مضمون و موضوع انواع مختلف پیداکرد. بعضی تاریخی مثل تعزیه امیر تیمور، برخی اخلاقی مثل عاق والدین، بعضی شادی بخش مثل عروسی دختر قریش، بعضی کمدی مثل تعزیه شست بستن دیو، تعزیه ابن ملجم، تعزیه حارث و بعضی طنز آمیز شد که در این تعزیه ها دشمنان پیغمبر و خاندان او مورد استهزاء و تمسخر و لعن و طعن قرار می گرفتند مثل تعزیه ابن ملجم.

تاملی بردوران گذشته نشانگر آن است که تعزیه همواره مورد حمایت علمای دینی قرار داشته است.  به عنوان نمونه عالمی چون" زمحشری اعتقاد داشت: هر کس برای امام حسین گریست بدون شک با او در بهشت محشور می‌شود. این تفکر بعدها تقویت شد که اگر شخصی یا ‌فردی به امام حسین ابراز علاقه و ارادت کند، عملی نیک و خیر انجام داده، لذا او نیز همانند کسی که برای امام گریه می‌کند مستوجب پاداش است. در دوره قاجار نیز آیت الله گیلانی تعزیه را مورد تائید قرار داده و کسانی را که آن را انکار می‌کردند مورد سرزنش قرار داد و از همه عاشقان حسین علیه السلام خواست از این جریان حمایت کنند و هم او بود که موضوع شبیه خوان شدن مرد به جای زن را تائید کرد. آخرین تائید هم از جانب حضرت امام ( ره ) بوده است. پس تعزیه در این تطورات به یک مشروعیت اعتقادی هم رسید و با این پوشش زمینه می بینیم که هنرمندان تعزیه به خصوص تعزیه خوانها بیشتر به سبب عشق و ایمان مذهبی به سراغ آن می رفتند و همین حضور قلبی باعث شد تا تعزیه به عنوان یکی از نادرترین درامهای اعتقادی جهان مطرح شود، و با چنین دیدی است که می توان به تعبیر درام اعتقادی دست پیدا کرد. زیرا دو عنصر حیاتی یعنی تماشاگر و بازیگر در آن حضوری عینی دارند که این حضور خود به صورت آیینی و سنتی است. ‌ هر چند که تعزیه یک درام نمایشی است که از صدها سال پیش شروع شده و تا به امروز فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است، اما تعزیه نمی تواند تئاتر صرف باشد. دکتر میرشکرایی که تحقیقات جامعی را در این خصوص انجام داده می گوید: به کاربردن اصطلاحات تئاتری در مورد تعزیه اشتباه است. تعزیه، تعزیه است و تئاتر، تئاتر. ضمن این که به کار بردن اصطلاحات تئاتری در تعزیه را اصلاً قبول ندارم . یعنی به جای کارگردان، بازیگر تعزیه و اجرای تعزیه که به کارمی برند، من تعزیه‌گردان، تعزیه‌خوان و تعزیه‌خوانی می‌گویم. این‌ها اصطلاحات خاص تعزیه است. بعضی‌ها را دیده‌ام ‌که گمان می‌کنند اگر اصطلاحات تئاتری را در تعزیه به کار برند، به اعتبار آن می‌افزایند. به هیچ عنوان، این طور نیست. تعزیه اعتبار خودش را دارد. وقتی این اصطلاحات را درباره‌اش به کار می برند، در حقیقت تعزیه را از ماهیت اصلی خودش خارج می‌کنند.

از یان گذشته تاثیرات تعزیه در توسعه موسیقی و نقاشی ایرانی نیز از جایگاه رفیعی برخوردار است. زمانی اعتبار و معروفیت خیلی از تکیه‌ها به همین مجالس و نقاشی‌ها بود؛ نقاشی‌هایی که اگرچه اسمشان نقاشی قهوه‌خانه‌ای بود اما بهترین نمونه‌هایشان در تکیه‌ها به چشم می‌خوردند. خیلی از نقاش‌های معروف دوران قاجار مثل قوللر آقاسی، محمد مدبر و محمد ارژنگ با تمام اعتقادشان قلم‌مو به دست گرفتند و در و دیوار تکیه را پر از شمایل‌هایی کردند که در حال نمایش دلاوری‌های یاران امام حسین(ع) و خواری سپاهیان اشقیا بودند. جابرعناصری در کتاب شبیه خوانی گنجینه نمایش‌های آیینی - مذهبی می‌نویسد: از دیدگاه هنرهای فونتیک، موسیقی تعزیه غوغا می‌کند و شناخت انواع آلات و ادوات موسیقی مذکور در نسخ شبیه خوانی و معمول در اجرای مجالس تعزیه ما را به حیرت فرو می‌برد. شمر به یاری چرنگیدن طبل و غریوکوس تاتاری وهیبت طبل سلیمانی و ظرافت طبل فرنگی، اشتلم می‌کند. توبه حر با حزین خوانی و غمنوا انجام می‌گیرد.

همه عناصری که در تعزیه به کار گرفته می‌شود، از موسیقی دستگاهی ایران گرفته شده. البته عده‌ای اعتقاد دارند که گوشه‌های موسیقی ایرانی از تعزیه و نوحه خوانی‌های مداحان برداشت شده. بنابراین می‌توان گفت که حداقل فایده این هماهنگی این بوده که تعزیه خوانان قدیم اغلب به آواز و ردیف موسیقی تسلط و آگاهی داشته و می‌توانستند علاوه بر نوحه سرایی و تعزیه خوانی در حفظ نغمات موسیقی هم نقش داشته باشند.اتفاقی که با مداحی و نوحه سرایی به شکل جدید و امروزی امکانپذیر نیست.

برخی از خوانندگان معروف ایران نیز  از تعزیه برخاسته‌اند. مثلا غلامحسین بنان در کودکی بچه خوان تعزیه بود یا اقبال آذر آواز را از تعزیه آغاز کرده بود و از کودکی در دسته‌های تعزیه وارد شد. از طرفی حالت‌ها و نغمه‌های مختلف موجود در موسیقی آوازی، باعث می‌شد که تعزیه خوانها هر شخصیت را با استفاده از یک مقام یا گوشه آوازی معرفی کنند. این معرفی شناخت مردم از موسیقی ایران را نیز به همراه داشت. به‌طور مثال همه می‌دانستند که علی اکبر در دستگاه چهارگاه و حر در دستگاه نوا می‌خواند. همین نکته باعث آشنا شدن گوش مخاطب با این دستگاه‌های موسیقی سنتی ایران بود.

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir