ايران‌مهر

دلتنگي هاي ني رها شده از نيستان

 

سفر به سرزمين ترک‌ها (۲)

ترکيه با برگزاری آيين سماع هزاران جهانگرد را به قونيه کشانيد.

 در اين آيين هزاران جهانگرد در قالب تورهای گروهی يا انفرادی گردهم آمدند و به نظاره آيين سماه نشستند.

در اين آيين كه به نام شب عروس برگزار شد، نخست وزير، اعضاي احزاب، مقامات فرهنگي،وزير فرهنگ وتوريسم تركيه،خبرنگاران رسانه‌هاي جمعي از هزاران تن از جهانگردان و دوستداران مولانا جلال الدين در مركز فرهنگي مولانه‌ي قونيه به تماشاي سماي عارفانه نشستند .

در ابتداي اين آيين طيب اردوغان - نخست وزير تركيه طي سخناني به مرور جايگاه انديشه‌هاي مولانا در زندگي بشري پرداخت و خاطر نشان كرد: از شيراز و استانبول تا شهرهاي ديگر مدنيت و انسانيت مولانا ثابت شده و مثنوي و معنوي وي شهرت بسزايي دارد.

وي افزود : كساني كه مي‌خواهند راه انسانيت و شرف را ياد بگيرند بايد راه مولانا را دنبال كنند .

نخست وزير تركيه همچنين تاكيد كرد : تركيه در روابط خود با ديگر كشورها از آموخته‌هاي مولانا الهام گرفته و جهان نيز بايد به الهام از اين آموزه‌هافرق و تفاوت‌هاي ميان بشري را كنار بگذارد .

بر اساس اين خبر،رييس حزب جمهوري خلق تركيه نيز در آيين شب عروس گفت:مولانا در آناتوس مظهر انسان دوستي بوده و تمام انديشه‌هاي وي نزديك شدن به عشق و تحكيم روابط روابط انساني با خالق بوده است.

دنيز بايكال افزود:مولانا انسانها را به خاطر ا نسان بودن دوست داشت و جامي‌شاعر ايراني و ديگر بزرگان نيز در خصوص بزرگداشت مولانا سخنان بسياري گفته‌اند.

وي خاطر نشان كرد:برگزاري مراسم بزرگداشت مولانا در جهان اسلام افتخاري براي شناساندن اين دين به جهانيان است.

در ادامه‌ي اين آيين نيز برخي از مولوي شناسان به ايراد سخنراني پرداختند و در نهايت نيز دوستان و مديران مولانا مراسم" سماع " را در حضور بيش از 5 هزار جمعيت كه عمده‌ي آن‌ها را توريست‌هاي اروپايي، آسياي ميانه، ايراني‌ها و جمعي از دوست داران مولانا تشكيل مي‌دادند، اجرا كردند.

در حاشيه‌ي اين مراسم ، نمايشگاهي از عكس‌هاي آرامگاه مولانا به همراه ترجمه‌ي آثار اين شاعر ايراني به زبانهاي تركي، انلگيسي و فرانسوي به نمايش گذاشته شد.

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۳٠

 

سرزمین ترک‌ها (۱)

دانستنی‌هایی درباره مطبوعات ترکیه

طی روزهای گذشته برای حضور در برنامه شب عروس و بزرگداشت مولانا و بازدید از جاذبه‌های توریستی ترکیه به اتفاق جلیل اکبری صحت (روزنامه ایران) منوچهر دین‌پرست (خبرگزاری مهر) مهدی فتح اللهی و بهزاد طهماسبی (شبکه خبر)

علی صمیمی (ایران نیوز) علی نصیریان (ایرنا) سیمین (میراث خبر) آقای دهقان

(روزنامه آسیا) هازم ترکیه شدیم. پرواز ما از تهران به استانبول و استانبول به انکارا بود.

هر چند که برخی کشورهای جهان را ازنزدیک دیده‌ام. اما باد اعتراف کنم که کشورهایی مثل اماران با برخورداری از نفت و ایجاد مناطق آزاد به این درجه از رشد رشسیده‌اند اما رشد ترکیه از هر نظر حایز اهمیت است.

در کل دیدارهای ما با مسئولین توریستی و مطبوعاتی ترکیه حایز اهمیت زیادی بود . در ترکیه به  بحث مطبوعات و آزادی رسانه‌ها اهیت زیادی داده می‌شود.

نخستین دیدار ما با مدیر کل مطبوعات نخستژ وزیر ترکیه به نام صالح ملک بود. در این دیدار مدیر کل اطلاعات مطبوعات نخست‌وزیری ترکیه، نقش وجایگاه رسانه را در تعمیق و گسترش روابط ایران و ترکیه حائز اهمیت خواند. 

 صالح ملک  افزود: ترکیه و ایران از روابط نزدیکی برخوردار بوده و اشتراکات تاریخی دو کشور به دوران‌های گذشته باز می‌گردد. از این رو گسترش روابط مطبوعاتی در بهبود روابط ایران و ترکیه نقش مهمی به عهده‌ دارد.

به گفته وی از 2001 تا 2005 چندین بار روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ایرانی از ترکیه و مطبوعات این کشور بازدید کرده‌اند و امید می رود که این رفت و آمدها بیشتر شود.

مدیر کل اطلاعات مطبوعات نخست‌وزیری ترکیه پیرامون وظایف این اداره گفت: اداره کل مطبوعات پس از انقراض‌ عثمانی‌ها و تشکیل جمهوری ترکیه تشکیل شد. پس از آن نیز خبرگزاری آناتولی فعالیت خود را آغاز کرد و به مرور نیز مطبوعات در ترکیه شکل گرفتند. اداره کل مطبوعات از نظر فعالیت‌های داخلی، محلی و مرکزی از چند بخش تشکیل شده است. در فعالیت‌های مرکزی عمدتا فعالیت‌های خبری مثل یک مرکز بزرگ خبری وجود دارد که از خارج نیز اخبار را جمع‌آوری و ترجمه می‌کند. در بخش چاپ و انتشارات نیز کتب و نشریات با هدف شناساندن ترکیه در داخل و خارج به چاپ می‌رسند.

صالح ملک افزود: همکاری و تعامل با رسانه‌های داخلی جزو وظایف اداره کل مطبوعات است. افزون بر این برنامه‌های آموزش نیز از سوی این اداره تدوین می‌شود.

وی با اشاره به صدور مجوز فعالیت برای روزنامه‌نگاران ترک گفت، صدور کارت روزنامه‌نگاری از وظایف ما بوده و منسوبین این کارت در حال حاضر 1085 نفر هستند.

به گفته صالح ملک، صدور کارت برای روزنامه‌نگاران رشته‌های مرتبط با خبر 12 ماه، غیر خبری 18 ماه و دیپلم بیش از 2 سال زمان نیاز دارد.

مدیر کل اطلاعات مطبوعات نخست‌وزیری ترکیه افزود: پس از تشکیل مدارک کمیسیون 13 نفره‌ای متشکل از 2 نماینده از جمعیت خبرنگاران، یک نماینده از جمعیت خبرگزاری آنکارا، یکی از اعضای روزنامه‌نگاران ازمیر، نماینده‌ای از سندیکای روزنامه‌نگاری ترکیه، یک نماینده از روزنامه‌نگاری محلی، یک تن از صاحبین روزنامه، یک عضو افتخاری، یک تن از اعضای حامل کارت دایمی و 2 نماینده از اداره کل مطبوعات تشکیل و پرونده مربوطه را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند.

ملک با اشاره به اینکه در سطح ترکیه 2324 روزنامه و 2680 مجله وجود دارد، خاطرنشان کرد: 28 آژانس خبری، 24 شبکه سراسری، 16 شبکه منطقه‌ای، 216 شبکه محلی تلویزیونی، 65 تلویزیون کابلی، و 69 شبکه ماهواره‌ای نیز در ترکیه فعالیت دارند.

وی در عین حال تعداد شبکه‌های رادیویی را 1139 شبکه ذکر کرد.

وی افزود: عمده شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی ترکیه متعلق به بخش خصوصی بوده و دولت تنها دارای 7 شبکه است.

وی گفت: 38 دانشکده روزنامه‌نگاری و ارتباطات در ترکیه به آموزش علاقمندان مشغول هستند.

به گفته مدیر کل اطلاعات مطبوعات نخست‌وزیری ترکیه، تیراژ روزنامه‌ها در ترکیه به 5000000 می‌رسد.

ملک افزود: با وجود اینکه روزنامه‌هایی مثل حریت و زمان از تیراژ بالایی برخوردارند، اما ما در اداره کل مطبوعات به این چیزها توجه نداریم و به تمامی رسانه‌ها به یک چشم نگاه می‌کنیم. مسئولان روزنامه‌ها نیز از سوی خود روزنامه تعیین و انتخاب آنها تنها به استانداران اطلاع داده می‌شود.

 

مدیر نمایندگی روزنامه حریت در آنکارا:

 

تیراژ مطبوعات در ترکیه از 5 میلیون فراتر رفته است

مدیر نمایندگی روزنامه حریت در آنکارا گفت: تیراژ مطبوعات در ترکیه از 5 میلیون فراتر رفته است.

خانم نورباتور در دیدار و بازدید خبرنگاران ایرانی از این نمایندگی افزود: روزنامه حریت به تنهایی 800 هزار تیراژ دارد.

وی با تقسیم‌بندی روزنامه‌های ترکیه به 3 قسمت سیاسی، حزب جمهوریت و حزب لیبرال گفت: برخی از روزنامه‌ها مثل صباح نیز عامه‌پسند بوده و بار عمومی دارند .

وی در پاسخ به سوال ایسنا مبنی بر اینکه آیا در روزنامه حریت میز ایران وجود دارد یا خیر؟ گفت: برای ایران میز خاصی نداریم، اما برای برخی کشورها وجود دارد.

وی از اکتای اکشی - سر مقاله نویس- به عنوان یکی از روزنامه‌نگاران موفق ترکیه نام برد و با اهمیت بر شمردن اخبار ایران برای رسانه‌های ترک گفت: انقلاب ایران بسیار مورد توجه رسانه‌های ترکیه و افکار عمومی قرار گرفت در زمان جنگ نیز رسانه‌های ترکیه توجه زیادی به ایران داشتند. آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز از سوی روزنامه‌های ترک مورد توجه زیادی قرار داشت.

نوربادور با یاد کردن از سینمای ایران به عنوان سینمایی بسیار قوی از عدم اکران این فیلم‌ها در ترکیه اظهار تاسف کرد.

 

مدیر روزنامه‌نگاران شهر قونیه:

 

در شهر قونیه 4 شبکه تلویزیونی و 27 روزنامه محلی مشغول فعالیت هستند

 

مدیر روزنامه‌نگاران شهر قونیه گفت: در داخل شهر قونیه 4 شبکه تلویزیونی و 27 روزنامه محلی مشغول فعالیت هستند.

 صفا ازدرلر افزود: 500 نفر نیز در قونیه در صنعت مطبوعات مشغول به کار هستند.

مدیر روزنامه‌نگاران قونیه، مولانا را سرفصل مشترکی میان فرهنگ‌ها خواند و افزود: گردشگران معمولا از مولانا چیزهایی خوانده یا شنیده‌اند، اما به طور حتم فعالیت‌های رسانه‌ای تاثیر به سزایی در معرفی هر چه بیشتر این شاعر بزرگ خواهد داشت.

وی ادامه داد: مولانا از چنان شخصیت بزرگی برخوردار است که علاقه جهانی به این شاعر حتی در کشورهایی مثل امریکا روز به روز بیشتر می‌شود.

مدیر روزنامه‌نگاران شهر قونیه با اظهار تاسف از اینکه اهمیت مولانا در ترکیه کمی دیر فهمیده شده خاطرنشان

کرد: شهردار قونیه برای معرفی حضرت مولانا مثنوی معنوی را به 5 زبان از جمله فارسی ترجمه کرده و به گردشگران و زایران اهدا می‌کند.

 

مدیر جمعیت روزنامه‌نگاران آنتالیا:

 

در آنتالیا 24 روزنامه محلی، 3 شبکه تلویزیونی و 29 شبکه رادیویی وجود دارد

مدیر جمعیت روزنامه‌نگاران آنتالیا گفت: در آنتالیا 24 روزنامه محلی، 3 شبکه تلویزیونی و 29 شبکه رادیویی به فعالیت اطلاع‌رسانی مشغول هستند.

 اردوغان کاخیا افزود: شبکه دولتی TRT نیز در آنتالیا شعبه دارد. از این گذشته یکی از شبکه‌های تلویزیونی آنتالیا برای کل ترکیه برنامه پخش می‌کند .

مدیر جمعیت روزنامه‌نگاران آنتالیا تصریح کرد: رادیو توریستی با مرکزیت آنتالیا نیز به 6 زبان در همه ترکیه برنامه دارد.

کاخیا با اشاره به حضور شعبات آنتالیا در روزنامه‌های ترکیه گفت: تیراژ رسانه‌های ترکیه از مرز 5 میلیون فراتر رفته و در برخی مواقع تیراژ روزنامه‌هایی چون حریت و ملیت و صباح تا یک میلیون و 200 هزار نسخه می‌رسد.

به گفته وی آنتالیا از نظر روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی در ترکیه چهارم است.

مدیر جمعیت روزنامه‌نگاران آنتالیا پیرامون نحوه حمایت جمعیت از روزنامه‌نگاران گفت: اگر برای اعضای جمعیت اتفاقی رخ دهد جمعیت با استفاده از وکیل جمعیت مساعدت‌های لازم را اعمال می‌کنند. از این گذشته ما برای راحت‌تر کردن کار خبرنگاران با ادارات دولتی و خصوصی در ارتباط هستیم.

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۳٠

 

جام جهانی ۲۰۰۶ الگوهای رايج صنعت توريسم را به هم خواهد ريخت

توريسم ورزشی يا  sport tourism هر چند که از قدمت زيادی نسبت به زيرشاخه‌های صنعت جهانگردی هم چون اکوتوريسم، توريسم فرهنگی، تاريخي، اگروتوريسم و ... برخوردار نيست، اما با توجه به جايگاه رو به رشد ورزش در اوقات فراغت جوانان، توجه روزافزون کارشناسان و برنامه‌ريزان ارشد توريسم را به خود معطوف کرده است.
اهميت حوزه توريسم ورزشی از ديدگاه WTO (سازمان جهانی جهانگردي) به حدی بود كه اين سازمان ۲۰۰۴ را به عنوان سال توريسم ورزشی انتخاب كرد.
آمارهاي ارايه شده از سوي نهاد‌هاي درگير با مسايل كلان توريسم نشانگر آن است كه بيشترين آمار گردشگري جهان در طبيعت‌گردي و زير شاخه‌هاي متنوع آن يعني توريسم ورزشي، توريسم كوچ، توريسم بيابان و توريسم روستايي بوده و پيش بيني مي‌شود رشد ‌٢/٤ درصدي تا ‌٧/٦ درصدي آن تا سال ‌٢٠١٠ ، ‌٢٠ درصد افزايش داشته باشد.
طبيعت‌گردان عمدتا دو دسته‌اند. اولين دسته بيشتر با انگيزه ديدار از طبيعت، ماجراجويي و توريسم ورزشي و با ميانگين سني ‌١٩ تا ‌٣٥سال هستند و دومين دسته با هدف لذت از طبيعت و حيات وحش، و با سن ‌٣٥ تا ‌٥٤ طبيعت گردي مي‌كنند.
بسياري از ورزش‌ها  به خصوص فوتبال سلامتي، نشاط و هيجان را در يك زمان به طبيعت‌گردان مي‌دهد و آنها مي‌توانند در حين لذت بردن از جاذبه‌هاي طبيعي به ورزش‌هايي نظير ماهيگيري، شكار، كوه پيمايي، قايق سواري و ... بپردازند.

كشور ما با تنوع آب و هوايي و اقليمي نمونه‌ي بسيار مناسبي براي تحقق و رشد توريسم ورزشي در جهان است. چرا كه مثلا وقتي در جنوب يك گردشگر قايق سواري مي‌كند در شمال نيز يك نفر مي‌تواند اسكي كند و يا در بيابانهاي لوت، صحرا نوردي كند و يا حتي در جنگلهاي شمال جنگل‌گردي كند. اين تنوع اقليمي كه فاكتور مناسبي براي ايران محسوب مي‌شود نيازمند رشد و تقويت است.
شايد يك قياس كوچك بتواند سيمايي نيرومند از دست‌آوردهاي اقتصاي و فرهنگي توريسم ورزشي را نمايان سازد
چندي پيش كميته‌ي برگزار كننده و سازمان‌دهنده‌ي رقابت‌هاي المپيك 2004 آتن اعلام كرد كه صنعت گردشگري يونان در پي برگزاري اين رقابت‌هاي مهم ورزشي رشد خوبي داشته است.
 مدير اجرايي كميته‌ي برگزار كننده و سازمان‌دهنده‌ي رقابت‌هاي المپيك 2004 آتن در اين خصوص اعلام كرد: من معتقدم كه منابع و سودهاي سرشار حاصله از اين رقابت‌ها، طي 10 سال آينده مشخص خواهد شد.
 ‌با توجه به برگزاري اين رقابت‌هاي مهم ورزشي، صنعت گردشگري يونان نسبت به سال‌هاي پيش از آن رشد 40 درصدي داشته است. ‌ بنابراين مي‌توان فهميد كه منافع حاصل از برگزاري رقابت‌هاي المپيك 2004 آتن به طور كلي موجب تقويت صنعت گردشگري يونان شده است.
 آمار و ارقام‌هاي موجود كلي از آن هستند كه موفقيت بزرگ برگزاري رقابت‌هاي المپيك 2004 آتن موجب شده  تا دولت يونان با افزايش سهم صنعت گردشگري اين كشور در توليد ناخالص داخلي يونان مواجه شود. از همين رو، پيش‌بيني مي‌شود كه اين رقم تا سال 2010 از 18 درصد به 40 درصد افزايش يابد. در حال حاضر نيز حدود 150 هزار فرصت شغلي از جانب برگزاري رقابت‌هاي المپيك 2004 و هم‌چنين تقويت صنعت گردشگري يونان ايجاد شده و حدود 800 هزار تن در حال حاضر در اين فرصت‌هاي شغلي مشغول به كار هستند.
ايران نيز با برخورداري از جاذبه‌هاي اكوتوريسم و توريسم ورزشي، هم‌چون كوه‌هاي مناسب براي كوهنوردي، بيابان‌ها براي بيابان گردي، درياها و پيست‌هاي اسكي و ... پتانسيل‌هاي زيادي را براي ارايه در توريسم ورزشي دارد كه با برنامه‌ريزي مناسب مي‌توانيم در اين بعد گردشگري، پيشرفت زيادي كنيم.  اين در حاليست كه متاسفانه هنوز بسته‌بندي مناسبي از گردشگري ورزشي وجود نداشته و ما از پتانسيل‌ها و توانمندي‌هاي توريزم ورزشي غافل مانده‌ايم.  رويكرد جدي و جديد برخي كشورها چون يونان براي استفاده از توريسم ورزشي در اعتلاي اقتصاد ملي، در حالي صورت مي‌گيرد كه ما تاكنون به توريسم ورزشي، اهتمام جدي نداشته‌ايم؛ اما بايد با تعامل هرچه بيشتر سازمان‌هاي تربيت بدني و گردشگري، جاذبه‌هاي اكوتوريستي و ورزشي را شناسايي، تعريف و معرفي كنيم.
اكنون نيز هرچند در كميته ملي المپيك كميته توريسم ورزشي تشكيل شده، اما به دليل نبود يك برنامه‌ريزي منسجم
و بسته‌بندي مناسب ورزشي هنوز از اين حوزه دستاوردي عايد كشور نشده است.
به گفته رييس گروه برگزار‌كننده‌ي تورهاي ورزشي ايران كه متشكل از 60 آژانس مسافرتي است،  ثبت نام در تورهاي مشوقان جام جهاني فوتبال 2006 آلمان شروع شده است و اين يعني خروج يك‌طرفه ارز و مسافر از ايران چيزي كه به خوبي در حوزه توريسم زيارتي نيز شاهد آن هستيم. بنابر‌اين دست اندركاران امر بايد با اتخاذ تمهيدات مناسب به ويژه در فوتبال بتوانند بخشي از تراز منفي 1 ميلياردي توريسم كشور را جبران كنند.
در هميت راستا رييس ستاد توريسم ورزشي  سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مي‌گويد: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با مشاركت كميته‌ي ملي المپيك سبد تبليغاتي توريسم ورزشي كشور را تهيه مي‌كند.
علي محمد نمازي مي‌افزايد: جهت تهيه‌ي بسته‌هاي تبليغاتي مناسب و مفيد در حوزه‌ي توريسم ورزشي براي تمامي ‌دست‌اندركاران و فعالان اين حوزه و همچنين مخاطبان عام آن با چند موسسه انتشاراتي جهت توليد كتب و اقلام تبليغاتي مانند پوستر، برونشور ،CDC، DVD بحث و مذاكره شده است.
وي اضافه كرد: بسته‌هاي تبليغاتي توريسيم ورزشي براي 3 گروه ورزشكاران و تيم‌هاي خارجي، ورزشكاران داخلي و مخاطبان و علاقه‌مندان عام تهيه خواهد شد.
به گفته‌ي رييس ستاد توريسم ورزشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، بسته‌هاي تبليغاتي گردشگري ورزشي جهت بازاريابي در مسابقات جام جهاني 2006 آلمان هر چه سريعتر توليد و توزيع خواهند شد.
مدير كل دفتر آمار و برنامه ريزي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز مي‌گويد:  توريسم ورزشي در كشورمان ظرفيتي بالقوه و ناشناخته است كه فقط با عزم ملي مي‌توانيم آن را فعليت دهيم.
 اردشير اروجي  اظهار داشت: ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه به لحاظ تنوع آب و هوايي مي‌توانيم ورزشهاي چهار فصل سال را براي نيروي انساني خودمان و همچنين جذب گردشگران خارجي مهيا كنيم.
وي همچنين افزود: ثمره‌ي توجه به توريسم ورزشي و توسعه‌ي آن سلامتي روحي، رواني و جسمي نيروي انساني جامعه است و علاوه بر آن در آمد اقتصادي و ارزي آن نيز براي چرخه‌ي اقتصادي جامعه موثر خواهد بود.
مدير كل برنامه ريزي و آمار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تاكيد كرد: اگر مي‌خواهيم گردشگري را توسعه دهيم بايد با عزم ملي و همكاري كليه‌ي دستگاههاي اجرايي و مديريتي بهره‌ي لازم را از پتانسيلهاي بالقوه‌ي كشور ببريم.
يك كارشناس گردشگري و ورزشي نيز مي گويد: توسعه‌ي توريسم ورزشي پاسخ به نيازهاي جسمي و روحي جوامع انساني و اعطاي آرامش به آنهاست.
عبدالله آهنگري افزود: توريسم ورزشي حدود ده سال است كه در دنيا به عنوان يك حوزه‌ي مستقل گردشگري فعال است و توجه كشورهايي مثل كره‌ي جنوبي اين حوزه، اقتصاد كره را حدود 4 تا 5 ميليارد تومان رونق داده است.
وي تاكيد كرد: بشر امروز نيازمند بازگشت به خويشتن است به همين بخشهايي از توريسم مثل توريسم ورزشي و اكوتوريسم كه غير مصنوع و طبيعي است به سرعت دو حال رشد و گسترش است.
آهنگري با اشاره به پتانسيل‌هاي فراوان توريسم ورزشي از نظر منابع و نيروي انساني در كشورگفت: ايران با داشتن چهار فصل و همچنين ورزشهاي سنتي و بومي يكي از پر جاذبه‌ ترين كشورها در اين زمينه است كه متاسفانه به دليل عدم شناخت دقيق مقوله‌ي ورزشي و تاثير آن در گردشگري همچنان دركشور مهجور مانده است.
وي المپيك آتن را نمونه بارز توسعه‌ي توريسم ورزشي دانست و گفت: المپيك آتن و طي برگزاري مسابقات ورزشي، سود هنگفتني وارد چرخه‌ي اقتصادي كشور يونان شد و مطمئنا تاثيرات آن را در دراز مدت مشاهده مي‌كنيم.
دكتر رهنمايي  استاد دانشگاه تهران هم مي‌گويد: بسياري از ورزش‌هاي موجود در كشورمان، ريشه‌ها‌ي تاريخي و فرهنگي دارند كه اگر دوباره احياء شوند، به عامل مهمي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي تبديل خواهند شد.
وي ورزش‌ها را به دو دسته طبيعي و فرهنگي تقسيم كرد و گفت: ورزش‌هاي طبيعي مثل كوهنوردي، صحرا نوردي، جنگل‌گردي و ... را معمولا ورزشكاران حرفه‌اي انجام مي‌دهند؛ اما ورزش‌هاي فرهنگي را مردم عادي برگزار مي‌كنند كه معمولا درآمدهاي اقتصادي نيز از اين طريق، عايد مردم مي‌شود.
دكتر رهنمايي، گاوبازي در شمال اسپانيا و ايتاليا را عامل مهمي در جذب جهانگردان به اين كشورها دانست و گفت: بسياري از جهانگردان، زمان شروع مسابقات گاوبازي يا رها كردن گاوها در خيابان‌ها، تنها براي هيجان و لذت بردن از اين مناظر به اين كشورها مسافرت ‌كرده و ارز بسياري را وارد چرخه‌ي اقتصادي اين كشورها مي‌كنند.
وي احياي‌ ورزش‌هاي باستاني را وظيفه‌ي مهم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در برهه كنوني دانست و گفت: چوگان، ورزش ملي ايران باستان بوده كه به دليل بي‌توجهي مسئولين به فراموشي رفته است؛ حال اينكه چوگان در حال حاضر، يكي از ورزش‌هاي اصلي انگلستان بعد از فوتبال به شمار مي‌آيد. پس احياي ورزش‌هاي باستاني و تاريخي كشور نظير چوگان، ورزش‌هاي رزمي باستاني و اسب‌دواني، وظيفه‌ي مهم اين سازمان است.
دكتر رهنمايي تاكيد كرد: بسياري از ورزش‌هاي ايراني جنبه‌ي برون مرزي پيدا كرده‌اند؛ اما در داخل كشور فراموش شده‌اند.
وي با اشاره به برگزاري مسابقات اسب‌دواني زنان در تالش با لباس‌هاي محلي گفت: مطمئن باشيد اگر مسئولان همين مسابقات را حمايت كرده و تبليغات مناسبي براي آن‌ها داشته باشند؛ گردشگران بسياري جذب اين منطقه خواهند شد.
اين استاد دانشگاه تهران، در ادامه با اشاره به تاريخچه توريسم ورزشي در جهان گفت: اين نوع از توريسم از سال 1970 به بعد و با مذاكرات دو جانبه ورزشكاران آمريكايي و چيني، آغاز شد و تاكنون نيز درآمدهاي بسياري را در المپيك‌ها، جام‌هاي جهاني و مسابقات قاره‌اي نصيب كشورهاي مختلف كرده است.
دكتر رهنمايي كرد: پتانسيل‌ها و ظرفيت‌هاي ورزشي و گردشگري ايران، به اندازه‌ا‌ي است كه با مديريت صحيح و توانمند، مي‌تواند به يكي از پردرآمدترين بخش‌هاي اقتصادي كشور تبديل شود.
چندي پيش نيز فرانچسكو فرانجيالي، دبير كل سازمان جهاني جهانگردي (wto) و ژاك راژ، رئيس كميته‌ي بين المللي المپيك ( IOC)  به مناسبت روز جهاني جهانگردي پيم مشتركي را صادر كرده و بر ضرورت تقويت همكاري و مشاركت اين دو مجموعه تاكيد كردند.
در اين بيانيه مشترك، رويدادهاي مهم ورزشي مانند بازي‌هاي المپيك، مسابقات قهرماني فوتبال و اتومبيلراني از جمله فعاليت‌هاي ورزشي با جذايت خاص براي گردشگران سراسر جهان نامبرده شده كه مي‌توانند در ايجاد وجهه مطلوب گردشگري كشور ميزبان، نقش آفرين باشند.
WTO و IOC از كليه‌ي كشورهاي عضو و غير عضو و نيز كليه كميته‌هاي ملي المپيك، انجمن‌هاي بين‌المللي و كميته‌هاي هماهنگي المپيك خواسته‌اند تا در جهت ارتقاء و توسعه يك همكاري استراتژيكي ميان گردشگري و ورزش و براي ايجاد درك و فرهنگ متقابل و توسعه جوامع به ميدان ارتباطات جهاني قدم بگذارند.
به اين ترتيب انتظار مي‌رفت كه تلاش سازمان‌هاي تربيت بدني و گردشگري معطوف به سياست‌گذاري‌هاي جديدي در توريسم ورزشي شود كه متاسفانه تمام برنامه‌هاي اين دو سازمان از روند برگزاري جشنواره ورزش و گردش فراتر نرفت. حال انكه جدا از فوتبال بسياري از ورزش‌هاي باستاني ايران توان جذب توريست‌هاي بين‌المللي را دارند.
رضا سوخته‌سرايي، دارنده دو بازوبند پهلواني كشور، در اين راستا مي‌گويد: ورزش باستاني ايران صد در صد توان جذب توريست را دارد؛ چرا كه ورزش زورخانه، تنها يك ورزش نيست، بلكه درس و مكتب نيز هست.
وي افزود: در گذشته كه ورزش زورخانه‌اي از رونق برخوردار بود، گردشگران و توريست‌هاي خارجي حتي با برنامه‌ريزي قبلي از زورخانه‌ها و تمرين‌هاي ورزشكاران بازديد مي‌كردند. اين در حاليست كه با تاسف اكنون اين ورزش كمرنگ شده است.
سوخته‌سرايي، با اشاره به اينكه ورزش باستاني از قدمتي 2 هزار ساله برخوردار است گفت: اكنون كشورهاي دنيا بر روي ورزش‌هاي باستاني مطالعات جديدي را آغاز كرده‌اند و اين ورزش در حال بين‌المللي شدن است، با اين تفاوت كه زورخانه‌هاي فرانسه و آلمان از ايران پررنگتر است.
دارنده دو بازوبند پهلواني ايران، تاكيد كرد: توسعه توريسم ورزشي و بازديد از زورخانه‌ها نگاه ويژه‌اي را مي‌طلبد و جا دارد كه در اين راستا تبليغات وسيع ملي و جهاني صورت گيرد.
وي، چاپ بروشورهاي ويژه ورزش باستاني براي معرفي اين رشته را در ميان جهانگردان، گامي موثر در حوزه‌ي تبليغات خواند و ابراز داشت كه در صورت تبليغات درست، باز هم موفق خواهيم شد تا گردشگران را براي بازديد از زورخانه‌ها جلب كنيم.
 رئيس كميته ملي المپيك نيز كه به تازگي  تفاهم‌نامه‌ي همكاري‌ مشتركي را با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري   مبادله كرده با تشريح تاثيرات ورزش در ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور مي‌گويد: تغييرات و تحولات شگرف علمي و تجربي در ورزش، امروزه آن را به عنوان يك صنعت در جهان مطرح ساخته است، به طوري كه اين صنعت يكي از مهمترين چهارچوب‌هاي برنامه‌ريزي‌هاي استراتژيك كشورهاي پيشرفه قرار گرفته است.
رضا قراخانلو گفت: حجم عظيم مبادلات نيروي انساني در مسابقات و رويدادهاي ورزشي نشان مي‌دهد ميان اين صنعت و حوزه‌ي گردشگري ارتباطي منطقي و معقول وجود دارد كه لازمه‌ي بهره‌برداري از مزاياي آن توجه و برنامه‌ريزي در خصوص گسترش اين ارتباط است.
قراخانلو تصريح كرد: حداقل معناي اين سخن را مي‌توان رابطه‌ي مستقيم ورزش و گردشگري دانست، چرا كه در صورت تبادلات ورزشي و سفر به نقاط مختلف است كه زمينه‌ي بروز و ظهور و اختلاف انقلابي ميسر مي‌شود.
رئيس كميته ملي المپيك با اشاره به تشكيل كميسيون‌هاي مختلف دراين كميته اظهار داشت: تشكيل كميسيون توريسم ورزشي در كميته‌ي ملي المپيك نشان از اهميت فوق‌العاده‌ي اين حوزه براي مسوولان ورزشي و گردشگري كشور است كه اميدوارم در آينده‌ي نزديك با پياده‌سازي برنامه‌هاي كلان، شاهد تحول شگرفي در تحولات ورزشي و گردشگري باشيم.
معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري  نيز معتقد است: تلاش مسوولان دولتي كشورهاي خارجي براي كسب امتياز برگزاري مسابقات و رويدادهاي ورزشي در كشورشان نشان مي‌دهد اهميت ورزش در اقتصاد و كسب منابع ارزي به حدي است كه اين دولت‌ها تلاش مي‌كنند با كسب امتياز ميزباني و ايجاد تاسيسات و امكانات ورزشي و اقامتي در مدت زمان اندك، از مزاياي اقتصادي رويدادهاي ورزشي برخوردار شوند.
علي هاشمي  اضافه كرد: در برنامه‌ي 5 ساله‌ي چهارم پيش‌بيني شده تا بيش از 2 ميليون  توريست ورزشي در پايان هر برنامه وارد كشور شود.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تصريح كرد: توريسم ورزشي به دليل ارتباط با طبيعت‌گردي و موقعيت ويژه‌ي ايران در برنامه‌ي چهارم توسعه دومين جايگاه براي جذب توريست محسوب مي‌شود.
وي اضافه كرد: توريسم ورزشي در كشورمان را با برنامه‌ريزي در خصوص بازي فوتبال ايران و ژاپن شروع كرديم و توانستيم در مدتي كوتاه بيش از 4 هزار گردشگر را وارد كشور كنيم، اين امر نشان مي‌دهد ايران توانايي فعاليت در توريسم ورزشي را داراست.
وي همچنين از تشكيل گروههاي پژوهشي مشترك با كميته‌ي ملي المپيك در خصوص شناسايي ورزش‌هاي سنتي و محلي خبر داد و افزود: بيش از 800 ورزش محلي در كشورمان وجود دارد كه هركدام به عنوان يك جاذبه‌ي توريستي قابل گسترش و توسعه هستند.
هاشمي با اشاره به علاقمندي طرفداران رشته‌هاي ورزشي براي همراهي تيمهاي ورزشي در خارج از كشور تاكيد كرد: ساماندهي گردشگران ورزشي كه قصد خروج از كشور را دارند و همچنين علاقمندان براي ورود به كشور نيازمند ايجاد آژانس‌هاي تخصصي در حوزه‌ي ترويسم ورزشي است.
وي اضافه كرد: سفرهاي ارزان قيمت و همچنين امكانات و تاسيسات با كيفيت از ملزومات مهم براي توريست‌هاي ورزشي است.
جام جهاني فوتبال كه هر ساله در يكي از كشورها برگزار مي‌گردد خود نمونه گوياي اين رخداد ورزشي است. به نحوي كه همه كشور‌هاي ميزبان از چندين سال قبل اقدام به برنامه‌ريزي‌هاي جامع و كلان، جهت ساخت تاسيسات زيربنايي و روبنايي در كشور خود مي‌نمايند . نظير اين رخداد به نحو بسيار گسترده‌تر در المپيك تجلي مي‌يابد .المپيك نه تنها به عنوان يك اجتماع ورزشي و انجام مسابقات در رشته‌هاي مختلف مطرح است، بلكه به عنوان يك واقعه عظيم و كم نظيري در سطح جهان محسوب مي‌گردد.
علاوه بر اين مسابقات بين المللي كه در دوره خاص و محدوده زماني مشخص انجام مي‌گيرد امروزه تلاش مسئولين و برنامه ريزان ورزشي به علت تخصصي كردن رشته‌ها و بومي سازي آنها مي‌باشد. به نحوي كه برخي كشورها با توجه به استعداد‌ها و پتانسيل‌هاي موجود در كشور خود اقدام به ايجاد مراكز ورزشي با محوريت يك يا چند رشته ورزشي خاص مي‌نمايند، مثل كشور كره كه اقدام به برگزاري مسابقات ويژه در ورزش‌هاي رزمي خصوصاً تكواندو مي‌نمايد و از اين راه هر ساله در آمد سرشاري را نصيب كشور خود مي‌كند. چراكه اين عوايد تنها معطوف به برگزاري مشابقات نبوده و عرصه‌هاي آموزش فنون و تربيت مربي و نهايتا تربيت ورزشكار را در بر مي‌گيرد.
به اين ترتيب هر كشوري با توجه به موقعيت جغرافيايي و بالتبع آن شرايط آب و هوايي خاص خود مي‌تواند محل توليد و ارائه يك يا چند نوع خدمات ورزشي و به دنبال آن خدمات مسافرتي و جهانگردي باشد.
امروزه پيوند ميان جهانگردي و ورزش نوع جديدي از جهانگردي را ايجاد نموده كه جنبه‌هاي مختلف و متنوعي را در بر مي‌گيرد.
گستره وسيعي كه از فعاليت‌هاي هيجاني نظير Adventure Tourism شروع شده و تا فعاليت‌هاي تمدد اعصاب Recreation Tourism را در بر مي‌گيرد.
مديريت قوي و برنامه ريزي جامع به همراه لزوم اعتقاد به شكل گيري فعاليت‌هاي ورزشي همگاني، مي‌تواند راهگشاي ما در اين زمينه باشد. به ديگر سخن نخست بايد براي مسولين توجه به اين امر كه ورزش نه به عنوان يك فعاليت تفريحي بلكه عامل سلامتي و بهداشت فردي و اجتماعي‌اي جامعه مي‌باشد روشن گردد و سپس با اختصاص بودجه مناسب تاسيسات و امكانات زيربنايي متناسب با شرايط جغرافيايي و اقليمي هر منطقه ايجاد گردد. در كنار اين امر فرهنگ سازي و ايجاد زمينه جهت آشنايي افراد با فعاليت هاي ورزشي و لزوم استفاده همه از اين امكانات مكمل مهمي در توسعه ورزشي كشور است.
در اينجاست كه پيوند ميان دو بخش ورزش و جهانگردي كاملاً نمود مي‌يابد .نهايت آنكه، ما براي آنكه بخواهيم فعاليت‌هاي مختلف جهانگردي ورزشي را در كشور پياده نماييم، نخست نيازمند ايجاد بخش سخت افزاري قضيه
(يعني ساخت مراكز اقامتي و پذيرايي، فرودگاه، راه ارتباطي و هزاران عامل ديگر مسافرتي هستيم و سپس در بعد ورزش نيازمند احداث مراكز ورزشي جامع و مجهز بصورت تخصصي مي‌باشيم.

+   علی مومن‌ لو ; ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢٠

 

یا هو

مراسم بزرگداشت هفتمین سال فعالیت ایسنا و بزرگداشت شهدای ایسنا در محل خیرگزاری دانشحویان ایران  برگزار شد.

در این روز مهمانان زیادی از قوای سه گانه و هم چنین تعدادی ار فعالان ملی و مذهبی و شخصیت‌های مطبوعاتی حضور داشتند.

عصر هم یکی از دوستان با صفایم آمد ایسنا و خستگی ما را به در برد.

داشتن چنین دوستانی در این شرایط بحرانی به انسان روحیه دیگری می‌بخشد.  

+   علی مومن‌ لو ; ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٩

 

با شادروان عليرضا افشار

يادش بخير تابستان سال ۸۱بود که با عليرضا افشار و محسن تهوری و عباس فغانی و مجيد کريميان و... به چابهار رفتيم.

آن سال کلی به ما خوش گذشت

يک سفر ديگر هم با افشار به شيراز داشتم. بچه‌ای بسيار فعال و محجوب بود. واقعا حيف شد که در سانحه هوايی هواپيمای ارتش به شهادت رسيد

روحش شاد و نامش جادودانه باد

 

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۸

 

وداع آخر با شهدای ايسنا

شادروان حسن غريب و اسماعيل عمرانی

روحشان شاد و يادشان پاينده باد

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۸

 

آخرين وداع با خبرنگاران شهيد ايسنا

 

+   علی مومن‌ لو ; ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٦

 

آخرين وداع با خبرنگاران شهيد ايسنا

 

 

 

خبرنگاران و عكاسان رسانه‌ها و اهالي ايسنا امروز همزمان با 16 آذر، روز دانشجو و سالگرد تاسيس ايسنا، وداع آخرين را با دوستان صميمي و همكارانشان انجام دادند تا پيكرهاي پاك حسن قريب و اسماعيل عمراني بر درياي دستهاي همقطارانشان در ساحل امن حق آرام بگيرد.

امروز صاحب‌عزاي مجلس حبرنگاران و عكاساني بودن كه هركدامشان مي‌توانستند جاي حسن قريب و اسماعيل عمراني يا همه ديگر مرغان مهاجري باشند كه در يك ظهر پاييزي بر آسمان پر كشيدند.

امروز صاحب‌عزا عكاساني بودند كه از پس پرده اشك بايد آخرين لحظات وداع را براي ما جاماندگان ثبت مي‌كردند.

امروز دوستان عزيزمان محمدحسن قريب و اسماعيل عمراني را به سر منزل حق تشييع كرديم و چقدر سخت است نگارش و مخابره اين خبر.

در مراسم تشييع پيكر اين دو عزيز تعدادي از اهالي مطبوعات، خيل كثير عكاسان رسانه‌هاي مختلف كشور، نمايندگان مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي از جمله علي رياض، مهدي كوچك‌زاده، حجت‌الاسلام عباسعلي اختري، جهان‌بخش محبي‌نيا، علي عباسپور تهراني‌فرد، محمد ميرمحمدي، مديران عامل خبرگزاري‌ها، رييس جهاد دانشگاهي، معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي، تعدادي از اعضاي احزاب و گروههاي سياسي و فرهنگي و شخصيت‌هايي چون كامبيز نوروزي، لطف‌الله ميثمي و خداياري حضور داشتند.

بنابر اين گزارش در ابتدا دكتر منتظري رييس جهاد دانشگاهي با تسليت شهادت تعدادي از اهالي مطبوعات و رسانه از جمله حسن قريب و اسماعيل عمراني از خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: اميد است كه خداوند متعال به بازماندگان اين دو عزيز صبر اعطا كرده و آن دو نيز مورد لطف و رحمت خداوند قرار گيرند.

دكتر منتظري با بيان اينكه اين افراد فرزندان پاك ايران اسلامي و سربازان سخت‌كوش و جهادگران عرصه‌ي خبر بودند، گفت: اميد است ديگر دوستان اين عزيزان در عرصه‌ي خبر در خدمت محرومان كشور باشند.

وي درگذشت اين افراد را خدمت مقام معظم رهبري تسليت گفت و از تمام كساني كه در اين مراسم شركت كرده بودند از جمله نمايندگان مردم تهران تشكر و قدرداني كرد.

بنابراين گزارش در ادامه‌ي اين مراسم حجت‌الاسلام عباسعلي اختري به نمايندگي از نمايندگان مجلس با تسليت اين حادثه، گفت: اين حادثه باعث عروج تعدادي از عزيزان و تلاش‌گران عرصه‌ي خبر و رسانه شد و من اين فاجعه را به محضر مقام معظم رهبري، امت اسلامي و اهالي عرصه‌ي خبر و خانواده‌هاي اين عزيزان از طرف خود و نمايندگان مجلس تسليت عرض مي‌كنم.

وي گفت: من از خداوند متعال براي اين عزيزان علو درجات و براي بازماندگان صبر جميل از درگاه حق خواهانم.

اين نماينده‌ مجلس گفت: حضرت علي (ع) مي‌فرمودند يكي از نماد شجاعت، صبر است و امت ما از حضرت اباعبدالله الحسين (ع) صبر را آموخته‌اند.

اختري گفت: امام رضا (ع) به يكي از ياران خود فرمودند وقتي مي‌خواهيد براي جواني گريه كنيد گريه‌هايتان را متوجه امام حسين (ع) كنيد و براي ايشان گريه كنيد.

عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، گفت: مرگ براي همه است و بعد از مرگ دل بازماندگان مي‌سوزد ولي چاره‌اي جز صبر نيست.

وي نيز از تمام كساني كه در اين مراسم شركت كرده‌اند تشكر و قدرداني كرد.

بنابراين گزارش در ادامه‌ي مراسم پيام دكتر فاتح مديرعامل سابق ايسنا در اين ارتباط قرائت شد و يكي از مداحان اهل بيت (ع) به مداحي پرداخت.

هم‌چنين در اين مراسم محمدعلي نادعلي‌زاده مديرعامل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به تقارن اين فاجعه با آغاز هفتمين سالگرد فعاليت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) و روز دانشجو، گفت: اين تقارن به ما مسووليت عظيمي را كه در حال حاضر پيش‌رو داريم گوشزد مي‌كند. ما بايد پيام محرومان جامعه و جنبش دانشجويي در چارچوب نظام مقدس جمهوري اسلامي را منتقل كرده و از شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي ،به قول حضرت امام خميني (ره) نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه زيادتر، دفاع كنيم.

وي ياد شهيدان شانزده آذر، شهداي انقلاب و دفاع مقدس، شهيد علم‌الهدي و شهيدان عرصه‌ي مطبوعات از جمله حسن قريب و اسماعيل عمراني را گرامي داشت و گفت: ما امروز به هم قول مي‌دهيم كه با جديتي بيشتر از هميشه كار خود را ادامه دهيم.

نادعلي‌زاده در پايان از تمامي كساني كه در اين مراسم شركت كرده بودند از جمله اهالي مطبوعات و هم‌چنين نمايندگان مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي تشكر و قدرداني كرد و گفت: من از خانواده‌ي اين دو عزيز به علت اينكه نتوانستيم از امانت‌شان به خوبي نگهداري كنيم به عنوان عضو كوچكي از اين مجموعه معذرت‌خواهي مي‌كنم.

اين دو عزيز بعد از تشييع به زادگاه‌شان براي خاك‌سپاري انتقال داده شدند.

قريب و عمراني روز سه‌شنبه به همراه تعدادي ديگر از عكاسان و خبرنگاران رسانه‌ها درحالي راهي محل ماموريت خود بودند، در اثر سانحه هوايي به شهادت رسيدند.

يادشان گرامي باد...

+   علی مومن‌ لو ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٦

 

کجاييد مردان بی ادعا؟

به ياد خبرنگاران و جانباختگان عرصه خبر و اطلاع‌رسانی

يك فروند هواپيماي نظامي C130 با 94 سرنشين و خدمه كه عمده آنها را خبرنگاران رسانه‌هاي گروهي تشكيل داده و از تهران براي پوشش خبري رزمايش نظامي عازم منطقه چابهار بود، پس از نقص فني، هنگام بازگشت به فرودگاه مهر‌آباد و فرود اضطراري در ساعت 13:45 در شهرك مسكوني «توحيد» واقع در حوالي سه راه آذري، دچار سانحه شد و سقوط كرد.

اين سقوط در حالي رخ داد كه خلبان هواپيما هنگام كنترل توانسته بود از برخورد آن با بلوك مسكوني شماره 52 شهرك توحيد جلوگيري كند اما يكي از بالهاي هواپيما هنگام سقوط با ساختمان مذكور برخورد كرد و دچار آتش‌سوزي شد.

به گفته شاهدان عيني بلافاصله پس از سقوط هواپيما به زمين، صداي مهيب انفجار به گوش رسيد و آتشي وسيع محل حادثه را فرا گرفت؛ به شكلي كه به دنبال آن شيشه‌هاي تعدادي از بلوكهاي اطراف شكسته و ديوار طبقه اول بلوك 52 شهرك توحيد بر اثر برخورد هواپيما تخريب شد و آتش از طبقات زيرين ساختمان مسكوني مذكوربه طبقات فوقاني سرايت كرد و شعله‌هاي حريق و دود از طبقات مختلف مشاهده شد.

اين وضعيت در شرايطي ادامه يافت كه مهار آتش ساعتها به طول انجاميد.

بر اساس آخرين گزارشهاي واصله بر اثر اين حادثه تمامي سرنشينان هواپيما كه عمدتا خبرنگاران رسانه‌هاي جمعي بودند و نيز شماري از ساكنان بلوك مسكوني حادثه ديده جان باختند.

اين حادثه بر اساس آخرين آمار، حدود 116 كشته و 50 مصدوم با 28 بستري بر جاي گذاشت كه حال تعدادي از آنها وخيم گزارش شده است.

همچنين شماري از مجروحان تحت درمان سرپايي قرار گرفتند.

به دنبال اين حادثه در حاليكه شمار زيادي از شهروندان به محل سانحه مراجعه كرده و ازدحام جمعيت در منطقه حادثه كار امدادرساني را با مشكل مواجه كرده بود، عمليات امداد و نجات با حضور ماموران آتش‌نشاني، هلال احمر، اورژانس، انتظامي و ... با اعزام 60 دستگاه آمبولانس هلال احمر و 30 دستگاه آمبولانس اورژانس به محل حادثه آغاز شد و تعدادي از مجروحان به بيمارستانهاي شريعت رضوي، سوانح سوختگي شهيد مطهري، لقمان، 7 تير، حضرت رسول (ص) يافت‌آباد، ميلاد و فياض بخش انتقال يافت.

به دنبال آن كار بيرون كشيدن اجساد از محل سقوط هواپيما آغاز شد و تعدادي از بالگردهاي هلال احمر، اورژانس، آتش‌نشاني و ارتش نيز با استقرار در محل اقدام به انتقال اجساد و مجروحان حادثه كردند.

گفتني است در اين حادثه حدود 10 خودرو نيز در آتش سوختتند.

درحاليكه پس از وقوع حادثه، برق و گاز منطقه براي جلوگيري قطع شده بود،عمليات امدادرساني به سانحه‌ديدگان و كار انتقال اجساد ساعاتي پس از حادثه ادامه يافت و با تاريك شدن هوا نيروهاي امدادرسان ضمن روشن كردن تعدادي پروژكتور عمليات خاكبرداري از محل سقوط هواپيما را پيش بردند.

از سوي ديگر جمعي از پرسنل نيروي هوايي با كمك نيروهاي انتظامي با استقرار در محل و تشكيل حلقه انساني سعي در جلوگيري از ازدحام شهروندان مي‌كردند.

گزارش خبرنگار ايسنا تا ساعت 21 سه‌شنبه از انتقال اجساد جانباختگان حادثه سقوط هواپيماي نظامي حاكيست 116 جسد از كشته‌شدگان حادثه به پزشكي قانوني كهريزك انتقال يافتند و بدين ترتيب كار انتقال به پايان رسيد. 

پزشكان تالار تشريح پزشكي قانوني كهريزك تا اين زمان توانستند مشغول كدگذاري اجساد و تهيه عكس از آنها و جمع‌آوري وسايل شخصي متوفيان شوند و كار شناسايي اجساد به دليل سوختگي شديد آنها دشوار اعلام شد.

به گزارش خبرنگار ايسنا حاضر در پزشكي قانوني كهريزك تا ساعت ياد شده11 جسد تكه‌تكه شده و  105 جسد به شكل كامل به سالن تشريح انتقال يافتند.

در اين ميان 94 جسد مربوط به سرنشينان هواپيما و 22 جسد نيز مربوط به ساير قربانيان حادثه است.

سازمان پزشكي قانوني كشور اعلام كرد: بستگان جانباختگان حادثه بايد از صبح چهارشنبه با مراجعه به مركز تحقيقات پزشكي قانوني كهريزك واقع در ابتداي كهريزك‏، از طريق شناسايي اجساد يا نشاني وسايل جانباختگان اقدام به شناسايي آنها كنند.

اين مركز شماره تماس 9 - 2524800 - 0229 را جهت پيگيري خانواده‌ متوفيان اعلام كرد.

اين در حاليست كه تاكنون هيچ جسدي به دليل شدت سوختگي آنها شناسايي نشده است.

دكتر شهرام علمداري، رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر كشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار حوادث ايسنا پس از پايان عمليات جست‌و‌جوي حادثه‌ديدگان گفت: 36 تخته چادر امدادي در محل حادثه براي ساكنان آسيب‌ديده مستقر شد.

وي تعداد خانوارهاي آسيب‌ديده را 36 خانوار اعلام كرد و از مردم آسيب‌ديده خواست تا با رفتن به مساجد، مدارس و مهمانسراها محل حادثه را ترك كنند.

به گفته وي كليه اجساد توسط 60 دستگاه آمبولانس سازمان امداد و نجات به بيمارستان‌ها منتقل شدند.

به گزارش ايسنا در پي حادثه تاسف بار سقوط يك فروند هواپيماي C130 ستاد حوادث غيرمترقبه كشور نيز ضمن تسليت اين حادثه به مقام معظم رهبري و بازماندگان سانحه هوايي طي اطلاعيه‌اي ساعت وقوع حادثه را 13:24 و شماره پرواز هواپيماي حادثه ديده را 514 با 94 نفر سرنشين نظامي و غيرنظامي عنوان و اعلام كرد: اين هواپيما جهت انجام ماموريتي عازم شهرستان بندرعباس بود كه پس از پرواز از باند فرودگاه مهرآباد تهران و قريب 8 دقيقه طي مسير در ادامه پرواز دچار نقص فني در سيستم موتور شده و خلبان به قصد فرود اضطراري در مسير باند فرودگاه مهرآباد ارتفاع خود را كم كرده كه در همين زمان به بلوك شماره 52 ساختمان ده طبقه واقع در شهرك توحيد (حومه غربي تهران) اصابت و متاسفانه سقوط كرد.

بر اساس اين گزارش در اين حادثه تاسف بار، كليه سرنشينان هواپيما ( شامل خلبان، گروه پرواز، خبرنگاران نظامي و غير نظامي ، افسران و درجه‌داران ) كشته و حداقل 10 تن از هموطنان عزيزي كه در محل سقوط هواپيما ساكن يا حضور داشته‌اند نيز كشته شده‌اند.

همچنين در اين حادثه تعداد 50 نفر از هموطنان مصدوم و 28 نفر آنان در بيمارستان‌هاي تهران بستري و بقيه به طور سرپايي درمان و مرخص شدند.

به گزارش ايسنا در پي اين حادثه جمع زيادي از مسوولان نيز طي بيانيه‌اي اين ضايعه دلخراش را تسليت گفتند.

انجمن صنفي روزنامه نگاران نيز طي بيانيه‌اي اين حادثه تاسف‌بار و شهادت تعداد زيادي خبرنگار، عكاس و گزارشگر را تسليت گفت و آن را يكي از رويداد‌هاي بي نظير در سوانح هوايي و حوزه فعاليت جامعه خبري ايران توصيف كرد.

اين انجمن ضمن ابرازهمدردي با خانواده‌هاي داغديده، از مسوولان ذي‌ربط كشوري خواست با تشكيل يك كميته مستقل تحقيق و رسيدگي فوري به علت تجمع اين تعداد از خبرنگاران و عكاسان در يك پرواز هوايي و سقوط هواپيما با حضور نمايندگان انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران در اين كميته تحقيق موافقت كنند تا در آينده از تكرار فاجعه‌اي از اين دست جلوگيري شود.

گفتني است در اين حادثه دلخراش محمدحسن قريب (عكاس) و اسماعيل عمراني(خبرنگار) ايسنا نيز در كنار ساير خبرنگاران و عكاسان رسانه‌هاي جمعي، به شهادت رسيدند.

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٦

 

ياد باد آن روزگاران ياد باد

ارديبهشت ۸۱ بود كه به اتفاق اميد شريف موسوی گفت‌وگويی تفضيلی با مسعود كيميايی انجام داديم. حيفم آمد كه اين خبر در  متن وبلاگم قرار نگيرد با هم يكبار ديگر اين گفت وگو را مرور می‌كنيم.

 

 

Loading ...
قيصر فرياد اعتراص زمانه است

به سينماي ملي اعتقاد دارم، البته نه فقط در حوزه سينما؛ چون اگر ادبيات ملي نداشته باشيم، سينماي ملي نيز نخواهيم داشت، كما اين كه هنرها، هيچ كدام تخصصي نبوده و در يك فريم خاص نمي‌گنجند.
مسعود كيميايي، كارگردان سينما در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به مطلب بالا افزود: هنر به دليل عام بودن با جامعه ارتباط دارد؛ البته اين عام بودن از حيطه تفكر نيست، بلكه به معني سينماي ملي است؛ چون اگر قرار باشد ما اين سينما را تعريف كنيم، تعاريف ما بستگي تام با جغرافياي محل سكونت كه داراي تاريخ، جمعيت، جغرافيا و مردم است خواهد داشت و بديهي است، اين پيكره عظيم جمعي با يك زباني تكلم نموده كه گذشته و تاريخ دارد.
وي ادامه داد: هنرمند با تمام دانسته‌هايش متعلق به اين پيكره بوده و نمي‌تواند از اين امر جدا باشد؛ اگر فردا هم بخواهد اعلام كند من “جهان وطنم”، باز هم قادر به اين كار نيست، چون اين خواسته فقط يك جمله است. از سوي ديگر جمله‌هايي وجود دارند كه هميشه با آن‌ها درگير هستيم و من اسم آن را “جمله‌هاي بوتيكي“ گذاشته‌ام كه عمده آن‌ها “مصارف پز“ دارند.
كارگردان ”اعتراض” افزود: به طور قطع هنر زبان، مهمترين دريافت، تشريح و برآيند ساختاري است كه بخش اعظم دموكراسي را تشكيل مي‌دهد؛ گوهر هنر را هنرمند نمايندگي مي‌كند و روند آن يا فرهنگ و جريان، زماني خواهد بود. اين تعريفي است كه از سينماي ملي بايد داشته باشيم؛ نه تنها در سينماي ملي كه در همه هنرهاي ما، داشته‌هاي ما هنرمندان به عنوان هنرمند است كه اگر قرار است گفته شود، بايد ترجمه زباني باشد كه زبان تاريخي و ملي است.
مسعود كيميايي در ارتباط با “بود يا نبود“ سينماي ملي در كشور اظهار داشت: اگر با اين تعريف به سينما نگاه كنيم، از دوره “خشت و آينه“، “شب غوزي“ و “جنوب شهر“ به دوره‌اي از سينما با آثاري چون “گل نسا“، “مهتاب خونين“ و فيلم‌هايي مي‌رسيم كه به سمت رئاليزم اجتماعي در حركت بودند؛ حضور سينماي ديگري كه سينما هم نبود، سايه سياهي را بر روي رئاليزم‌هاي اجتماعي موجود در رمان‌ها كشيد.
وي ادامه داد: به عنوان نمونه اگر “گل‌هايي كه روي جهنم مي‌روييد” نوشته‌ي محمد مسعود را مطالعه كنيد، پي مي‌بريد كه اين سينما با قصه‌هاي آن روزگار تداخل داشته و داراي كانسپت و ديدگاه مشترك هستند؛ منتهي هر چه جلو مي‌آ‌ييم، ادبيات ما از سينما جدا شده و داراي ادبيات فيلم نوشتاري مي‌شود كه با ادبيات كشور همخواني ندارد. به همين دليل از هم ديگر دور مي‌شوند؛ اين امر به واقع گسست سينماي ملي از سينماي تقليدي است كه در مونتاژ و انتخاب موضوع تنها نيست، چون آن مفهوم ساختاري از ملي بودن جدا شده و به صورت تقليدي، هستي خود را از دست مي‌دهد.
كارگردان “سلطان“ افزود: به عنوان نمونه “قيصر“ فيلمي پليسي - ايراني بود و در دوره خود به شدت معتقد بر رئاليزم اجتماعي است كه به مسايل طبقات حاشيه نشين هميشه معترض پرداخته است؛ لذا اگر هر نوع حق گيري ديده مي‌شود، توسط طبقات حاشيه نشين صورت مي‌گيرد كه سپاه ذخيره‌ي حق گيري هستند؛ حال اسمش را انقلاب بگذاريم يا نگذاريم، اگر اين حركت، وارد جريانات اجتماعي شده و بعد از ثبات و ماندگاري، تبديل به تفكر شود، خطر آفرين است.
كيميايي، با اشاره به پالايش اين حركت توسط خود جريان، ثبات آن را عامل تبديل شدن به تكنو كرات دانست و نبود معماري اجتماعي براي حركت دولتي را پيامد عدم وجود اين ثبات دانسته و افزود: اگر جريان سياسي و حركات سياسي موفق نباشند و در سرزميني با وسعت خاص، سياست‌ها اجرا نشوند، خط قرمز بزرگي به نام قدرت اقتصادي وجود خواهد داشت كه به دليل ماهيت و خصلت خود در سطوح بالا، سياست را خريده و آدم‌هايش را مي‌فروشد؛ لذا اجراي سياسي، بايستي با قدرت اقتصادي به جهت عدم قدرت يابي مبارزه كرده و آن را در اختيار تكنوكرات سياسي قرار دهد، چون اقتصاد لجام گسيخته، اين تخريبات را به دليل فاصله‌هاي طبقاتي كه ايجاد شده با خود به همراه آورده است.
وي ادامه داد: يك اقتصاد خودمختار وحشي و به شدت تسليم به خصلت‌هاي خود، يعني خريد و فروش طبقات، وقتي از هم ديگر جدا شوند، خصلت‌هاي اجتماعي از بين رفته و خصايل جامعه شناسي تعويض مي‌شوند، چون، جوامع كه به خصلت‌هاي اجتماعي خود جامعه حركت‌هايي غيرقابل پيش بيني دارند، تسليم مي‌شوند؛ جامعه شناسي كه نگاهش به جامعه در خصلت حركت‌هاي غيرقابل كنترل بوده و زمينه تصميم‌گيري مطالعاتش به اين نقطه است دچار تزلزل مي‌گردد.
كارگردان فيلم “دندان مار“ افزود: اين خصايل چندگانه از اقتصادي است كه هر آن چه را وارد مي‌شود خريد و فروش مي‌كند؛ به طور طبيعي خصايل سرمايه‌داري نيز در اين روزگار، تفكر و عقايد را هم به دليل خصلتش خريداري مي‌كند، لذا كنترل اين امر تا حدودي مشكل ساز خواهد بود.
مسعود كيميايي پيرامون نمادهاي ملموس سينماي اجتماعي دوران حاضر اظهار داشت: سينماي ايران روي رود پرخروش اجتماعي كه ما بر آن قرار داشته و به سامان آن مي‌انديشيم، قايق كوچكي دارد. جايي‌ كه بايستي خودش داراي تفكري براي جامعه بوده و مسير روبه پيشرفت را طي كند، تسليم آگاهي و هنر عام شده است؛ انديشيدن به فروش فيلم جهت تضمين توليد فيلم‌هاي بعدي در حقيقت تسليم شدن به تفكر عام در قالب‌ موضوعاتي چون صيغه، خيانت، مشكل معشوقه داشتن قانوني و ... مي‌باشد.
وي افزود: در ارتباط با مسايلي كه وجود داشته و معتقد به رئاليزم اجتماعي هستيم، اين مسايل از تلويزيون و رسانه‌ها بوجود مي‌آيند! حال دليل اتفاقاتي كه رخ مي‌دهد چيست؟ جواب اين سوال عدم زندگي خصوصي هنرمند در سينما است؛ چون هنر در زندگي خصوصي تمام مسايلي را كه بايد داشته باشد دارد؛ به عنوان نمونه هنرمند اخلاق اجتماعي را در جامعه رعايت مي‌كند، ولي زندگي خصوصي در حقيقت زير اين زندگي اجتماعي جريان دارد.
اين كارگردان سينما ادامه داد: براي همين امر بايد دروغ‌هاي اجرايي از روي جامعه برداشته شوند تا زيرساخت‌ها و زيرسازي زندگي به واقعيت نزديك شود؛ امروزه زندگي خصوصي ما نسبت به آن چه در اجتماع از خود بروز مي‌دهيم، شكاف بزرگي از دروغ دارد؛ وقتي عام از سينما بليط مي‌خرد، سينما نيز بايستي رعايت عام را بكند، پس نمي‌تواند قدمي را به جلو بردارد. ما داراي آگاهي عام، جمعي و اجتماعي هستيم؛ حتي اگر اين هنرها در حيطه آگاهي اجتماعي باشند، به اين نكته نزديكتر هستند تا اين كه در انبان تاريخي و فرهنگي قرار گيرند.
مسعود كيميايي گفت: به عنوان نمونه، طيف جوان امروز زندگي چندگانه دارند، جواناني كه بخش عمده‌اي از قدرت پيكره جمعي و مليت را تشكيل مي‌دهند، چرا بايد چند گانه زيسته و اجراهاي دروغ از خود نشان دهند؟ مگر اين اجراها در اين تمرينات تبديل به ذات نمي‌شود؟ قطعا اين كار صورت مي‌گيرد و مهمترين اين مسايل مسئله جنسي و رعايت تندي است، وقتي لوازم عصبيت را به جوان داده و به او مي‌گوييم عصبي نباش، اين مساله در ذات و هستي خود دوره‌اي را مي‌گذراند كه اگر تا 30 سال ندود همه چيز را از دست داده است.
وي افزود: اگر اين خصلت‌هاي دوندگي و تندي از جوان گرفته شود، در مقابل هر عكس‌العمل، بازتاب تندتري از خود نشان مي‌دهد، چون به او اجراهاي دروغ و نگاه خاصي داده شده كه به مرور ذهن وي را به اين ديدگاه سوق مي‌دهد كه اين نگاه‌ها بزرگترين تدارك براي آينده است و ما نيز به مرور به اين مساله چاشني اضافه مي‌كنيم؛ سينما و موسيقي نيز به تبع همين امر مجبور است دروغ بگويد؛ چطور صداي زن در خانه آزاد است، منتهي در بيرون از خانه قدغن؟ چطور يك مرد مي‌تواند بخواند و از عشق بگويد، ولي زن نمي‌تواند؟
كارگردان “گوزن‌ها“ افزود: ما اجرايي را مي‌گيريم كه در عمل نمي‌توانيم چيز ديگري به آن بدهيم، لذا اين مسايل تدارك عصبيت‌هاي آينده است؛ در زمينه‌ي سياست و آزادي هم وضع همين گونه است. وقتي روزنامه‌هاي 2 خردادي توقيف مي‌شوند به جاي آن‌ها ماهواره آزادانه‌تر به خانه‌ها راه مي‌يابند؛ در حالي كه در اين روزنامه‌ها هيچ مطلب ضد ملي ديده نمي‌شود، منتهي امواج ماهواره، فرهنگي را به ارمغان مي‌آورند كه بعد از 22 سال غيبت با داده‌هاي فريز شده سال 57 توليد شده‌اند.
وي در ادامه اظهار داشت: در حالي كه تحليل و بررسي‌هاي مطبوعات دستاورد و فراوري اين 22 سالي است كه به ما بينش سياسي، هنري و نقد داده است، لذا اگر اين روزنامه‌ها توقيف شوند، معناي آن گفتن اين حرف است كه منتقدان اجتماعي نقدپذير نباشند؛ چون روزنامه‌هاي آزاد، منتقد را نقدپذير و معمار اجتماعي مي‌كنند، در غير اين صورت اين لياقت را ندارند؛ چرا به حرف‌هاي گذشتگاني كه عاشق اين مرز و بومند گوش فرا داده نمي‌شود؟ هنرمند خيانتكار نبوده و هستي وي بر اين مبنا قرار گرفته كه به دليل هنر و صداقت، كمك كننده اهرم‌هاي سلطه نشود.
كارگردان “ضيافت” افزود: وقتي به فيلمساز القا مي‌شود كه به اسم سياست فرهنگي اين گونه بساز، در حقيقت اجرا را از وي گرفته‌ايم؛ چون فرهنگ با سياست‌هاي تدوين شده پيشرفت نمي‌كند؛ به دليل اين كه فرهنگ رويش خاص خود را داشته و اشتباهات خود را تصحيح مي‌كند. اين كه ما از اين نكته كم نموده و آن را به حساب آگاهي بگذاريم، نتيجه اين رخداد تبديل تصنيف، سينما، مطبوعات و ادبيات به “عام شدن“ است، چون اين‌ها بايستي عام را راضي كنند.
مسعود كيميايي در ارتباط با مختصات سينماي اجتماعي و خصوصيات بارز جدا كننده آن از سينماي اجتماعي خارج از ايران گفت: بيشتر اين تمايز در اتفاقي است كه در سينماي ايران اتفاق نيفتاده و در نگاه خسته‌ي منتقد سينماي خارج از كشور رخ داده است؛ اگر به سينماي آمريكا رجوع كنيم، متوجه مي‌شويم كه اين سينما تا سال 1960 تلاش داشت تا به هنر تبديل شود، منتهي از 1970 تا 2000 ميلادي، تلاش شده تا اين سينما از هنر خارج شده و تبديل به توليدي شود كه كمپاني‌هاي كاست ويديو و كانال‌هاي تلويزيوني را پر كند.
وي افزود: در واقع، عكسي كه شروع به حركت كرد، هنر نيست، چون روي ويديو انجام شده است؛ فيلمي كه صاحب تفكر باشد حتا اگر آسمان سياه و سفيد داشته باشد، با شما ارتباط برقرار مي كند؛ منتهي الان سينما اين گونه نيست، شما وقتي فيلم گلادياتور را ببينيد، متوجه مي‌شويد كه اين فيلم مي‌تواند روم را بسازد، زماني بود كه همين سينما قادر به اين كار نبود، لذا آن موقع مي‌توانست هنر باشد، اين فاصله، فاصله خلاقيتي است كه به كامپيوتر تقديم شده است.
كارگردان فيلم فرياد ادامه داد: زماني تصور اين بود كه داستان كريستوفر فرانك، كه اعتقاد دارد بايد دمكراسي آن چنان رشد كند كه همه ديوارها شيشه‌اي شوند، انتهاي دمكراسي است؛ ولي دمكراسي اين نيست، بلكه در مفهوم است، اين نكته تا زماني كه در تصور وجود دارد، هنر است، ولي وقتي خيال و تفكر شما به دستگاه تقديم مي‌شود، ديگر خلاقيت نيست. حال، منتقد خسته شده از چندگانگي موجود كه سينماي متفكرش سينمايي است كه روي اين دستگاه‌ها نشسته، با سينمايي برخورد مي‌كند كه ساده بوده و با انسان كار دارد، سينمايي كه به روابط انساني اهميت مي‌دهد.
كيميايي در ادامه تصريح كرد: حال تصميم اين سينما، تصميم اجتماعي نيست، بلكه آفرينش فرهنگي در بستري است كه اين آفرينش اتفاق مي‌افتد و معناي مستقلي دارد؛ رئاليزم اين است كه اگر اين سينما در جاي ديگري حركت كند، اين آفرينش فرهنگي، آن معنا را نمي‌دهد؛ من شك دارم كه منتقد سينما يا فستيوال‌گر آيا به اين نكته توجه دارد يا آن قدر شيفته اين سينما شده و عصبي است كه خود را در بست در اختيار سينمايي قرار داده كه جور ديگري است. به اين معنا كه يك حس شخصي است و برآمده از آن كشور، لذا اين آفرينش فرهنگي در اين بستر اجتماعي كه رئاليزم و هنر ساخته مخاطبش است، پس مي‌تواند به غرب صادر شود؛ ولي اگر قضاوتي غير از اين باشد، دروغ بوده و با حساب و كتاب انجام شده است.

مسعود كيميايي تاكيد كرد: به عقيده من امكان ندارد سينماي مدال، بدون هنر رئاليزم اجتماعي وجود داشته باشد؛ همان طوري كه هنر صاحب مدال، بدون هنر اجتماعي وجود ندارد، چون آفرينش فرهنگي در جامعه‌ي خودي متولد شده و بايستي شكل‌پذيري خاص اين جامعه را داشته باشد.
اين فيلمساز در ادامه‌ي گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، با اشاره به مطلب بالا افزود: اگر آفرينش‌هاي فرهنگي شكل پذيري نداشته باشند، در حقيقت سفارش تفكر است؛ چون پدر و مادر سينماي صاحب مدال، سينماي اجتماعي است، ما نمي‌توانيم سينماي متعهد داشته باشيم و تنها به صورت اثر نگاه كنيم؛ در حالي كه در سرزميني زندگي مي‌كنيم كه ساختار، براي ما مفهوم بوده و فرم نيز از اهميت خاصي برخوردار است، لذا نتيجه اين است كه صورت و مفهوم در خلاقيت يك‌ جا متولد مي‌شوند، به اين معنا كه مفهوم صورت خاص را ايجاد مي‌كند.
وي ادامه داد: اين دو آن قدر با هم هستند تا مفهوم به واقعيت تبديل گردد؛ در اين‌ صورت، هنر مفهومي از انعكاس واقعيت است والا اگر هنر تنها در فرم بگذرد، انعكاس در واقعيت نيست، چون خودش و نقدش در مه مي‌گذرد، لذا اين اثر چگونه ممكن است به مفهوم نزديك شود؟ در حالي كه شرايط زيستي، اجتماعي و تاريخي ما مفهومي بوده و صورت با او زاده مي‌شود؛ درست مثل بحثي كه در ارتباط با مساله جوانان داشتم، اگر فرم جوان گرفته شود، مفهومش زخم خورده مي‌گردد، چون وي بايد آن قدر آزادانه فكر كند تا در آگاهي كامل خود را به جامعه نشت كند.
اين كارگردان سينماي ايران در ارتباط با مضامين موجود در آثار سينماي اجتماعي ايران گفت: برخي سياست‌هاي فرهنگي باعث تهاجم فرهنگي مي‌گردد، چون وقتي فرد سياست‌گذار سياست‌هاي خود را سفارش داد، در راستاي اجراي اين سياست‌ها، بخش خلاقيت را تهديد مي‌كند؛ زيرا اگر اين سفارش به من نوعي داده شده باشد، بايد عقيده‌اي را كه سفارش شده رعايت كنم؛ اما هنرمند به شرط مستقل بودن كمك موثري به فرهنگ و زبان است، لذا هنر وقتي اجتماعي است كه مستقل باشد، يعني بايد در هنرهاي مستقل سراغ هنر اجتماعي را بگيريد؛ هم چنان كه در هنرهاي سفارشي نمي‌توان سراغ هنر اجتماعي را گرفت، چون زمينه‌ي هنرهاي اجتماعي موتور انديشه است.
وي افزود: موقعي‌ كه اين انديشه در حيطه‌ي سفارش قرار گيرد، در اجرا دچار مشكل خواهد شد، هر چند انتظار بر اين است كه هنرمند با جامعه ارتباط بگيرد، منتهي اگر بخش عام در نظر است، انديشه‌ي عام شكل مي‌يابد، اشكال هنرمندان جهان سوم نيز بيشتر در همين است.
كارگردان “فيلم تيغ و ابريشم“ ادامه داد: اگر تفكر هنرمند از فاعل فردي به فاعل فوق فردي تبديل شود، فاصله زيادي را از جامعه نمي‌گيرد، لذا جامعه هنرمنداني دارد كه به او گوش فرا مي‌دهند؛ منتهي اگر اين فاصله زياد شود از او قبول نمي‌كنند، در اين جا، فاصله‌ي نازكي وجود دارد كه هنرمند بايد در آن بايستد، هر چند كه همين “بايد ايستادن“ نيز خوب نبوده و بخشي از سانسور است، اما هنرمند در رهايي و تماس با مردم با آگاهي عام تماس مي‌گيرد كه اين تماس با خصوصيت مستقل خود هنرمند همراه است؛ ولي اگر همين هنرمند عام زده، سفارش چگونگي بر خود را بگيرد، اين “بايد“ اصل سانسور است.
كيميايي در ادامه افزود: برخي سينماگران سينماي متعهد بعد از انقلاب نيز، قهرمان فرديت يافته خود را كه نماينده‌ي خودشان بود و نماينده‌ي بايدها شكل دادند و داستاني پديد آوردند كه قهرمان فرديت يافته تحت تاثير بايدها قرار گرفت؛ لذا اين فيلم‌ها روز به روز عصبي‌تر نمايش داده مي‌شوند، چون فيلمسازان ايستا شده و فاصله‌ها روز به روز زياد مي‌شود؛ در اين ميان، حل اين مساله به يك ميانجي نياز دارد تا فيلمساز عصبي را در دامان جريان روشنفكرانه قرار دهد؛ و او را وادار سازد تا از خود چهره روشنفكرانه‌اي بروز دهد كه اين امر فرهنگ ديگري مي‌شود،‌ لذا نياز هر روز جامعه، تغيير و تحول است.
كارگردان سفر سنگ ادامه داد: آن سينمايي كه قصد برآورده كردن اين نيازها را دارد، اكنون تسليم عام زدگي شده و توان نزديكي به زندگي خصوصي انسان‌ها را ندارد؛ لذا سينماي اجتماعي خاكستري شده و لكنت زبان گرفته است؛ وقتي اين سينما خاكستري شد، بستري براي سو تفاهمات پديدار مي‌شود؛ به اين معنا كه وقتي هنرمند در زمينه‌اي خاكستري مجبور به حرف است، وسعت سو تفاهمات بيشتر شده و نشانه‌هاي هنر در دريافت و تشريح دچار سو تفاهم مي شود. منتقد نيز مشاهده مي‌كند كه دريافتش با تشريحش فرق دارد، چون اين امر منشا ايجاد ضوابط شده و نقد و حركت فعال وجود ندارد تا اثر نيز حركت فعالي داشته باشد.
اين كارگردان سينما در خصوص نمود اين قهرمان فرديت يافته در شخصيت‌هاي نقش اول آثار خود تصريح كرد: زمينه هنرهاي اجتماعي، رئاليزم اجتماعي است؛ از سوي ديگر، انسان فرديت يافته نيز، مهمترين بخش بدنه رئاليزم مي‌باشد؛ قهرمان فردي و ضدقهرمان فردي جاي بحث و بررسي دارد، چون تن رئاليزم مرهون انسان فرديت يافته است؛ ما معتقديم هر انساني براي معنا دادن به زندگي پيراموني خود تلاش دارد، حال نگاهش منفي باشد يا مثبت.
وي افزود: اين انسان معنابخشي را از زندگي پيراموني شروع كرده و به مرور تبديل به فاعل فوق فردي شده و تاثير مي‌گذارد، از سوي ديگر فاعل فوق فردي با فاعل فوق در تعامل بوده و تاثيرات متقابل دارند، به گونه‌اي كه به هنرهاي اجتماعي تبديل مي‌شوند و فاعل فردي نيز، ابتدا به فاعل فوق و سپس به فاعل اجتماعي تبديل مي‌شود، از بين اين فاعل‌ها، فاعل فردي به دليل تنها بودن، اجتماعي فكر نمي‌كند، لذا اين اثر است كه اين گونه مي‌انديشد نه انسان و قهرمان فرديت يافته، در نتيجه رئاليزم اجتماعي از طبقات شروع مي‌كند و چون اين گونه شروع مي‌كند، پس متعهد است.
كارگردان فيلم “مرسدس“ ادامه داد: اين هنر وقتي متعهد است كه در آن دايره ملتهب واقع شود، وقتي در اين دايره واقع شد، نگاهي كه سياست فرهنگي به من دارد، به عنوان انسان مستقل فرهنگي است نه دشمن، لذا بايستي نظرها را وسيع نموده و با وسعت اعمال كنيم؛ اين كه فقط “حرف صندلي مرا بزن“ سفارش نگاه اجتماعي است، در حالي كه نگاه اجتماعي نماينده داشته و از دل طبقات بيرون مي‌آيد؛ طبقاتي كه من به آن مي‌پردازم، طبقه حاشيه نشين معترضي است كه نه معترض به غرب، بلكه معترض به جريان‌هاي اجتماعي خود است.
مسعود كيميايي درباره‌ي قهرمانان معترض آثار خود اظهار داشت: اين قهرمان نماينده طبقه‌اي است كه حركت كرده و خصلت دارد، او براي معنا دادن به زندگي حضور دارد كه حضور وي نبايستي فراموش شود؛ چون حضور وي تنها به اين درد نمي‌خورد كه در مقطعي از تاريخ بيرون آمده، كشته داده و بعد از تعويض حكومت ناپديد شود.
كارگردان فيلم “گروهبان“ افزود: وقتي يك طبقه معترض اين اعتراض را به جامعه تسري مي‌دهد، جاي اين طبقه خالي است؛ اتفاقي كه رخ مي‌دهد، اگر ماندگار باشد، سهم خود را مي‌خواهد كه اگر اين سهم به طور علمي و جامعه شناسانه با آن برخورد نشود، ايجاد تشويش خواهد كرد.
اين كارگردان سينماي ايران در ارتباط با شخصيت‌هاي نخست آخرين فيلم خود (اعتراض) گفت: به طور كلي طبقات يكي بوده و اين‌ها لايه‌هاي فرهنگي طبقات به شمار مي‌آيند؛ ما نمي‌توانيم بگوييم كه يك طبقه يا لايه مهمتر است. در اعتراض نيز طبقات نزديك به هم هستند؛ نقش اول زن از يك طبقه ديگري در فضاي دمكراتيك‌تر به اين نتيجه مي‌رسد كه طبقه خود را بشكند. من هميشه گفته‌ام وظيفه انسان، شكافتن و بيرون آمدن از طبقه خاص خودش است، منتهي نبايد طبقه خود را فراموش كند، چون به طور حتم طبقه در تربيت خانوادگي و فرهنگي تاثير خاص دارد.
وي افزود: وقتي در محلي قرار گرفته‌ايم كه در آن تمرين دمكراسي واقع مي‌شود، به طور حتم فرهنگ طبقه شكني اتفاق مي‌افتد.
مسعود كيميايي درباره‌ي سرانجام قهرمانان آثار خود اظهار داشت: اين خصوصيت يك معترض به اصطلاح اسطوره نشده است. جايي‌ كه رمان بوجود مي‌آيد، جايي است كه اسطوره به تعريف ايلياد يا فردوسي متوقف شده است؛ هر چند كه معتقدم، اسطوره وجود دارد، ولي اسطوره‌اي نيست كه با ادبيات به آن بپردازيم، درست مثل انساني كه فكر مي‌كند اگر بماند، بايد خشونت كند؛ در حالي كه جامعه خشونت را نمي‌پذيرد، پس خشونت دليل بر اعتراض نيست. به عنوان نمونه، قيصر يك اسطوره است، البته اسطوره ادبيات كهن نيست، بلكه اسطوره امروز جامعه است.
كارگردان فيلم “غزل“ پيرامون بازتاب جلوگيري از انعكاس وقايع جامعه در فيلم‌ها گفت: اين امر تفكر را تعطيل و خلاقيت را خصوصي مي‌كند؛ البته خلاقيت به مرور اتفاق مي‌افتد، چون دست هنرمند نيست؛ هر چند اين امر زايمانش عقب افتاده و با خود بيماري به همراه مي‌آورد؛ معناي اين امر، بيماري هنرمند و اثري است كه با خود پديد مي‌آورد، بديهي است تفكر بيمار در هر شرايط به ضرر جامعه است.
وي افزود: در واقع، سياست‌هاي فرهنگي، تهاجم‌هاي فرهنگي را ايجاد كرده و زخم مي‌زند؛ اعتقاد دارم جامعه رو به رشد در زماني‌كه با عقيده مخالف خود، از طرف روشنفكران در تضاد قرار مي‌گيرد، بايستي آن را تبديل به خود كرده و با كمترين خونريزي به او اجازه اجرا دهد. در غير اين ‌صورت آن جرياني كه مخالف بوده جذاب شده و حيطه جذابيت‌ها را خود انتخاب مي‌كند، در نتيجه تفكر كاذبي يافته و به جامعه تسري مي‌دهد.
مسعود كيميايي در ادامه به برنامه‌هاي جديد خود اشاره كرد و گفت: ابتدا قرار بود كه فيلمي درباره ميليتاريسم در جوامع بسازم، چون در بسياري از نقاط جهان به خصوص در آمريكاي لاتين از سال 1960 تا 2000 ميلادي در طي 4 دهه، انقلاب‌هاي بي‌شماري براي دست يافتن به دمكراسي رخ داد؛ بسياري يا اتفاقاتي از اين دست، فكر مي‌كنند دمكراسي مي‌آورند و هنر انقلابي مي‌شود، در حالي كه اين طور نيست.
وي افزود: حركات اصلاح طلبانه به مرور به دمكراسي دست مي يابند، در حالي كه اصلاح طلبي انقلابي مشكلات فراواني پيش مي‌آورد؛ آمريكاي لاتين نيز به نوعي دچار اين ماجرا شد و كشورهاي مختلف در 6 سال گذشته رفرم‌هاي نيمه انقلابي را آغاز كرده‌اند كه در مقابل آن‌ها اقتدار طلبان بوروكراتيك قرار دارند؛ اگر گذر از كميت به كيفيت دولتي انجام نشود و خود گذر منطقي و مردمي نباشد، اين تسلسل هم چنان ادامه دارد؛ چون جاهايي‌كه به اين اتفاق رسيده‌اند، نظاميان حكومت را پس نمي‌دهند.
كيميايي در پايان تصريح كرد: طرحي كه من مد نظر داشتم، در واقع طرحي بود كه اگر نظامي‌گري وارد عرصه انقلابي شد و دم از دمكراسي زد، بخشي از بدنه مبارزه كرده و از تن دمكراسي خواهي جدا مي‌شود و يا حتي تبديل به فاشيسم مي‌گردد؛ چون اگر ايده‌آليزم بماند، ايده‌آليزم خود بخشي از فاشيست است، و اگر در اين مسير نمانده و حكومت را به مردم واگذار كند، كاري مشكل است. لذا قرار شد تا فيلمي را به نام “تسخير شدگان“ بدون اسم حكومت و جريان و سرزمين خاصي بسازم كه در حقيقت يك جريان جهان سومي است، البته اين اتفاق نيفتاد و ما براي ساخت اين فيلم دچار مشكلات توليد شديم.

+   علی مومن‌ لو ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٥

 

كاخ موه سعدآباد، ديدنی‌ترين نقاط تهران

نمی‌دانم تاكنون چند بار به سعدآباد سر زده‌ايد؟ اما مطمئن هستم كه اگر به اين موزه پا نگذاشته باشيد به طور حتم بارها و بارها از دوستان و نزديكان و گردشگران اسم و جاذبه‌های اين كاخ موزه سبز را كه در يكی از نقاط خوش آب و هوای تهران واقع شده شنيده‌ايد.

برای آشنايی شما به اختصار چند موزه اين مجموعه را برايتان معرفی می‌كنم. هر چند كه بايد شخصا به سعدآباد برويد و در ضمن بازديد از آثار تاريخ از آب و هوای اين مجموعه هم استفاده كنيد.

موزه بهزاد
موزه بهزاد واقع در مجموعه سعدآباد دربرگيرنده آثار حسين بهزاد نگارگر معاصر ايراني است.
 استاد حسين بهزاد نگارگر معاصر در ارديبهشت 1273 هجري شمسي در محله “روبنده دوزان” نزديك بازار به دنيا آمد؛ پدرش فضل‌الله اصفهاني از هنرمندان نقاش و قلمدان ساز زمان خود بود. او از بچگي در كارگاره پدر تصاوير زيبايي روي قلمدان‌ها نقش مي‌كرد. در شش سالگي پدرش او را به مدرسه شريف مظفر برد، ولي به دليل تصويري كه از معلم مدرسه‌اش كشيده بود، به بهانه درس نخواندن از مدرسه اخراج شد. در هشت سالگي پدر او را براي فراگيري فنون هنر نقاشي به مجمع‌الصنايع برد و به دوست هنرمندش آقا ملاعلي قلمدان ساز سپرد.
بهزاد در سال 1310 به منظور آشنايي با هنر پيشرفته آن روز اروپا، به پاريس رفت، كسب تجارب تازه موجب شد روش جديدي را در صنعت مينياتورسازي بوجود آورد.
استاد در طول زندگي‌اش حدود 10 هزار اثر خلق كرد كه بسياري از اين آثار در مجموعه‌هاي خصوصي و موزه‌هاي مهم دنيا نگهداري مي‌شوند.

موزه خط و كتابت
موزه خط و كتابت ميرعماد در برگيرنده نفيس‌ترين آثار خطي ايران بوده و آثار با ارزشي از هنرمندان شهير خوشنويسي را به نمايش گذاشته است.
 بيش از هزار سال است كه سرانگشتان تواناي خوشنويسان ايراني بر سينه، پرنيان كاغذ و سيماب فيروزه‌اي كاشي و دل سخت سنگ به نقش‌آفريني پرداخته است. حاصل اين تلاش پيگير، امروز زينت‌بخش موزه‌ها، گنجينه‌ها، كتابخانه‌ها، بناها و مجموعه‌هاي خصوصي صاحبان ذوق جهان است.
يكي از اين مكان‌ها موزه خط و كتابت ميرعماد است كه آثار هنري با ارزشي از هنرمندان شهير عالم خوشنويسي را به نمايش گذاشته است.
ساختمان موزه ميرعماد يكي از بناهاي قديمي مجموعه فرهنگي- تاريخي سعدآباد است كه پس از انقلاب با حذف بخش‌هاي اضافي ساختمان و تغييراتي كه در آن بوجود آمد، به فضايي مناسب موزه تبديل شد و سرانجام به نام بزرگترين استاد خوشنويسي قرن 11 ه.ق. ميرعمادالحسني سيفي قزويني افتتاح شد.
بناي موزه ميرعماد ساختماني دو طبقه بوده و تلفيقي از معماري سنتي ايران و معماري اروپا و متعلق به اواخر قرن 13 ه.ق. است.
آثار خوشنويسي موزه منحصر به آثار ميرعماد نيست، بلكه خطوط قبل از اسلام، اسلامي، تفنني و كاربردي قرون 3و4 ه.ق. تا قرن 14 ه.ق. نيز در آن نگهداري مي‌شود.
گفتني است آثار استاد حسين بهزاد بر حسب موضوع در چهار سالن به نمايش گذاشته شده است.

موزه آبكار
موزه آبكار از مهمترين گنجينه‌هاي دربرگيرنده مينياتور ايران به شمار مي‌آيد، اين موزه در مجموعه سعدآباد قرار داشته كه با اندك تغييراتي در سال 1373 به موزه مينياتور آبكار تبديل شده است.
 در گنجينه آبكار ، نقاشي‌ها و آثار “كلارا آبكار” در سه تالار اصلي موزه به شرح ذيل در معرض ديد عموم قرار دارند:
تالار شماره يك
در اين تالار آخرين آثار استاد ارايه شده است كه شامل مينياتور، تذهيب و نقش گره‌اند. تابلوهاي تك چهره زنان كه به شيوه قلم گيري و پرداز خلق شده‌اند، بخشي از اين مجموعه را تشكيل مي‌دهند. در اين تابلوها تك چهره‌اي تغزلي زنان غالبا به رنگ‌هاي سفيد، سبز، زرد، قهوه‌اي و ارغواني بر زمينه سياه تصوير شده‌اند. تابلوي تك چهره دختر قاليباف يكي از اين اثار است كه مجموعه‌اي از عناصر هنر نقاشي سنتي ايران مانند مينياتور، تذهيب، نقش قالي و تشعير را دربرگرفته است.
در بخش ديگر اين تالار ميناتورهايي قرار دارند كه با هنر تذهيب تكميل شده‌اند. تذهيب اين اثار اغلب شرفه دار، دايره‌اي شكل، با دواير متعدد و متداخل و بيضي شكل است و زمينه آنها غالبا به رنگ‌هاي لاجوردي و فيروزه‌اي روشن است.
از قويترين اثار تذهيب آبكار، تابلوي مينياتور دو صورت به شمار مي‌آيند كه به شيوه مكتب اصفهان تصوير شده ولي هنرمند مجال آن را نيافت كه كار هر دو صورت را به پايان رساند. در نتيجه يك چهره كامل و چهره ديگر نيمه كاره مانده است. هر دو چهره از پرداز قوي برخوردارند.
در اين تالار بخشي نيز به تابلوهاي مينياتور شده قاجار اختصاص دارد. مجلس بزم و مجالس خانوادگي موضوع‌هاي اصلي اين مجموعه را تشكيل مي‌دهند.
آخرين بخش از آثار تالار شماره يك را آثار نقش گره تشكيل مي‌دهند.
تالار شماره دو
در اين تالار مجموعه‌اي از نقاشي‌هاي آبرنگ، مستندسازي اشياه موزه مردم شناسي و هنرهاي تزييني به نمايش گذاشته شده‌اند.
در اين مجموعه با استفاده از پارچه‌هاي ترمه پشمي آراسته به نقوش بته جقه، محرمات، گل‌هاي افشان، هندسي تزييني و اسليمي، طيفي از نقوش عمدتا ايلياتي به تصوير كشيده شده است.
بخشي ديگر از مجموعه مستندسازي را زيورآلات تشكيل مي‌دهند. نقوش اين مجموعه بيشتر اسطوره‌اي و رمزي هستند.
در ويترين بزرگ اين تالار نقاشي‌هاي زيرلاكي و روغني به نمايش گذاشته شده است. اشيا اين ويترين را جلدهاي آلبوم، جعبه‌هاي چوبي و نقاشي‌هاي روي چيني و سراميك تشكيل مي‌دهند.
هشت جلد آلبوم در اين مجموعه موجود است كه سطح بيروني و دروني آنها با نقاشي‌هايي از ليلي و مجنون، خسرو و شيرين و قصه‌هايي از ادبيات داستاني ايران تزيين شده است.
از ديگر آثار اين مجموعه جعبه‌هاي كوچك چوبي منقوش است كه به روش زير لاكي نقاشي شده‌اند. مينياتورهاي كلارا آبكار نيز در اين تالار به نمايش در آمده‌اند. اولين اثر رنگي او در ميان اين آثار ديده مي‌شود. اين اثر به تقليد از كار رضا عباسي تصوير شده است.
تالار شماره سه
اين تالار به بهترين نمونه‌هاي آثار كلارا آبكار، شامل چند نمونه مينياتور روي عاج، چند كپي از كار مينياتورريست‌هاي بنام ايران و نمونه‌اي از تذهيب اختصاص ارد.
مضامين اين مينياتورها از ادبيات غني ايران مانند ليلي و مجنون، خسرو و شيرين، شيخ صنعان و دختر ترسا و يوسيف و زليخا گرفته شده است.
نمونه‌هاي كپي كلارا آبكار از آثار هنرمندان صاحب نام گذشته، مانند: داستان پيرزن و سلطان سنجر، كپي از كار سلطان محمد، مينياتور انوشيروان و بزرگمهر، كپي از كار آقاميرك، مينياتوريست دوره صفوي و شكار بهرام گور، نام كلارا آبكار را در كنار اساتيد بزرگ مينياتور ايران ثبت كرده‌اند. مينياتورهاي روي عاج را مجالس خسرو و شيرين، يوسف و زليخا و نيز مجلس سنتي رفتن عروس به خانه داماد تشكيل مي‌دهد.
نمونه‌هايي از نقوش قالي و مجالس ملهم از ادبيات منظوم اين مرز و بوم از ديگر مينياتورهاي موجود در اين تالار است.

موزه مردم‌شناسي
موزه پژوهشي مردم شناسي سعدآباد شامل مجموعه‌هايي است كه اشيا آن طي سال‌ها از نقاط مختلف كشور جمع آوري شده و نمايانگر هنر و فرهنگ ايران است.
ساختمان موزه مردم شناسي در دوران پهلوي ايجاد شده و سبك معماري آن تلفيقي از معماري اروپايي و ايراني است.
بناي اين كاخ از سال 1314 ه.ش شروع و در سال 1318 ه.ش پايان يافته است.
از سال 1342 تا 1357 از ساختمان كاخ به عنوان مكاني براي نگهداري اشيا و ظروف قيمتي استفاده مي‌شد و سرانجام به موزه اختصاصي خاندان پهلوي تبديل شد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مكان فوق جهت برپايي موزه پژوهشي و مردم شناسي در نظر گرفته شد و در اسفند ماه 1373 موزه با كاربري جديد افتتاح شد.
مجموعه‌هاي ارايه شده در اين موزه مجموعه‌هاي ثابت و نمايشگاه‌هاي موقت هستند كه اشيا آن طي سال‌ها از نقاط مختلف كشور گردآوري شده و نمايانگر بخشي از آداب، فرهنگ و هنر اين مرز و بوم است.
موزه هنر
موزه هنر ملل سعدآباد در برگيرنده آثاري از تمدن‌هاي پيش از اسلام، دوران اسلامي، هنر آفريقاي سياه، هند، خاور دور و آثار هنر معاصر ايران و جهان است.
 مجموعه آثار اين موزه از سراسر جهان خريداري و يا اهدا شده است، ساختمان اين موزه نيز در گذشته موزه هنري بوده و از قسمت‌هاي زير تشكيل شده است:
موزه هنر ملل
موزه هنر ملل كه بخشي از مجموعه فرهنگي كاخ موزه ملت است، در گذشته موزه هنري بوده كه مورد استفاده خانواده پهلوي و اطرافيانش قرار مي‌گرفت.
مجموعه آثار اين موزه از سراسر جهان خريداري شده و يا اهدايي است.
اين آثار شامل: تمدن‌هاي پيش از اسلام، دوره اسلامي، هنر آفريقاي سياه، هند، خاور دور، ماياها و آثار هنر معاصر ايران و جهان است.
هنر باستاني
در بخش هنر باستاني ايران سفالينه‌هاي گلي منقوش، از هزاره چهارم تا هزاره اول ق.م. از اسماعيل آباد قزوين و تپه‌هاي دشت مركزي ايران - كه نقوش آن‌ها ملهم از حيوانات مورد ستايش و جريان آب است - قرار داد.
تمدن ماياها
پيش از كشف آمريكا، در سال 1492 ميلادي دو كانون هنر و تمدن در آمريكا وجود داشته است، تمدن ماياها و اينكاها.
آثاري از تمدن ماياها در موزه هنر ملل وجود دارند كه پيدايش آن‌ها به اوايل سده اول پيش از ميلاد نسبت داده شده است.
هنر آفريقا
بخش هنر آفريقا كه روند هنرهاي تمدن‌هاي مختلف اين قاره را نشان مي‌دهد، هنري است جادويي، سنتي، مذهبي، جمعي و كاربردي كه در آن از چوب، سنگ، عاج، سفال و فلز استفاده شده است.
هنرهاي معاصر ايران
در اين بخش آثاري از نقاشان صاحب نام معاصر ايران مانند: سهراب سپهري، فرامرز پيلارام، حسين زنده رودي، اردشير محصص، بهجت صدر، محمد احصايي و پيكره‌هايي ساخته پرويز تناولي، ژازه طباطبايي، مهري معتمد و اسماعيل توكلي (مش اسماعيل) قرار دارند.
هنرهاي معاصر جهان
در اين بخش نيز آثار ارزشمندي از هنرمندان قرن بيستم ميلادي مانند: هربرت باير، يان سوبيسكي، فرناند لژه، مارك شاگال و مك آووي مشاهده مي‌شوند.

موزه سبز
كاخ “شهوند“ كه امروزه كاخ موزه سبز ناميده مي‌شود، يكي از زيباترين كاخ‌هاي موجود در كشور است كه معمار آن “ميرزا جعفر معمار باشي“ بوده و اين كاخ را در نقطه‌اي مرتفع در شمالغربي مجموعه كاخ‌هاي سعدآباد بنا كرده است.
 در نماي خارجي اين كاخ از سنگ‌هاي سبز معدني كمياب خمسه زنجان استفاده شده و وجه تسميه كاخ نيز به همين سبب است. ديوارهاي بيرون كاخ با سنگ‌هاي زيباي كنده كاري شده آراسته بوده و ملات سنگ‌ها از سرب است كه مانع شكستن آن‌ها در اثر انبساط و انقباض مي‌شود.
در اصلي كاخ از سمت شمال غربي به سوي كوه‌هاي مرتفع البرز باز مي‌شود. اين كاخ بر تپه‌اي بلند قرار گرفته و چشم انداز آن از سمت جنوب، شهر تهران است. مساحت زيربناي كاخ در دو طبقه 1203 متر مربع است. زيرزمين كاخ در سال 1350 در زمان محمدرضا بازسازي شد.
كاخ موزه سبز، داراي گچ بري‌ها و آيينه كاري‌هاي زيبايي بوده و تذهيب ديوارها اثر استاد “حسين طاهرزاده بهزاد“ و خاتم كاري‌ها، حاصل كار گروهي كارگاه استاد “صنيع خاتم“ است. ساختمان كاخ از دو طبقه تشكيل شده كه طبقه اول شامل: پله ورودي، تالار آينه، ناهار خوري، اتاق كار، اتاق پذيرايي و اتاق خواب است.
طبقه ديگر زيرزمين كاخ نيز شامل: سالن پذيرايي، دو اتاق خواب با سرويس و سالن ناهار خوري است.
يكي از زيباترين قسمت‌هاي اين كاخ تالار آينه است كه با قالي هفتاد متري كار “عبدالمحمد عمواوغلي“ مشهد مفروش شده و تاريخ بافت آن به زمان رضاخان مي‌رسد.
دستگيره درها از برنز مطلا بوده و ديوارها و سقف تالار، آيينه كاري، و روي آيينه‌ها با گل‌هايي از گچ تزيين شده است؛ در بالاي تالار آيينه يك دست مبل گوبلن قرار دارد كه مربوط به دوره قاجار و از بيوتات سلطنتي بوده و ميز وسط آن متعلق به قرن 18 فرانسه است. پرده‌اي نقره فام با چوب پرده منبت كاري شده پنجره تالار را پوشانده است.
از ديگر وسايل اين كاخ كه اغلب از كشورهاي اروپايي خريداري شده، مي‌توان به چلچراغ‌ها، تابلوهاي نقاشي، مجسمه‌ها، مبل‌هاي دوره لويي شانزدهم و دو ميز كنسول مربوط به دوره ناپلئون، ساعت، شمعدان، گلدان‌هاي برنزي، اشيا كريستال و پيانو اشاره كرد.

+   علی مومن‌ لو ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٥

 

سمينار فرياد بر سکوت برگزارشد

مراسم روز دانشجو با عنوان «فرياد بر سكوت...» روز دوشنبه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان در دانشكده‌ي پزشكي دانشگاه تهران با سخنراني افرادي از جمله محمدعلي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، سعيد حجاريان عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي، محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و مريم عباسي‌نژاد دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي پزشكي دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجت الاسلام و المسلمين محمدعلي ابطحي طي سخناني در اين مراسم با بيان اين كه نقد قدرت را يكي از بزرگترين افتخارات هر جامعه‌اي مي‌داند مراسم 16 سال گذشته در دانشگاه تهران را يادآور شد و خاطرنشان كرد كه قدرت در زمان خاتمي چنان خود را مورد نقد قرار داده بود كه سال گذشته روز 16 آذر در دانشگاه تهران چنين مراسمي برگزار شد.

وي با گراميداشت ياد يادآفرينان روز 16 آذر گفت: وقتي از دانشجو به عنوان جنبش دانشجويي ياد مي‌كنيم به طرز قابل قبولي جريان دانشجويي با يك نوع جريان اعتراضي پيوند مي‌خورد چون جنبش‌خواهي بدون اعتراض نيست و با توجه به اينكه شرايط كشور خاص است اگر جنبش را يك جريان اعتراضي بدانيم شرايط جامعه و نوع نگاه‌ها متفاوت است و در اين شرايط جرياني موفق است كه بتواند خود را مطابقت دهد.

وي اصلي‌ترين بحران آينده‌ي سياسي اجتماعي و فرهنگي را آن‌چه عوامزدگي در مديريت مي‌خواند، دانست و افزود: نكته‌اي كه فضاي جديد ايجاد كرده نفوذ عوامزدگي در مجموعه‌ي مديريتي است كه فضاي جامعه از اين نفوذ تاثير مي‌پذيرد و اين فضا وقتي اتفاق مي‌افتد، مديريت بر اساس چارچوب‌هاي غيرعقلاني كار مي‌كند، اين مي‌تواند پيامد‌هاي بسيار دشواري داشته باشد و جمع كردن اين فضا توسط مديران ممكن نخواهد بود چرا كه وقتي انديشه‌ي عوامگرايي به جامعه عرضه مي‌شود ديگر مديران نمي‌توانند ترمزي براي آن ايجاد كنند.

وي تاكيد كرد: وقتي فضايي فراهم شود كه فردي در هاله‌اي از نور مشاهده ‌شود؛ با اين تفكرات جامعه چگونه مي‌تواند براساس مباني عقلاني اداره شود؟ من نقد را به يك فرد منتقل نمي‌كنم، وقتي در مركز تصميم گيري چنين موضوعي مطرح مي‌شود شعاع بسياري دارد.

ابطحي با انتقاد از برخي از اظهارات درباره‌ي مساله‌ي ظهور تصريح كرد: اين قبل از هر چيز نگراني دينداران را برمي‌انگيزد و وقتي جريانات عوامانه خود را مطرح مي‌كنند اولين قرباني دين و سپس كشور و مردم خواهند بود و استفاده از احساسات مذهبي براي ريز نگاه كردن به مسائل اعتقادي هميشه ابزاري قابل استفاده‌ي حكومت‌ها بوده اما نكته اينجاست كه هيچ وقت شروع كنندگان نتوانسته‌اند پايان دهندگان باشند.

اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز همچنين اظهار داشت: نقد قدرت را يكي از بزرگترين افتخارات هر جامعه‌اي مي‌دانم و اينكه قدرت در زمان آقاي خاتمي چنان خود را مورد نقد قرار داده بود كه در سال گذشته روز 16 آذر در دانشگاه تهران چنين مراسمي برگزار شد. لذا در اين شرايط آنچه كه براي جريانات دانشجويي و به طور كلي كساني كه تاثيرگذار هستند توقع مي‌رود اين است كه اگر نقد نكنند و نقدشان منجر به اصلاح و تاثيرگذاري آن نشود منجر به اعتراض مي‌شود كه اين روند طبيعي يك دانشجو است.

ابطحي همچنين گفت: ما در تصويرگري يك نماي باز داريم و يك نماي بسته‌اي كه مورد به مورد را مشخص مي‌كند و من معتقدم در مورد اصلاحات مي‌توانيم به نماي بسته بيشتر توجه كنيم، در حين اينكه نگاهي هم به نماي باز داشته باشيم و نكته اينكه در وراي خود‌زني‌هاي سياسي مي‌توان صداي قهقهه‌ي مخالفان را بشنويم و به جاي خود‌زني از آزادي و دموكراسي‌خواهي دفاع كرده و همواره آن را از بزرگترين افتخارات بدانيم و در عين حالي كه از ديگران نقد مي‌كنيم به نقد از خود نيز بپردازيم و شجاعانه و با سينه‌ي سپر در اين جامعه از جريان آزادي‌خواهي و دموكراسي دفاع كنيم و اين سربلندي را در ارتباط با روند جامعه داشته باشيم.

وي افزود: در شرايط فعلي كه شرايط بسياري دشواري براي اهل انديشه و فكر است نياز داريم از امكانات مختلف بهره‌گيري كنيم و من امكانات ارتباطي را بسياري توصيه مي‌كنم، چراكه در دنيا اين امكانات بسياري سهل الوصول‌تر است تا نهايتا جامعه‌ي ما با اعتقادي كه به جريانات تاثيرگذار دارند حركت كنند و اگر اين جريانات نااميد شوند مخالفان حركت اصلاحي نقشي جدي را ايفا خواهند كرد.

ابطحي در پايان ياد كساني را كه در دوره‌ي اصلاحات فعاليت كردند گرامي داشت و گفت: براي كساني كه هنوز گرفتار هستند آرزوي رفع گرفتاري مي‌كنم و به طور مشخص براي باطبي و همچنين از حوادث تلخ كوي دانشگاه تهران كه بسيار سنگين بود ياد مي‌كنم و براي كساني كه در آن حوادث و حوادث مشابه آسيب ديدند آرزوي سلامتي مي‌كنم. همچنين از دوست خوبم آقاي گنجي كه همچنان بار دوران اصلاحات را به دوش مي‌كشد و راه سختي را طي مي‌كند و براي شهيد زنده دكتر سعيد حجاريان آرزوي شفاي عاجل را دارم.

به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، «سعيد حجاريان» نيز طي سخناني در اين مراسم با تاكيد بر ضرورت اتحاد در جنبش دانشجويي و نيز اتحاد در بين اصلاح‌طلبان، گفت: شعار «دموكراسي در داخل، صلح در بيرون» شايد بتواند نقطه‌ي پيوندي براي طيف وسيعي از نيروها باشد.

وي با اشاره به قدمت انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي پزشكي اظهار داشت: شما دانشجويان در زمره‌ي نخبگان كشور هستيد و اميدواريم كه 16 آذر پايدار بماند.

سپس متن سخنراني وي توسط يكي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي پزشكي قرائت شد. حجاريان اينگونه شروع كرد: «اتحاد، مبارزه، پيروزي»، شعار روز 16 آذر هميشه همين بود. هر سال به مناسبت 16 آذر مراسمي از سوي دانشگاهيان برگزار مي‌شود و ياد 3 جوان پاكي كه توسط مزدوران شاه در پاييز غم‌انگيز درست بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 در راهروهاي دانشكده‌ي فني به گلوله بسته و به خاك و خون كشيده شدند پاس داشته مي‌شود. و اين زخم و اين جراحت هنوز التيام نيافته است و مانند ساير روزهاي تاريخي چون 17 شهريور، 15 خرداد و 22 بهمن در سينه‌ي تاريخ ثبت خواهد شد.

حجاريان افزود: امسال باز اين زخم كهنه را خونابه باز شد و 16 آذر با وقايع ديگري قرين گشت كه هيجاني در ميان دانشجويان پديد آورد كه خود بهتر از من به رموز آن واقفيد. من سعي مي‌كنم به يك نكته‌ي بنيادي از آن رموز اشاره كنم. براي روشن شدن مطلبم يك خاطره‌ي تاريخي را لازم مي‌دانم ذكر كنم. اولين 16 آذر بعد از انقلاب بود كه دو تشكيلات سابقه‌دار اما نه چندان مهم كشور بر سر اين‌كه 3 شهيد 16 آذر ارتباط تشكيلاتي با كدام‌يك داشته‌اند به جدال برخاستند. يكي از آنها ادعا مي‌كرد «شريعت رضوي» و «بزرگ‌نيا» پرسشنامه (آنكت) حزبي آنها را پر كرده است و عملا سمپات آن حزب بوده است و فقط «قندچي» متعلق به جريان ديگر است. تشكيلات دوم برعكس ادعا مي‌كرد كه «شريعت رضوي» و «قندچي» متعلق به جبهه‌ي آنهاست و فقط «بزرگ‌نيا»‌ متعلق به آنها نيست. 16 آذر بود كه اين دعوا در جريان بود. من گويا در دانشگاه بودم كه عكس آن 3 بزرگوار را مي‌ديدم كه به اين مشاجرات و مناقشات پوزخند مي‌زنند؛ چرا كه آنها قهرمان‌هاي ملي بودند و به مدار و مستوايي از جانفشاني و فداكاري كشيده شده بودند كه در قالب اين جريان و آن جريان نمي‌گنجيدند. به‌ويژه آن‌كه آنها در زمانه‌اي خونشان به هم آميخت كه درست بعد از كودتاي 28 مرداد ناي جغدي هم نمي‌آمد به گوش. آنها توانسته بودند سكوت آن شب ظلماني را با سنگ‌پراني به اتومبيل معاون رييس‌جمهور آمريكا بشكنند و در اليگارشي نظامي و دولت پادگاني و پليسي برخاسته از كودتا اولين رخنه‌ها را بيندازند. لذا براي آنها فرقي نمي‌كرد كه عضو كدام گروه و دسته باشند. هويت ملي در خطر بود و لذا انسان‌هايي بايد در اين راه قدم مي‌گذاشتند كه از همه چيز خود گذشته باشند. به همين خاطر بود كه از آن پس دانشجويان مستقل از هويت‌هاي سازماني خود يكصدا در 16 آذر شعار «اتحاد، مبارزه، پيروزي» را سر مي‌دادند و در اين ميان كسي از ايدئولوژي كسي سوال نمي‌كرد. اين اتحاد به قدري قوي بود كه بعد از انقلاب هم كه يك جريان دولتي سعي كرد با توسل به مقولاتي چون جنگ و شهادت روز دانشجو را تغيير دهد با ناكامي روبه‌رو شد و الان ديگر سر و صدايي از آنها باقي نمانده است.

حجاريان ادامه داد: غرض از اين مقدمه‌ي تاريخي اين بود كه شايد 16 آذر نهيبي باشد براي پراكندگي جنبش دانشجويي كنوني ما. در شرايطي فعلي با دولتي كه سر كار آمده است چه توجيهي براي اين همه شقاق و پراكندگي ميان جنبش دانشجويي به طور خاص و ميان گروه‌هاي طرفدار اصلاحات به طور عام وجود دارد؟ آيا مثلا در فرانسه هنگامي كه «لوپن» كه يك دست‌راستي و ناسيوناليست افراطي بود در مظان پيروزي قرار گرفت همه‌ي گروه‌ها به سمت اتحاد پيش نرفتند؟ آيا اين كار در زمان «گايدار» در اتريش اتفاق نيفتاد؟ همه‌ي اينها به خاطر اين بود كه اروپاييان تجربه‌ي تلخي از پراكندگي احزاب در زمان جمهوري «وايمار» و برآمدن از ناسيونال سوسياليسم آلمان در خاطر خود داشتند، چون نازي‌ها گام به گام جلو آمده و يكي يكي رقبا را از ميان به در كردند بعد هم كه به قدرت رسيدند به بهانه‌ي كمبود فضاي حياتي به كشورگشايي پرداختند و جهاني را پرفتنه كردند.

لذا شعار «دموكراسي در داخل، صلح در بيرون» شايد بتواند نقطه‌ي پيوندي براي طيف وسيعي از نيروها باشد كه نمي‌خواهند به اين فرجام دچار شوند. شايد بعد از 52 سال كه خون آن 3 آذر اهورايي به هم آميخت تا يك تنه در مقابل اليگارشي نظامي شاه بايستند مي‌خواستند كه به ما پيام بدهند كه راه درست راه «اتحاد، مبارزه و پيروزي» است.

 هم‌چنين محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ضمن گراميداشت روز دانشجو در اين مراسم گفت: 16 آذر روز نقش‌آفريني دانشجويان اين مرز و بوم در عرصه مبارزات سياسي، اجتماعي و نماد حضور فعال و نقش‌آفرين دانشگاه و دانشجو در عرصه سياسي اجتماعي بيش از پنج دهه اخير است.

وي گفت: امروز سالگرد 16 آذر را در شرايطي گرامي مي‌داريم كه جريان مبارزات سياسي - اجتماعي ملت ايران يكي از حساس‌ترين و بحث انگيز‌ترين شرايط خود را طي مي‌كند. دوره‌اي كه پس از دوران قهر و اعتراض و انتقاد از عدم تحقق خواسته‌ها و مطالبات شرايط خاصي را پديد آورده است و اكنون با آرامشي كه پس از فرو نشستن اين دوره‌ها شاهد هستيم محيط و شرايط خاصي را مشاهده مي‌كنيم.

وي افزود: براي اينكه درك كنيم چه بايد كرد، بايد به "چه نبايد كرد"ها هم توجه كنيم. اندكي بايد بينديشيم كه چه نبايد كرد. امسال سالگرد يكصدمين سال پيروزي نهضت مشروطه است. صد سال مبارزه براي تحقق مطالبات ملت ايران كه دوره‌هاي پر فراز و نشيبي را در خود جاي داده است اما پس از گذشت صد سال عليرغم تمام اين افتخارات و دستآورد‌هاي عظيم هنوز احساس مي‌كنيم مطالبات بحق ملت ايران استيفا نشده است. بايد اندكي جامع‌تر و همه‌جانبه‌تر و فراگير‌تر بينديشيم.

آرمين با بيان اينكه نبايد اشكالات را صرفا به دوران خودمان منحصر كنيم، ادامه داد: دوره‌اي كه در آن به سر مي‌بريم دوره‌ مهمي است، از آن جهت كه فتنه‌انگيزتر و بلا خيزتر از هر دوره‌اي است. بعد از فراز افتخارآميز جنبش اصلاحي، احساس فرودي از اذهان به وجود آمده كه آزاردهنده است. در چنين شرايطي عقده‌هاي فروخفته، عصبانيت‌ها و يا حتي رشد عقلانيت فردي و حس عافيت‌طلبي زمينه رشد پيدا مي‌كند و زمينه براي رشد دو گرايش متعارض سكوت و انفعال و انتخاب‌هاي راديكال ايجاد مي‌شود. امروز بيش از هر چيز به ارزيابي صحيح و تحليل واقع‌بينانه نياز‌منديم.

آرمين با بيان اينكه جنبش مشروطه دستاوردهاي ارزشمندي براي ايران داشت، گفت: تحولي كه در عرصه انديشه ديني و تفكر روشنفكري در اين دوره به وجود آمد آن را به تنها دروه تعيين‌كننده و سرنوشت‌ساز در كشور ما تبديل كرده است.

وي با بيان اينكه سه عامل ضعف نهادهاي مدني، قدرت مطلقه و استعمار مهمترين و اصلي‌ترين عناصر نقش‌آفرين در تاريخ مبارزات يكصد ساله ما بوده‌اند، اين سه عامل را مهمترين عواملي خواند كه مانع از تحقق مطالبات مردم بوده‌اند.

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود: با پيروزي انقلاب اسلامي، حلقه استعمار خارجي و قدرت مطلقه از بين رفت اما به دلايل متعدد، حلقه ضعف نهاد‌هاي مدني مرتفع نشده‌اند و ما نتوانستيم در اين دوران، نهاد‌هاي مدني قدرتمندي داشته باشيم.»

وي با اشاره پخش كليپ سخنراني رهبر كبير انقلاب اسلامي در ابتداي مراسم، گفت: «رهبر كبير انقلاب نقل به مضمون فرمود مردم ما اگر راي دادند و سلطاني را تعيين كردند از اين جهت كه حاكم بر سرنوشت خود هستند، محق هستند اما آنها نمي‌توانند نظامي را مسلط كنند كه حكومت موروثي شود، چون تصميم‌گيري آنها در مورد نسل بعد خواهد بود آنها به چه مجوزي مي‌خواهند براي امروز ما تصميم‌گيري كنند.»

آرمين ادامه داد: «اين مهمترين و درخشان‌ترين استدلال رهبر انقلاب بود كه نشان مي‌دهد حاكميت اراده مردم بر سرنوشت خود در انديشه امام جايگاه مهمي داشته است. اما به دلايلي حلقه ضعف نهاد‌هاي مدني از بين نرفته و ما نتوانستيم در اين دوران نهاد‌هاي مدني قدرتمندي داشته باشيم و دموكراسي را در جامعه خودمان نهادينه كنيم.»

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران افزود: «ضعف نها‌د‌هاي مدني موجب بازتوليد قدرت مطلقه مي‌شود و نگراني اينجاست كه اگر آن قدرت مطلقه بازتوليد شود و به نهايت خود برسد، حلقه استعمار خارجي هم در اين كشور بازتوليد مي‌شود و مجدداً شاهد همان وضعيتي خواهيم بود كه قبل از پيروزي انقلاب شاهد بوديم.

وي جنبش اصلاحي را حركتي براي از بين بردن حلقه سوم دانست و گفت: دموكراتيزه كردن ساختار قدرت كه به تدريج با بازسازي به قدرت مستبد به سمت تسلط مي‌رفت و همچنين گسترش نهاد‌هاي مدني از اهداف جنبش اصلاحات بود. در عرصه نهاد‌هاي مدني و تشكل‌هاي اجتماعي در اين دروه كارهاي خوبي انجام شده است. شايد از نظر رشد نهاد‌هاي مدني دوره‌ هشت ساله خاتمي يكي از دوره‌هاي موفق براي نهاد‌هاي مدني بود.

آرمين ادامه داد: ‌در عرصه سياسي هم تلاش گسترده‌اي براي دموكراتيزه كردن ساختار قدرت صورت گرفت اما اين فعاليت در عرصه سياسي بايد بر پشتوانه‌اي از نهاد‌هاي مدني قدرتمند متكي مي‌شد. مبارزه در سطح قدرت براي دموكراتيزه كردن ساختار آن به زمان بيشتري نيازمند بود تا نهاد‌هاي مدني ضعيف كه به سمت گسترش و تقويت پيش مي‌رفتند قدرت بيشتري پيدا كنند. متاسفانه اين اتفاق نيافتاد و ما هم در بخش نهاد‌هاي مدني و هم در سطح اصلاح‌طلبان درون قدرت و هم در بخش دانشجويي ضعف‌هايي داشتيم.

اين فعال سياسي اظهار داشت: ضعف نهاد‌هاي مدني و فقدان يك فرهنگ اجتماعي قدرتمند باعث شد مبارزات سياسي - اجتماعي ما در طول صد سال، موجي ناگهاني و توفنده و در عين حال نامستمر و گذرا باشد.

آرمين گفت: در بخشي از دوره اصلاحات ايده تقويت نهاد‌هاي مدني و بدنه اجتماعي مطرح شد اما در سطح شعار باقي مانده يعني راهكار‌ها و راهبرد‌هايي ارائه شد كه مضمون آن اين بود كه از مبارزه در سطح قدرت و مبارزه سياسي بايد نااميد شد و به تقويت نيرو‌هاي مدني پرداخت.

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با بيان اين اعتقاد كه شعار عدالت بدون تحقق دموكراتيزه كردن نهاد‌هاي قدرت امكان‌پذير نيست، گفت: در بعضي از مقاطع بخصوص در مقطع اخير جنبش اصلاحي ديديم كه عدالتخواهي آن هم به صورت بسيار رمانتيك و آرمان‌گرايانه‌اش توسط بخش‌هايي از جامعه مطرح مي‌شود. يعني آنچه كه نشريات و ارگانهاي اقتدارگرا آن را ترويج مي‌كردند از سوي بخشهايي از ما متاسفانه مطرح شد.

وي ادامه داد: برخي مدعي آغازگري و رهبري جنبشي هستند كه شعارش عدالت‌خواهي است. اين جزئي‌نگري‌ها و محدودانديشي‌ها هم مزيد بر علت شد.

آرمين افزود:‌ اگر كسي گفت اصلاحات مرد، همه برايش كف زديم اما جمله او بخش ديگري هم داشت و آن اين بود كه زنده باد اصلاحات جديد. ما عادت داريم هميشه در مرگ گذشته خود دست افشاني كنيم و براي بخش اول اين شعار كف زديم و پايكوبي كرديم، فكر كرديم كار خوبي مي‌كنيم.

وي با بيان اينكه بايد واقعيت را ببينيم، صادقانه با هم سخن بگوييم، صعفهاي خود را بيان كنيم و بدانيم كه نقد گذشته به معناي نفي گذشته نيست، تصريح كرد: بدانيم كه نبايد افتخارات گذشته خود و دستاورد‌هاي عظيم و افتخارات بزرگي كه در طول هشت سال گذشته رقم زديم ناديده بگيريم. خاتمي در اين تاريخ و اين فرهنگ نقاط سفيد درخشاني باقي گذاشت و آيندگان به ارزش آنها بيش از ما پي خواهند بود.

آرميـن با اشاره به شعار زنده باد مخالف من كه در دولت خاتمي مطرح شد، گفت: اينكه در دوره هشت ساله اصلاحات مخالفان خاتمي آزاد‌ترين مخالفان در تاريخ سياسي ايران بودند را نبايد ناديده بگيريم. در دوره اصلاحات حتي يك مخالف بازداشت و از حقوق اجتماعي محروم نشد، بلكه اين موافقان اصلاحات بودند كه بيش از همه هزينه دادند. بايد ببينيم امروز دعوا در انتخاب وزرا بر سر چيست؟ حساس‌ترين و پرآمدترين وزارتخانه، وزارت نفت است، دعوا بر سر وزارت فرهنگ و ارشاد و تعاون نيست. دعوا بر سر دلار‌هاي نفت است.

وي با تاكيد بر اينكه نبايد دستاورد‌هاي دوران اصلاحات را از دست بدهيم، گفت: كمتر از يك سال از دوره پايان دوره اصلاحات نگذشته است ببينيد در سطح انديشه عوام‌زده‌تر، سخيف‌تر و بي‌مايه‌تر از آنچه امروز در سطح انديشه ديني شاهد هستيم وجود دارد؟

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: اگر ما طرفدار دموكراسي هستيم و مي‌خواهيم دموكراسي بر ما حاكم باشد شرط اوليه‌اش اين است كه به تكثر معتقد باشيم. ديگري را به دليل تحليل متفاوت از شرايط در مظان اتهام قرار ندهيم.

وي با بيان اينكه انجمن‌هاي اسلامي نبايد از موضع شرمندگي طرفدار دموكراسي باشند، افزود: نبايد از موضع شرمندگي خواهان آزادي حقوق مخالفان و دگرانديشان باشيم. هيچ نيروي سياسي نمي‌تواند بدون هويت فكري و ارزشي مستقل در عرصه سياسي فعال و منشاء اثر باشد. اساسا اهميت دفاع از ديگري و صاحبان افكار مختلف در اين است كه خود صاحب فكر وانديشه و هويت مستقل باشند و در عين حال از حقوق‌ هويت‌هاي ديگر دفاع كنند.

دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي پزشكي دانشگاه تهران با قرائت آيه‌اي از قرآن مجيد گفت: از مومنان كساني هستند كه به پيماني كه با آنها بسته شده وفا كرده‌اند برخي از اينان در سر پيمان خويش جان باختند و برخي ديگر چشم در راهند و پيمان خود را دگرگون نكرده‌اند.

به گزارش ايسنا، «مريم عباسي‌نژاد» در سمينار «فرياد بر سكوت...» كه از سوي اين تشكل دانشجويي برگزار مي‌شد، افزود: پسرم! اگر به دست هيچ ديكتاتوري گرفتار نشوي فقط بخوان، بخوان. آري بايد خواند تا ديد بر ما چه مي‌گذرد و بر ما چه گذشته است. بايد ديد، تا بتوان فهميد چرا ما اين قدر عرصه را به خود تنگ يافتيم و بايد گوش كرد تا بتوان نظر داد و عمل كرد و فرياد زد و اشتباه من و تو اغلب اينجاست كه از فرط نخواندن و نشنيدن و نديدن اغلب نمي‌فهميم در اطرافمان چه مي‌گذرد و اين فاجعه‌اي است كه بر ما تحميل شده است كه به خواست آنان كه خوش دارند تو آرام، بي سر و صدا بنشيني و فقط حفظ كني و فكر نكني، فقط بپذيري و اطاعت كني، در گوشه‌اي نشسته‌اي و فقط كنج را مي‌نگري و يا نه اگر هم در ميدان ايستاده‌اي شايد فقط به ديگران نگاه مي‌كني كه به كدام سمت مي‌روند، تو هم به آن سمت مي‌روي.

وي با بيان تاريخي از وقايع اتفاق افتاده در 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران به سخنان خود پايان داد.

همچنين «مجيد رادمنش» عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشكده‌ي پزشكي اظهار داشت: دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان است اما به آن نقد زيادي داريم؛ چرا كه از نظر ما از راه خود منحرف شده است. عده‌اي از دفتر تحكيم وحدت وارد بازي‌هاي قدرت شدند و بر سر آن به منازعه پرداختند. عده‌اي مستقيما به حكومت وصل شدند و عده‌اي ديگر به اپوزيسيون خارج از نظام تبديل شدند. گويي كه آنها از وارثان انقلاب نيستند و توجه نكردند كه نمي‌تواند انگ براندازي را به انجمن‌هاي اسلامي چسباند.

وي گفت: بايد بپذيريم كه جامعه‌ي ما علقه‌هاي ديني دارد و توجه نكردن به آنها، ضديت با مردم است و تاريخ اين را ثابت كرده است. موضع‌گيري‌هايي چون تحريم در زمان انتخابات و امثال آن باعث جدايي اين تشكل از توده‌ي مردم و بدنه‌ي جامعه شد.

در اين مراسم كليپ‌هايي از وقايع انقلاب، جنگ تحميلي و حادثه‌ي 18 تير و سرود «يار دبستاني من» پخش شد.

 

+   علی مومن‌ لو ; ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٤

 

سوء استفاده از مقدسات مردمی تا کی؟

با نزديک شدن به اتمام حکومت خاتمی و البته چنيد پيش جريانی آغاز شد که با استفاده از احساسات مذهبی سعی داشت تا افکار عمومی را به سمت و سويی بکشاند که مدت ها بود فضای کشور از ان دور شده بود.

بر دامنه اين امر زمانی افزوده شد که یکی از نمايندگان پارلمان هفتم در سخنانی اعلام کرد که ليست اصولگران مجلس به تاييد امام زمان رسيده است. متعاقب اين امر تحرکاتی با هدف برانگيختن احساسات مذهبی آغاز شد که اوج اين تحرکات را در انتخابات رياست جمهوری شاهد بوديم.

اکنون نيز برخی‌ها مدعی شده‌اند که در سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل

هاله‌ای از نور اطراف او را دربر گرفته است.

واقعا بايد بر اين دين و مسلمانی ما گريست! آخر سوء استفاده از مقدسات مردمی تا کی؟ چرا هيچ  يک از مراجع مذهبی و علمای دين در برابر اين سوءاستفاده ها واکنش نشان نمی دهند؟ واقعا جای تعجب ندارد که ما نسلی را به ايران تحويل داده ايم که نه خدا می شناسد و نه پيامبر!

سخن آخر من با کسانی است که دين را وسيله ارتزاق و پست و دستيابی به امور دنيوی قرار داده اند. اينها بايد بدانند که در پس گذر زمان دين واقعی چون کف دريا رويه واقعی خود را نشان خواهد داد اما به راستی گناه بی دينی و دين گريزی نسل کنونی به عهده کيست؟ و آنها که با سوءاستفاده از دين باعث دين گريزی جوانان و مردم شدند در پيشگاه باری تعالی چه جوابی خواهند داشت؟

 

 

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٩

 

شهادت پيشوای هفتم شيعيان امام جعفر صادق  گرامی‌باد

در خصوص عصر امام صادق (ع) بايد گفت تنها امامي بوده‌اند كه با دو حكومت مرواني و عباسي معاصر بودند، دو حكومتي كه عملاً باشريعت اسلام به نبرد مي‌پرداختند.

رئيس مذهب جعفري "شيعه" پدرگراميش امام محمد باقر (ع) و مادرش «ام‌فروه» دختر قاسم بن‌ابي‌بكر مي‌باشد. كنيه آن حضرت «ابوعبدالله» و لقبش «صادق» است. ايشان تا سن 12 سالگي معاصر جد گراميش حضرت سجاد(ع) بود و تربيت اوليه او تحت نظر اين بزگوار صورت گرفت.

پس از رحلت امام سجاد(ع) حضرت مدت 19 سال در خدمت پدرش زندگي كرد و بدين ترتيب 31 سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر گراميش كه هريك محب خدا در زمان خود بودند، گذرانيد. اين مصاحبت باعث تكامل استقرار ذاتي و شم علمي آن حضرت شد تا آنجا كه در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش بود.

پس از وفات پدرش، 34 سال دوره امامت وي بود كه در اين مدت مكتب جعفري را تاسيس و موجب بازسازي شريعت محمدي گرديد.

ايشان زماني كه عهده‌دار امامت مسلمين بود، با وجود مشكلات و موانع موجود فضايي آماده براي انقلاب ايجاد كرد.

بايد گفت هرچند حكومت‌هاي حاضر مستقيماً با وي به مخالفت نپرداختند اما از هيچ كوششي براي آزار وي دريغ نكردند به همين دليل روايت شده كه عصر وي يكي از طوفاني‌ترين ادوار تاريخ اسلام است چرا كه عصر برخورد مكتب‌ها و ايدئولوژي‌ها و عصر تضاد افكار فلسفي مي‌باشد؛ عصري كه كمترين كم كاري يا عدم بيداري، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات اسلامي مي‌شد.

سياست ويژه‌اي كه امام صادق(ع) در اين شرايط برگزيد خود جاي بسي تامل دارد، چرا كه امام نشر فرهنگ و علوم و معارف اسلامي را در پوشش تقيه (تلاش پنهاني براي سازندگي) انجام مي‌داد.

امام (ع) از تقيه به عنوان ابزار كارآمد براي اجراي سياست حكيمانه‌اش بهره گرفت. بايد اشاره كرد كه هرچند آغاز تقيه به دوران حكومت حضرت علي (ع) برمي‌گردد اما در دوران ولايت امام صادق(ع) رنگ جديدتري به خود مي‌گيرد تا آن جا كه وي تقيه را دين خود و پدران خود معرفي مي‌كند.

نكته جالب در عصر ولايت امام (ع) اين است كه برخي معتقدند اگر امام انقلاب مذهبي گسترده‌اي را در عصر خود ايجاد كرد، مسلما عصر وي مناسب و مساعدترين دوران براي تبليغ بوده است اما واقعيت غير از اين ادعاست، چرا كه امام صادق(ع) به خاطر ظلم امويان حتي يك روز هم نتوانست در صحنه سياسي دعوت خود را اظهار كند.

هرچند مروانيان و عباسيان خوب مي‌دانستند برنده نهايي در اين مبارزه امام (ع) است حتي اگر سكوت كند، چرا كه در اين شرايط سكوت او جنگي مي‌بوداز بهترين نوع مبارزه؛ از اين رو حاكمان عصرش به خصوص سفاح از گرايش مردم به ايشان مي‌ترسيدند اوج اين مخالفت، پس از فروپاشي مروانيان بود كه امام وارد خاك عراق شد.

به گزارش ايسنا مهمترين فايده حضور امام در اين سرزمين نشان دادن قبر اميرالمومنين(ع) به شيعيان بود كه اكثراً نمي‌دانستند.

در يك جمله مي‌توان گفت امام (ع) قيام خود را در لباس تدريس با تاسيس مكتب و انسان‌سازي آغاز كرد و اين عملاً نوعي مخالفت با سياست عباسيان بود تا آن جا كه منصور دوانيقي نتوانست حضور امام را تحمل كند؛ پس وي را از راه خود كنار زد.

گفتني است وجود اختلافات سياسي بين امويان و عباسيان و ظهور عقايد مادي در عصر امام منجر به ايجاد نهضتي علمي شد و مسلماً تنها امام صادق(ع)، با سياست كنارگيري از جنجال‌هاي سياسي براي نشر معارف اسلامي و گسترش قوانين و احاديث علمي كمر همت بست.

از جمله فعاليت‌هاي امام در اين مكتب گردآوري مسايل فقهي و علمي پراكنده به صورت منظم و تربيت شاگردان زيادي بود تا آن جا كه اين جمله ابوحنيفه ادريش خرقه حنفي كه گفت: «من فقيه‌تر از جعفر صادق كسي را نديده‌ام و نمي‌شناسم».

مسلما در تاريخ اسلام، مدرسه فكري چون مكتب امام عليه‌السلام نمي‌توان يافت كه قادر باشد نسل‌هاي متوالي را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين بايد گفت فرهنگ اصيل اسلامي به امام صادق(ع) و نهضت علمي كه او بنيانگذار آن بود، برمي‌گردد.

اما اين كسب فيوضات از محضر امام چندان طول نكشيد تا اينكه سرانجام براثر توطئه‌هاي منصور عباسي در سال 148 هجري، مسموم و در قبرستان بقيع و در زمين مدفون شد.

عمر شريفش در اين هنگام 65 سال بود.

امام صادق (ع) از جهت اينكه عمر بيشتري نسبت به ديگر ائمه نصيبش شده است، به «شيخ ادائمه» معروف است.

 

 

+   علی مومن‌ لو ; ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٧

 

ماجراي سگي كه به صحن امام رضا (ع) پناه آورد
سگي با وارد شدن به صحن مبارك امام رضا ‌(ع) و آرام گرفتن در اين صحن شائيبه‌هاي را ميان زائران و مردم آفريد .
 خدام آستان قدس رضوي با تاييد اين ماجرا  گفتند، حدود يك هفته‌ي پيش اين سگ از قسمت پاركينگ خدام وارد آستان قدس رضوي شد كه در جلوي درب ورودي صحن آزادي با ممانعت خدام حرم مواجه مي‌شود .
 در همين حين كه خدام به دنبال جلوگيري از ورود سگ به حرم بودند ، اين حيوان ازدرب كوچك به ايوان طلا و از آنجا به پايين پاي حضرت در قسمت بانوان است وارد مي‌شود و در آنجا آرام مي‌گيرد .
 به گفته‌ي خدام آستان قدس رضوي ، پايين پاي حضرت بهترين قست آستان قدس رضوي است كه سگ در اين مكان آرام گرفته بود .
 خدام آستان با همكاي زائران سعي مي‌كنند سگ را از محل خارج كنند كه گفته مي‌شود ، اين حيوان هيچ عكس العملي را از خود نشان نداده و كاملا آرام بوده است .
 همچنين خدام آستان قدس رضوي درباره‌ي وجود شايعه‌هايي مبني بر گريه كردذن اين سگ گفتند : محل آرام گرفتن سگ خيس بوده كه نمي‌دانيم ناشي از آب دهان و يا عرق كردن اين حيوان بوده يا چيز ديگر ولي چشم‌هاي سگ قرمز بوده و حالتي عجيب داشته است .
خادمان آستان قدس رضوي با اشاره به نشانه‌هاي ظاهري اين سگ ، آن را حيواني اهلي و سگي نگهبان دانستند و افزودند .
 تاكنوون از صاحب اين حيوان ، هيچ اطلاعاتي به دست نيامده ولي در صورت مشخص شدن صاحب آن ، اطلاعات بيشتري به دست مي‌آيد .
به گفته‌ي مسوولان آستان قدس رضوي اين سگ هم اكنون در مزرعه‌ي نمونه - محل اصلاح ژنتيكي نباتات و نگهداري حيوانات نذر شده تا زمان ذبح - نگهداري مي‌شود
كه هم اكنون با استقبال بسياي از سوي زائران جهت ديدن اين حيوان اهلي مواجه است .
به گفته وي خادمان آستان قدس رضوي زائران از صحنه‌ي آرام گرفتن سگ در صحن حرم با موبايل‌هاي خود عكس و فيلم تهيه كرده‌اند و واين ماجرا كاملا تاييد شده است .
 همچنين گفته مي‌شود ، در خارج از آستان قدس رضوي فيلم‌ها و عكس‌هاي موجود از اين ماجرا با قيمت‌ها‌ي گزافي در حال فروش است.
به گفته‌ي اين خادمان ف پيش از اين نيزماجراي ديگري در سال 55-1354 با پناه آوردن شتري از غسالخانه به آستان قدس رضوي ، اتفاق افتاده بود كه اين شتر نيز در مزرعه‌ي نمونه نگهداري مي‌شد تا اين كه چند سال قبل مرد .

+   علی مومن‌ لو ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir