ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

 

عید غدیر  بر شیعیان جهان مبارکباد

باز هم در روزی از روزهای خوب خدا عید غدیر فرا رسید تا ما شیعیان جهان بار دیگر مرزهای دوست داشتن علی و شیعه بودن علی را واکاوی کرده و در این وادی کمی تامل کنیم. بوده اند انسان های محقق و بزرگی چون جورج جرداق مسیحی که عمری را صرف پژوهش درباره امام علی (ع) کردند و انصافا که چه کار ارزشمندی را نیز در ۶ جلد تالیف کردند اما شیعه علی نبودند. که شیعه علی بودن مختصات خاص خود را می طلبد. به هیچ عنوان در این یادداشت نمی خواهم که بحث دنباله دار حق با علی بود یا کس دیگر را دنبال کنم که جوامع مسلمان در شرایط کنونی - که استکبار حذف ماهیت مسلمانی را نشانه رفته - بیش از هر زمان به اتحاد و انسجام نیازدارند. بلکه می خواهم بگویم شیعه علی بودن تنها با حرف محقق نمی‌شود.
غدير در واقع با سفر حج پيامبر و در كنار بيش از 100 هزار تن از مسلمانان آغاز شد. سفري كه در حقيقت سرنوشت اسلام و مسلمين را براي هميشه به همديگر گره زد.سفري كه با فرو آمدن پيك وحي باعث شد تا دست مولا اميرالمومنين در دست خاتم‌النبيين قرار گيرد تا نداي "من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و ..." در جمع پيشگامان اسلام عطرآگين شود.سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.آنجا كه در هيجدهم ذي الحجه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آوردكه: اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد.پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند و فرمودند: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مؤمنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.رسول گرامي فرمود: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت من هستند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم. بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

+   علی مومن‌ لو ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir