ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

نقدی بر طرح انفکاک سازمان میراث فرهنگی از نهاد ریاست جمهوری

 «اسفندیار رحیم مشایی» فارغ از هر گونه صف بندی و قضاوت در خصوص افکار و ایده هایش که به شدت حب و بغض برخی سیاستمداران  و دولتمردان را بر انگیخته است، نامی است که این روزها در کلیه رسانه ها باز هم فارغ از صف بندی سیاسی آن‌ها به چشم می خورد. نامی که اکنون در اوج شهرت قرار گرفته و این دولتمرد را به یک پدیده سیاسی تبدیل ساخته که به قول مولانا هر کسی از ظن خود به او نگریسته ، اما در واکاوی اسرار او باز می ماند، بی آنکه دلایل این امر را بازکاوی نموده و برای حل این مشکل در دیدگاه های خود طرحی نو اندازند و این نکته ای است که باعث شده برخی از نگرش‌ها نسبت به مشایی از زاویه انصاف و منطق دور شود. مشایی از روز نخست ورود به کابینه نشان داده که برای پیشبرد اهداف دولت نهم از هیچ جریان سیاسی ترس و واهمه ای ندارد.  او این موضوع را بارها در عنوان نموده و در عمل نیز به نگرش های خود در حوزه سازمانی و فراسازمانی وفادار و پایبند بوده است. از این نگاه مشایی را باید جزو یکی از وفادارترین یاران رییس جمهور به شمار آورد. تجربه 3 سال گذشته نیز نشانگر آن است مخالفان و منتقدات دولت همواره در کنار رییس دولت، مشایی را آماج انتقادات و حملات خود قرار داده اند. جنجالی کاذب که بویی از صداقت و معرفت  فضای رسانه ای از آن استشمام نشده و به کسی هم اجازه دفاع از خود داده نمی‌شود.

پس طبیعی است که از منظر تحلیل های کلان نتوان انتقادات وارده به رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را از منظر مباحث کاری و مواضع سازمانی بررسی کرد. چون گزارش اخیر معاونت نظارت راهبردی ریاست جمهوری، به وضوح نشان داده که سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از مجموع 14 شاخص کمی در حوزه فرابخشی سازمان ، در 8 بخش شاخص عملکردی برابر و یا حتی فراتر از اهداف پیش بینی شده در سند چشم انداز داشته است. طبیعی است که این نکته نمی تواند از دیدگاه نمایندگان محترم مجلس و دیگر منتقدان دور مانده باشد. از سوی دیگر هر چند نمایندگان مجلس دلیل انفکاک سازمان از مجموعه ریاست جمهوری را نظارت بر عملکرد سازمان ذکر کرده اند، اما سوال اینجاست که مگر تاکنون این نظارت دایمی و پایدار نبوده است؟ حمید بقایی، قائم مقام سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در پاسخ به این سوال می گوید: مجلس شورای اسلامی در راس همه امور قرار دارد. هر زمان هم که نمایندگان مجلس اراده کرده‌اند، سازمان میراث‌فرهنگی درباره موضوعات و فعالیت‌هایش در کمیسیون‌ها شرکت کرده و پاسخگو بوده است. چه زمانی بوده که ازسوی مجلس تقاضای پاسخگویی برای طرح‌ها و برنامه‌ها مطرح شده باشد ولی ما در آن جلسه شرکت نکرده باشیم؟  به اعتقاد بقایی بودجه سازمان را مجلس تصویب می‌کند. این بهترین ابزار نظارتی است. این طور نیست که سازمان به بودجه‌ای که مجلس برای او تعیین می‌کند کاری نداشته نباشد. بنابراین نظارت در حد کامل و برای اینکه طرح‌های سازمان قابل کنترل باشد، وجود داشته و دارد.

سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در شرایطی نظارت کامل مجلس بر فعالیت های خود را پذیرفته که  برابر اصل 88 قانون اساسی نمایندگان حق سوال از روسای سازمان‌های تحت نظر رییس جمهور را ندارند، اما در همین روزهای اخیر مسئولان ارشد سازمان بارها در مجلس حضور یافته و پاسخگوی ابهامات نمایندگان بوده اند. به این ترتیب ریشه برخوردهای سیاسی با رحیم مشایی را باید در حوزه های دیگر از جمله رویدادهای سیاسی و اقتصادی جستجو نمود . این امر زمانی چهره تلخ خود را نمایان می سازد که اعتراض های بی مبنای برخی رسانه ها و سیاستمداران به حضور مشایی در کنار رییس جمهور در سفر ترکیه و چین بار دیگر بازخوانی شود. تمرکز تمام اعتراضات نیز مبتنی بر برداشت های وارونه از دیدگاه مهندس مشایی مبنی بر دشمن نداشتن مردم ایران در جهان و اظهار نظر دو تن از مراجع تقلید بوده که نه از سوی خود مراجع عظام، بلکه در سایه اغراض سیاسی یک رسانه و در پاسخ به استعلام این رسانه بدون درج تعابیر به کار رفته از سوی رحیم مشایی بوده است. همه این عوامل  کافی بود تا بلافاصله پس از دیدار هیات دولت با مقام معظم رهبری و دیدگاه های شفاف ایشان در خصوص عملکرد دولت نهم، موجی از تبلیغات منفی علیه سکاندار دولت نهم و معاون وی راه‌اندازی شود. دلیل آن هم این بود که مشایی برخی تابوهای غیرواقعی موجود را که دیگران جرات شکست آنها را نداشتند شکسته و بر محبوبیت دولت نهم افزوده است. از همین رو طیفی از اصلاح طلبان و اصول‌گرایان به خاطر کینه ای که از رییس دولت عدالت محور داشتند و نمی‌خواستند که  این تابو در این برهه زمانی شکسته شود، بدون تامل وارد کارزار شده و عملیات روانی خود را سازماندهی کردند. سکوت رییس جمهور در این خصوص نیز بر شدت عصبانیت این طیف افزود و آنها را  وادار به اقدامات پیش بینی نشده نمود . «سوال از رییس جمهور» اصلی ترین گزینه این اقدامات بود که  با مخالفت بسیاری از نمایندگان که شان رییس جمهور را والاتر از  این می دانستند که شخص اول اجرایی کشور به خاطر اظهارات معاون خود - که از سوی سخنگوی دولت موضع شخصی مشایی خوانده شده بود - در مجلس پاسخگو باشد، از گردونه خارج شد، اما  این  مخالفت ها تا بدان جا پیش رفت که باعث شد تنزل تشکیلاتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دستور کار مجلس قرار گیرد. نکته ای که به عنون یک عملکرد منفی همواره در پیشینه پارلمان هشتم باقی خواهد ماند.

تبارشناسی گزارش ها، گفتگوها، حملات و موج‌سازی های اخیر علیه رییس مرکز ملی مطالعات جهانی،

سرفصل های مشترکی را در میان برخی مخالفان دو گروه سیاسی موجود نشان می دهد. اما سوال این است: جوان 18 ساله ای که در عنفوان جوانی در ابتدای انقلاب معتمد نخست رامسر بوده و در حساس ترین نهادهای انقلابی سوابقی درخشان بر جای گذاشته است، چگونه به یکباره مخالف نظام خوانده شده و از سوی برخی به عنوان یار ناهماهنگ دولت نهم خوانده می‌شود؟ و عده ای خواستار حذف کامل وی از کابینه می‌شوند؟ مگر مشایی چه می گوید که برخی  اینگونه بر افروخته شده اند؟ آیا جز آنکه اگر گذری بر ایران داشته باشیم، ردپایی از مصداق عینی حرف های مشایی را در می یابیم. از این گذشته چرا حرف و ایده های مشایی اینگونه در جامعه بازتاب یافته که همگان مشتاق شنیدن آن شده اند؟ و اگر اینگونه نیست، چرا نمایندگان مجلس و برخی دولتمردان اینگونه کمر همت بر حذف وی از کابینه بسته اند؟

«زیبایی، وسیله شیطان نمی شود این منطقی بسیار  وارونه است. منجلاب وسیله شیطان است، سیاهی، فقر، زشتی، پلشتی و پلیدی وسیله شیطان است. در زیبایی و علم باید خدا را جستجو کرد در قدرت باید خدا را جستجو کرد، عرفان این است...» آیا تعابیر مستتر در این عبارت مشایی چیزی جدا از تفکرات حاکم بر جامعه است؟ یا اینکه منافع برخی ها با این جملات به خطر می افتد؟ که همیشه دوست دارند از مشایی با عباراتی چون مرد مجهول دولت نهم ، وزیر خارجه در سایه  ، مرید و مراد رییس جمهور و .. یاد کنند؟

در این میان نکته قابل تامل، نامه ای بود که 27 مرداد از سوی مشایی خطاب به حداد عادل نگارش شد و در آن به وضوح دیدگاه های معاون رییس جمهور در خصوص مسایل روز سیاسی به خصوص نفرت از رژیم اشغالگر فلسطین ابراز شد. مشایی در این نامه ابراز داشت که موضع نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال رژیم اشغالگر قدس در عین قاطعیت بسیار منطقی است. مخالفت صریح ایران با رژیم مذکور از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر مبارزه با ظالم و دفاع از مظلوم بوده و در تمام دوران گذشته به روشنی بیان و تعقیب شده و در آینده نیز قابل تغییر نیست.  از نظر مشایی رژیم مذکور فاقد مشروعیت سیاسی و قانونی است و از این رو امکان شناسایی و رسمیت دادن به آن بکلی منتفی است. سیاست کلی جمهوری اسلامی نیز در این باب روشن است. چنانچه مقام معظم رهبری بارها و از جمله در هفته جاری در دیدار با سفرای جمهوری اسلامی ایران تصریح فرمودند و آن این است که باید با برچیده شدن رژیم نامشروع مذکور، امکان تعیین سرنوشت به مردم فلسطین داده شده تا آنان اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی و... خود آزادانه به تعیین سرنوشت خویش اقدام و نظام سیاسی حاکم بر سرزمینشان را انتخاب نمایند.

به اعتقاد مشایی دولت نهم راسخ تر از همیشه خود را موظف به این امر خطیر دانسته و سرسوزنی از این موضع الهی و انسانی عقب ننشسته و نخواهد نشست و به مقاومت محقانه مردم فلسطین متعهد و نسبت به پیروزی نهائی مردم مظلوم فلسطین یقین داشته و آن را قریب الوقوع می داند. و اما سخن پایانی آنکه بکارگیری نام اسرائیل پس از عبارت "حتی" صرفا و صرفاً برای بیان فراگیر بودن پیام دوستی ملت ایران به همه آحاد مردم در جهان است. بدیهی است این کلمه امروز نه تنها در منظر نگاه سیاسی ملت ما بلکه در دنیا منفورترین واژه ای است که شناخته می شود. این واژه امروز یادآور نژاد پرستی، نگاه ضد بشری، خیانت و خشونت و مکر و فریب است و اینجانب با همه دلسوزان هم عقیده ام که در فرهنگ این سرزمین هرگز جایی برای این واژة سیاسی وجود نخواهد داشت. و هرچند برخورد سیاسی برخی سست عنصران و واماندگان و منفعلان و بریدگان ،  راهی برای شکاف در صفوف انقلابیون و ارزشمداران جستجو کرده است، اما این مکری است که به نتیجه نخواهد رسید. و آفتاب حقیقت درخشان تراز آن است که پاره ابری را یارای ایستادگی در برابر آن باشد.

در یک نگاه منصفانه شرط این بود که  با انتشار این نامه از حجم موضعگیری های منفی نسبت به مشایی کاسته شود، اما نه تنها اینگونه نشد که بر حجم  آتش تهیه مخالفان نسبت به مشایی و حتی دولت افزوده شد و این بار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سیبل آتش قرار گرفت.

به گفته مهدی کوچک زاده نماینده تهران ااز روزى که گفته شد «سه سال با دولت مدارا کردیم و این مدت سرآمد»، هجمه اى مجدد و با شدت بیشتر علیه دولت آغاز شده و ما شاهدیم که هیچ منطقى هم بر این هجمه حاکم نیست.

رسائی  دیگر نماینده تهران هم در جمع خبرنگاران ابراز داشته که طرح ادغام سازمان میراث فرهنگی در وزارت ارشاد هیچ پشتوانه کارشناسی ندارد . اقدام مجلس برای تصویب یک فوریت طرح انتزاع سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از ریاست جمهوری و الحاق آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،  نیز مصداق بارز جنجال آفرینی است.

رییس سابق سازمان میراث فرهنگی هم طرح امضای نمایندگان برای ادغام سازمان میراث فرهنگی در وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی را خنده دار توصیف کرده و گفته است:« این همه صحبت از تاریخ تمدن ایرانی _اسلامی می‌شود و در سخنرانی ها همه به آن افتخار می‌کنند. از این گذشته تاکید می‌کنند که باید گردشگری مورد توجه قرار گیرد و به این وسیله به اقتصاد کشور کمک کرد. آن وقت دوستان برای چنین طرح هایی امضا جمع می‌کنند .

 بهشتی اضافه کرده است:« در بسیاری از کشورها به دلیل اهمیت موضوع میراث فرهنگی، یک وزارت خانه مستقل برای آن ایجاد شده است. اگر نمایندگان نمی‌توانند به معاون رییس جمهور اعتراض کنند، طرح تبدیل این سازمان را به وزارت خانه ارائه دهند.»

 از سال 1314 که " اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات" برای جذب گردشگران شکل گرفت تا سال 1333شمسی که در وزارت کشور یک اداره تحت عنوان " اداره امور جهانگردی" تأسیس گردید.‌ و سال 1342 که سازمان جلب سیاحان به دلیل سرعت رو به افزایش صنعت گردشگری و اقبال گردشگران خارجی برای مسافرت به کشور ایران و توسعه مواصلا‌ت و ارتباطات کشور جهت هماهنگی و نظارت بر کلیه فعالیت‌های جهانگردی کشور تأسیس گردید، و تشکیل وزارت اطلا‌عات و جهانگردی در سال 1353، سپس تشکیل سازمان ایرانگردی و جهانگردی و در نهایت تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در سال 1382 با نظر مجلس و سپس الحاق صنایع دستی به آن در سال 1385، بیش از 70 سال زمان برده شده و به نظر می رسد که در طرح اخیر به همه این تجارب دهن کجی شده و صرفا به دلیل لجبازی برخی نمایندگان با دولت، طرح انفکاک سازمان از نهاد ریاست جمهوری با هدف ضربه زدن به مشایی تدارک دیده شده است. اما این همه راه نیست و متضرر اصلی در این میان اقتصاد و فرهنگ ایران خواهد بود. چرا که در چشم انداز 20 ساله  قرار شده تا با ورود 20 میلیون گردشگر بیش از 20 میلیارد دلار عاید اقتصاد کشور شده و از حجم اتکای اقتصاد به نفت کاسته شود که با طرح اخیر مجلس این ایده به یک سراب تبدیل خواهد شد. صنایع دستی نیز که پس از کش و قوس های فراوان جایگاه اصلی خود را بازیافته بود دوباره چون توپ سرگردان میان نهادهای دولتی دست به دست خواهد شد. در حوزه میراث فرهنگی نیز با توجه به شتاب روزافزون احیا و مرمت بناها تاریخی با توجه به اعتبارات پیش بینی شده می توان تصور نمود که چه فاجعه ای در حال وقوع است. این طرح چنان فاقد دیدگاه‌های کارشناسی است که صدای افرادی چون عمادد افروغ را نیز درآورده است. افروغ با بیان این‌که برخلا‌ف ادعای عده‌ای، مجلس ابزار قانونی را برای نظارت بر عملکرد معاونان رئیس ‌جمهور دارد، ادامه داد: من معتقدم، اگر با برخی مواضع مسؤولا‌ن مسئله ‌ای داریم که این مشکل به حق هم می‌تواند باشد، راه چاره در حذف صورت‌مسئله به طرق مختلف از جمله ادغام ساختاری نیست. او گفت: اصلا به صلا‌ح نمی‌بینم که چون نمایندگان مجلس، رئیس سازمان را به مجلس نمی‌توانند فرا بخوانند و او را دربرابر برخی از مواضع‌اش پاسخگو بدانند، مجموعه تحت مدیریت او را زیرمجموعه تشکیلا‌ت عریض و طویل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌می قرار دهند که خودش یک سر دارد و هزار سودا ‌
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم معتقد است: در این‌باره کارشناسی دقیقی انجام نشده و طرح ادغام راه ‌حل موقتی بوده که به ذهن برخی از نمایندگان رسیده و بیش از آن‌که بحث کارشناسی در پس این ماجرا باشد، صرفا واکنشی به اتفاق‌های اخیر بوده است.

نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، نیز نمایندگان را به پرهیز از ارایه طرح‌های شتابزده فراخواند و گفت: اگر بحث نمایندگان، مدیریت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است، می‌توان از ابزار نظارتی مجلس در این زمینه استفاده کرد. حمیدرضا فولادگر در نطق پیش از دستور نشست علنی مجلس شورای اسلامی با اشاره به طرح شماری از نمایندگان برای ادغام سازمان میراث فرهنگی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اظهار داشت: نباید به خاطر مدیریت یک سازمان، در خصوص ساختار آن که پس از چند دوره قانونگذاری به این مرحله رسیده است، عجولانه عمل کرد.

سید علی حسینی نماینده نیشابور و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز گفته است: مدت کمی از تفکیک سازمان میراث فرهنگی گردشگری با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نمی گذرد ادغام این سازمان باعث می شود تا بیشترین ضرر را زیر مجموعه های سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری ببینند.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل تنوعی که دارد نمی تواند به امر گردشگری بپردازد به نظر من اگر وزارت میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری تشکیل شود خیلی عاقلانه تر از ادغام این سازمان خواهد بود. این ادغام باعث می شود به افق های صنعت توریسم و جذب گردشگر نرسیم انتظار ما این است که صنعت گردشگری در سال های آینده تقویت شود آنچه امروز باعث افتخار است بحث فرهنگ و میراث فرهنگی است.

بهروز جعفری نماینده سمیرم و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس  نیز می گوید: طرح ادغام سازمان میراث فرهنگی با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چون در فضایی مطرح شده که بحث ها علیه اسفندیار رحیم مشایی است به نظر من در حال حاضر پشتوانه کارشناسی ندارد و بیشتر احساساتی است، اگر این طرح در یک فضای کارشناسی و بدون جنجال مطرح شود قابل بحث خواهد بود.

[نکته جالب نحوه ورود بخش خصوصی صنعت گردشگری و صنایع وابسته به این داستان است. بخش خصوصی که در طول تشکیل سازمان دستخوش تحولاتی شده و آرام ارام قدرت لازم برای تحقق چشم انداز و ورود به عرصه سرمایه گذاری را باز می یافت، به یکباره دچار چنان انفعالی شده که از طرح انحلال سازمان با عناوینی « ادغام میراث‌فرهنگی تضعیف اهداف سند چشم‌انداز 20 ساله است» « تصمیم غیرعاقلانه» «تنش‌های سیاسی دلیل بازگشت به عقب نیست» «تیر خلاص بر پیکر  گردشگری» و ... یاد می کند،  چرا که از دیدگاه این بخش میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری آلترناتیوی برای اقتصاد نفتی بوده و قادر است تا ضامن توسعه اقتصاد ایران باشد.

اثرات اقتصادی گردشگری در قرن اخیر چنان مد نظر دست اندکاران برنامه‌ریزی اقتصادی قرار گرفته که از جمله این اثرات می‌توان به کسب درآمد ارزی، افزایش درآمد ملی جامعه میزبان، افزایش درآمد دولت ، افزایش سرمایه‌گذاری، توزیع مجدد ثروتهای بین‌المللی، افزایش اشتغال نیروی کار و  توسعه صنایع را نام برد.در حال حاضر نیز با توجه به تلاش و مجاهدت های یک دهه اخیر تصمیم سازان کلان در نظام جمهوری اسلامی ایران به منظور توسعه صنعت گردشگری بسترهای لازم برای توسعه پایدار این صنعت فراهم شده و امید می‌رود که در سایه همدلی ارکان‌های نظام اقتصاد بومی ایران دستخوش تحولاتی بنیادین شود.

طبق آمارهای ارایه شده از سوی تشکیلات جهانی توریسم، صنعت گردشگری در چند سال آینده همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد. به نحوی که تا سال 2011 این صنعت به میزان بیش از 9.3 تریلیون دلار در کل فعالیت‌های اقتصادی جهان سهم خواهد داشت که این میزان بیش از 10 درصد از کل مبلغی است که به این صنعت اختصاص داده شده است. امروزه از هر 12 شغل یک شغل به توریسم اختصاص دارد و به‌رغم نوسانات اقتصادی توریسم در بخشهای متختلف با بهبودی و رونق بسیاری مواجه بوده و نرخ رشد مطلوبی به میزان 4 تا 5 درصد طی 10 سال آینده نیز پیش‌بینی می شود. چشم انداز 20 ساله گردشگری ایران نیز با نگرش به همین پدیده اقتصادی اجتماعی تدوین شده است، اما به راستی آیا پیشنهاد دهندگان ادغام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در وزارت ارشاد نیز به این موضوع توجه داشته اند؟ یا اینکه فقط و فقط به مخاطر مخالفت با اسفندیار رحیم مشایی طرحی را پیشنهاد داده اند که جدا از ایرادات کارشناسی، فردا نیز باید پاسخگوی نسلی باشند که آن‌ها را از ثروت لایزال صنعت گردشگری، توسعه مواریث معنوی و فرهنگی و صیانت از صنایع دستی محروم کرده اند؟

+   علی مومن‌ لو ; ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۳٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir